سرزمین تاریخ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی ) - ۱۳٩٥/۸/۱٠

افضل الدین ابراهیم بن علی خاقانی حقایقی شروانی از شاعران بزرگ قرن ششم و از بزرگترین و نامآورترین شاعران پارسی گوی است که در شروان از شهرهای آذربایجان می زیست. این بزرگ نامدار تاریخ ادب ایران، در سده ای روزگار سپری می کرد که شاعران بزرگی در آن گردن برافراشته بودند. در نیمه اول سده  ششم هجری، سنایی غزنوی می زیست. نزدیک به زمان درگذشت سنایی، عطار نیشابوری گام به عرصه  وجود نهاد.

بزرگ ترین قصیده سرای قرن ششم، انوری ابیوردی، معاصر او بود که استاد بزرگی در شعر پارسی به شمار می آمد. همچنین شاعران بزرگ و نام آوری چون ابوالعلای گنجوی، رشیدالدین محمد وطواط، جمال الدین اصفهانی، مجیر الدین بیلقانی، فلکی شروانی، اثیرالدین اخسیکتی و نظامی گنجوی معاصر او بودند. آنچه منابع ادبی و تاریخی و از جمله تذکره ها به دست می دهند آن است که خاقانی  با بیشتر این بزرگان مکاتبه و مشاعره داشته و به ستایش یا نکوهش و هجو درباره  آنان سخن گفته است.

تندیس خاقانی در بوستان خاقانی تبریز

خاقانی مهارت خود را در سرودن شعر مدیون و مرهون شاعر نامدار و استاد سالخورده  خویش، ابوالعلای گنجوی، بود. وی همانگونه که دکتر محمد غلامرضایی، نویسنده  کتاب سبک شناسی شعر پارسی از رودکی تا شاملو، نیز اذعان داشته است از میان شاعران پیش از خود بیش از همه به سنایی غزنوی نظر داشت و خود را جانشین و تالی او برمی شمرد.

بدل من آمدم اندر جهان سنایی را

بدین دلیل پدر نام من بدیل نهاد

*   *   *

چون زمان عهد سنایی در نوشت

آسمان چون من سخن گستر بزاد

در حقیقت، آنچه امروزه ادب پژوهان و نام آوران پهنه  فرهنگ بدان باور دارند آن است که  شیوه  خاص او در سرایش شعر دنباله  شیوه  سنایی بوده و در عین حال از سبک و سیاق حاکم بر پارسی سرایان بزرگ سده  ششم نیز جدا نبوده است.

شعر خاقانی براساس باور و نظرمتخصصان زبان و ادب پارسی دشوار و پیچیده و مانند شعر انوری ابیوردی، دیگر شاعر مشهور آن روزگار، بیشتر مرکب از قصاید است. البته این بدان معنا نیست که خاقانی تنها در این قالب شعری دست به سرایش سخن یازیده، چرا که او در دیگر قالب های شعری و از جمله غزل، قطعه و رباعی نیز طبع آزمایی کرده بود. همچنین وی مثنوی بلند ومشهوری به نام تحفه العراقین، دارد که آن را به نام جمال الدین ابوجعفر محمد بن علی اصفهانی وزیر و از رجال مشهورسده  ششم سروده و در آن سفرش به  مکه و زیارت خانه  خدا را شرح داده است.

سبک شعری خاقانی که به تعبیر دوخانیکوف، ایران شناس نامدار روس، یکی از درخشان ترین چهره های ادب ایران است به تعبیر درست ادوارد براون، نگارنده  کتاب ارزشمند تاریخ ادبیات ایران، مغلق، بی نهایت مصنوع و حتی فضل فروشانه است.

ظاهرا این فخرفروشی تا بدان پایه و اندازه بوده است که برخی از پژوهندگان وادی فرهنگ و ادب و ازجمله دکتر عبدالحسین زرین کوب، تاریخ نگار و ادیب نامدار معاصر را واداشته است تا بیان دارند نوعی عقده  حقارت بر خاقانی غالب بوده و مفاخره های او نیز، پژواک و بازتابی از این حالت روحی وی است.

به هر ترتیب، آنچه روشن است، اگرچه خاقانی در بخش بزرگی از اشعارش زبانی ساده و روشن دارد اما در بسیاری از قصایدش به ابهام و اغراق گراییده و مضامین عادی و پیش پا افتاده را در پرده ای از تشبیه، ایهام، استعاره، مجاز و کنایه همراه با ایجاز و ابهام پوشانیده است. دشواری سخن و کلام او تنها از آن روی نیست که ذهن او به ابهام و اغراق گرایش دارد و از استعمال ترکیبات متداول دوری می کند، بلکه، مهارت، استادی و کاردانی او در علوم و فنون روزگار خویش و گستردگی و فزونی اطلاعات و آگاهی های او در زمینه های گوناگون و انعکاس آنها در مفاهیم شعری شعرش را دشوار گردانیده است. این دشواری تا بدان پایه است که فهم شعر او نیز به سان شعر سنایی غزنوی و انوری ابیوردی نیاز به فراگرفتن و آموختن مقدمات و آشنایی با دانش های کهن و باستانی دارد. اشعار زیر که به توسط خاقانی سروده شده است را می توان به منزله گواه و مصداقی بر درستی گفتار فوق برشمرد:

تا که آن سلطان به خوان ماهی آمد میهمان

خازنان بحر دربر میهمان افشانده اند

وز برای آنک ماهی بی نمک ندهد مزه

ابر و باد آنک نمکها پیش خوان افشانده اند

گر به دی مه بد زمین مرده پس از بهر حنوط

توده  کافور و تنگ زعفران افشانده اند

ور مزاج گوهران را از تناسل بازداشت

طبع کافوری که وقت مهرگان افشانده اند

خورد خواهد شاهد و شاه فلک محروروار

آن همه کافور کز هندوستان افشانده اند

خاقانی شاعری بسیار حساس و زودرنج بود. رخدادهای روزگار وی را به شدت تحت تاثیر قرار می داد و همین امر سبب شده بود که او گهگاه مرثیه نیز بسراید. آنچه روشن است، مراثی او سرشار از احساسات و عواطف است. خانیکوف، ایران شناس نامی سده  نوزدهم میلادی، درباره  یکی از مرثیه های خاقانی چنین نظری ابراز داشته است:

«اندوه موجب شده است تا فضل فروشی خود را فراموش کند و شعرش مشحون از تعبیرات مشکل و صنایع لفظی نیست بلکه راست به دل خواننده می نشیند و او را به مصیبتی خانوادگی علاقمند می سازد که هفت قرن از آن می گذرد.»

اگرچه در سده  ششم به سبب سده های متمادی حکومت اقوام بیگانه، دوران ضعف و فتور اعتقادات ملی است، اما در شعرخاقانی که پدرش درودگر و مادرش نومسلمانی با اصلیت مسیحی بود نوعی وطن دوستی و دلسوزی نسبت به احوال کشور و در نظر داشتن مفاخر گذشته قابل احساس است.

ظاهرا توانمندی خاقانی در سرایش شعر تا بدان پایه بوده که شعرای بزرگ بعدی به او مانند گنجی مخفی که چندان در دسترس همه کس نبوده چشم داشته اند. محمد رهبر در مقاله ای که با عنوان، غزل بگو خاقانی، نگاشته در این زمینه آورده است که «روح بزرگی چون مولانا نیز در غزلیات از آن گوهر خوشاب استعارات و تشبیهات تازه  خاقانی وام می گیرد و سعدی شیراز نیز همچنین و به حافظ که برسیم اوج این وامداری است... حافظ پس از سعدی به هیچ شاعر دیگری مانند خاقانی نظر نداشته است. آن چنان که بسیاری از غزلیات حافظ بر همان ردیف و قافیه و وزن غزلیات خاقانی است.»

درحقیقت، بنا به وجود مضامین و تعابیر همانند در اشعار خاقانی و حافظ و نیز با توجه به پاره ای از غزلیات هم  وزن و قافیه آن ها می توان نگرش ویژه  این دو شاعر بزرگ را به دیوان خاقانی نتیجه گرفت. به عنوان نمونه می توان موارد زیر را شاهد آورد:

خاقانی:

دیدی که یار چون زدل ما خبر نداشت

 ما را شکار کرد و بیفکند و برنداشت

حافظ:

دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت

 بشکست عهد و از غم ما هیچ غم نداشت

خاقانی:

تاکی از قصه  های بدگویان

 قصه ها پیش داور اندازی

حافظ:

یکی از عقل می لافد یکی طامات می بافد

 بیا کاین داوری ها را به پیش داور اندازیم

===============================================

این مقاله پیشتر در تاریخ 1387/5/7 در روزنامه مردم سالاری منتشر شده است.

نویسنده: امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی ) - ۱۳٩٥/٧/۱٠

نخستین شماره فصلنامه تخصصی«تاریخ و پژوهش»به صاحب‌امتیازی و مدیر مسئولی دکتر عبدالرحیم قاضی منتشر شد.

فصلنامه تخصصی تاریخ و پژوهش

«دانشگاه جندی شاپور و روابط علمی آن با هند و روم» به قلم عبدالرحیم قاضی و ماهم عاشوری دوجی، «ابوالغازی بهادرخان» به قلم مصطفی کافالی و ترجمه محمد قجقی، «آثار مکتوب امیرعلی‌شیر نوایی» به قلم امیر نعمتی لیمائی، «نقش سیاسی خاندان سرابندی در تاریخ معاصر سیستان» به قلم ناصر چاری، «نقش انگلیس در جنگهای دوره اول و دوم روس و ایران» به قلم ستار بردی فجوری، «آسیب شناسی سیاسی حکومت آل زیار در جرجان و طبرستان» به قلم ایرج رمضانی و عبدالرحیم قاضی و نیز «روند شکل گیری موالی در ایران بعد از ورود اسلام» به قلم لیلا نریمان فرد و محمد حبیب پور عناوین مقالات هشتگانه‌ای هستند که در نخستین شماره این فصلنامه تخصصی انتشار یافته‌اند.

غلامحسین نوعی، سردبیر فصلنامه تاریخ و پژوهش است و اعضای هیات تحریریه و داوران آن را جمعی از استادان و پژوهشگران تاریخ تشکیل می‌دهند.

نویسنده: امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی ) - ۱۳٩٥/٢/٢٦

عنوان: زبان های خارجی در گذر تاریخ ایران(از آغاز تا امروز) 

نویسندگان: مهدی دهمرده، امیر نعمتی لیمائی و سیده ریحانه حسینی
 
ناشر: انتشارات علمی و فرهنگی
  
تاریخ انتشار: 1394

صفحات: 178

زبان های خارجی در گذر تاریخ ایران

 

مراکز پخش و فروش:

اداره مرکزی و مرکز پخش: تهران، خیابان نلسون ماندلا(آفریقا)، چهارراه حقانی(جهان کودک)، کوچه کمان، پلاک25، کدپستی15158736313، تلفن:70-88774569
 
 
فروشگاه یک:تهران، خیابان انقلاب، روبروی در اصلی دانشگاه تهران، تلفن: 66963815 و 66400786
فروشگاه دو: تهران، میدان هفت تیر، خیابان کریم خان زند، بین قائم مقام فراهانی و خردمند، پلاک13، تلفن:7-88343806
فروشگاه سه: تهران، خیابان جمهوری، چهاراه شیخ هادی، نبش رازی، پلاک699
فروشگاه چهار: تهران، بزرگراه شهید حقانی، بعد از ایستگاه مترو حقانی، خروجی کتابخانه ملی، کتابخانه ملی(نمایشگاه و فروشگاه دائمی کتاب)
فروشگاه پنج: تهران، خیابان کارگر شمالی، روبروی پارک لاله، نبش کوچه ستاره، نمایشگاه و فروشگاه محصولات فرهنگی سازمان تامین اجتماعی، پلاک1

فهرست مطالب:

مقدمه

فصل یکم ـ زبان های خارجی در ایران باستان

زبان های خارجی در دوران پیش از هخامنشیان

زبان های خارجی در دوران هخامنشی

زبان های خارجی در دوران سلوکی و اشکانی

زبان های خارجی در دوران ساسانی

فصل دوم ـ زبان های خارجی در روزگار اسلامی(از ورود اسلام به ایران تا یورش مغول)

زبان های خارجی در دوران امویان و عباسیان

     -ایرانیان و نهضت شعوبیه

     -ایرانیان و نهضت ترجمه

زبان های خارجی در حدفاصل فرمانروایی طاهریان تا یورش مغول

     -توان یابی دوباره زبان فارسی

     -ادامه حیات زبان عربی

    -رواج نسبی زبان ترکی

فصل سوم ـ زبان های خارجی در روزگار مغول و تیموری

     -زبان های خارجی در دوران ایلخانی

     -زبان های خارجی در دوران تیموری

فصل چهارم ـ زبان های خارجی در روزگار صفوی، افشاری و زند

     -زبان های خارجی در روزگار صفوی

     -زبان های خارجی در روزگار افشاری و زند

فصل پنجم ـ زبان های خارجی در روزگار قاجار

     -اعزام دانشجو به اروپا، نخستین دلیل رواج زبان های اروپایی در ایران

     -مبلغان مذهبی و تاسیس مدارس و مراکز آموزشی نوین، دومین دلیل رواج زبان های اروپایی در ایران

         -مبلغان مذهبی

         -مدارس و مراکز آموزشی نوین

     -نهضت ترجمه در عصر قاجار

فصل ششم ـ زبان های خارجی در روزگار پهلوی

     -تشدید روند اعزام دانشجویان به خارج، عاملی موثر در رواج زبان های غربی

     -تاسیس دانشگاه ها و مراکز آموزشی نوین، عامل موثر در رونق زبان های خارجی

     -مدارس و نظارت دولت بر آن ها، عاملی موثر در رواج زبان های خارجی

     -موسسات و انجمن های فرهنگی، عامل موثر در ترویج زبان های خارجی

          -انجمن ایران و آمریکا

          -شورای فرهنگی بریتانیا

          -انجمن روابط فرهنگی ایران و اتحاد جماهیر شوروی

         -انستیتو گوته

         -موسسه انتشارات فرانکلین

         -موسسه شکوه

فصل هفتم ـ زبان های خارجی در دوران جمهوری اسلامی 

     -عزیمت دانشجویان به خارج و گسترش تعداد دانشگاه ها، عاملی موثر در رواج زبان های خارجی

     -مدارس عاملی موثر در رواج زبان های انگلیسی و عربی

     -موسسات خارجی، آموزشگاه ها و رسانه های نوین، دیگر عامل موثر در ترویج زبان های خارجی

          -انستیتو گوته

          -انجمن فرهنگی اتریش

          -مرکز زبان فرانسه

          -شورای فرهنگی بریتانیا

          -مراکز آموزش زبان جهاد دانشگاهی

          -کانون زبان ایران

          -موسسه زبان کیش(موسسه علوم و فنون کیش)

          -موسسه آموزش زبان سفیر گفتمان

          -موسسه شکوه

برآیند سخن
 
منابع و مآخذ
 
نمایه
 
نویسنده: امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی ) - ۱۳٩٤/۱٢/٢

عباس اقبال آشتیانی که در سال 1276 هـ . خ چشم به جهان برگشود و در 21 بهمن ماه 1334 دیده بر جهان فروبست ، نویسنده­ ای برجسته بود که در تصحیح متون ادبی و نگارش تاریخ به شیوه ­ نوین و تطابق بخشیدن آن با روح فلسفه­  تاریخ تلاش بسیار پیشه کرد. او در زمره ­ نخستین ایرانیانی بود که ضرورت نگرش علمی و فلسفی به تاریخ را دریافت و تا پایان عمر نه چندان طولانی اما پربار خویش، در این طریق گام برداشت. این مهم سبب شد تا نه ­تنها جایگاه علمی او در تاریخ فرهنگ ایران واجد فراز و رفعتی والا باشد، بلکه در تاریخ­نگاری نوین نیز در شمار پیشگامان و هم ­ردیف با افرادی چون علامه محمد قزوینی و حسن پیرنیا و... قلمداد گردد.

عباس اقبال آشتیانی

این استاد برجسته­ ادبیات پارسی و مورخ توانا که دانش­ آموخته­ی مدرسه­ دارالفنون بود، در سال 1304 از دانشگاه سوربن، مدرک لیسانس ادبیات را اخذ نمود. در سال 1314 یارای آن یافت تا به اخذ درجه­ دکترای زبان و ادبیات پارسی از دانشگاه تهران مفتخرشود. وی که از سال 1313 یعنی از نخستین روزهای بنیان نهاده شدن دانشگاه تهران در کنار بزرگان و نام ­آورانی چون بدیع­ الزمان فروزانفر ، ملک ­الشعرای بهار، محمود حسابی و ... عهده ­دار امر تعلیم و تدریس دانشجویان بود، در سال 1317 هموند و عضو فرهنگستان ایران شد. او زین ­پس در کنار تدریس بیش از پیش متوجه کتابت شد و از این رهگذر نه تنها بنیانگذار نشریه­ وزین، یادگار، شد ، بلکه مقاله ­ها و کتاب های بسیاری نگاشت و یا آن­که ترجمه و یا تصحیح نمود.

عباس اقبال، در شهریور ماه 1323، نخستین شماره­ مجله­ یادگار را منتشر ساخت. او در شماره­ آغازین مجله، اندیشه و آرمان خویش از انتشار یادگار را چنین برشمرد: « طبع و نشر آثار پیشینیان، معرفی میراث فرهنگی و هنری ایرانیان، شناساندن وضعیت کنونی ایران، معرفی فرهنگ مردم و آداب و عادات بومی ایران و معرفی نسخه­ های خطی از جمله اهداف انتشار این نشریه است ».

این مجله که تا سال 1328 به حیات خویش ادامه داد، در نوع خود بی ­نظیر بود و مشتمل بر مقاله ­ها و نوشتارهایی در تمامی زمینه­ های علوم انسانی به­ ویژه تاریخ و ادبیات پارسی می­ شد. چهره­ های علمی برجسته­ ای چون رشید یاسمی، سعید نفیسی، قاسم غنی و محمد قزوینی از جمله افرادی بودند که تتبعات علمی خویش را در یادگار منتشر می­ساختند. شگفت­ انگیز است ، مقاله­ هایی که در یادگار انتشار یافتند به رغم گذشت بیش از شش دهه از نشرشان همچنان اعتبار پژوهشی بسیار دارند.

مجله یادگار

عباس اقبال بر آن باور بود که « تا ایرانی معتاد به مطالعه­ کتاب نشود و کتاب درست به قدر وافر در دسترس نداشته باشد از بسیاری دردهای مهلک نخواهد رست ». درواقع ، رسوخ اعتقادی چنین در ذهن اقبال بود که باعث می­شد اولین و مهم­ترین وظیفه­دولتی دوراندیش را « تهیه­ کتاب خواندنی برای مردم » بپندارد و در پی عقیده­ ای این­گونه بود که انجمن  نشر آثار ایران را  بنیان نهاد تا به نشر متون کهن پارسی اقدام گردد.

چنان­که پیشتر نیز گفته آمد، عباس اقبال مقاله­ ها و کتاب­ های بسیاری نگاشت یا ترجمه کرد. او  البته پاره ­ای از کتاب­ های کلاسیک ادب پارسی و عربی را نیز تصحیح نمود. توجه وی به جمع‌ آوری و تصحیح نسخه‌ های خطی کمیاب و گران‌ بهای تاریخ ایران به راستی شایان ستایش است. درضمن حواشی‌ و تعلیقاتی‌ که‌ بر این‌ نسخه‌ های‌ خطی‌ نوشته‌ است نشان از ژرفای دانش تاریخی‌ و آگاهی افزون ادبی وی‌ ‌ دارد.

با توجه به اقدامات اقبال با یقین کامل می ­توان گفت او، در عرصه­ فرهنگ از سویی علاقه­ خود را به زبان و ادب پارسی کاملا مسلم داشت و از دیگر سوی انتقال علوم و دانش نوین به ایران را مهم برشمرد و در راستای این هدف تلاش نمود.

نزدیک به سیصد مقاله از این محقق توانمند معاصر به یادگار مانده است. در اهمیت این مقالات همان بس که شمار زیادی از پژوهشگران برجسته عباس اقبال آشتیانی را بنیانگذار مقاله ­نویسی به معنای فنی آن در ایران برشمرده ­اند.

از اقبال آشتیانی که پژوهشگری پرکار، مورخی نکته ­سنج و ادیبی آگاه به مقتضای زمان بود شمار فراوانی کتاب نیز به جای مانده است. همانگونه که پیشتر نیز یاد گردید، عباس اقبال در شمار نخستین و معدود پژوهشگرانی است که شیوه­ جدید تحقیق علمی را در تاریخ­ نویسی و تصحیح متون به کار گرفت. آثار او گستره ­ای فراخ را دربرمی­ گیرد. زبان­شناسی، سبک ­شناسی، تاریخ، علوم دینی و جغرافیا برخی از شاخه ­های علوم هستند که وی توانمندی خود را در آن به اثبات رسانید. وی در زمینه های شعر ، ادب و مباحث هنری، هم قدرت ذهن و قلم توانای خود را به‌خوبی نشان داد. به تعبیر دیگر، از برجستگی‌ های شخصیت اقبال تنوع حوزه‌ های تحقیق و طبع او است.

تاریخ مغول

بایسته و شایسته­ یادکرد است، چیره‌دستی و موشکافی عالمانه­ اقبال آشتیانی همواره با درست‌نویسی ، ساده‌نویسی ، استواری و دلنشینی نگارش همراه ­بود.از جمله آثاری که توسط این پژوهشگر نامدار نگارش یافته ­اند می­ توان به موارد ذیل اشاره داشت:

شرح حال ابن ­مقفع، خاندان نوبختی، تاریخ مفصل ایران از استیلای مغول تا اعلان مشروطیت، تاریخ اکتشافات جغرافیایی و تاریخ علم جغرافیا، تاریخ ایران بعد از اسلام، مطالعاتی درباره­ بحرین و جزایر و سواحل خلیج فارس، وزارت در عهد سلاطین بزرگ سلجوقی، تاریخ مغول و میرزاتقی ­خان امیرکبیر.

خاندان نوبختی

کتاب­ های ذیل نیز از جمله آثاری هستند که اقبال به ترجمه­ آن­ها به پارسی دست یازید:

طبقات سلاطین اسلام - استانلی لین­پول ، سه سال در دربار ایران - خاطرات دکتر فوریه ، یاداشت­ های ژنرال تره­زل و ماموریت در ایران -  ژنرال گاردن.

مجموعه کتب کلاسیک و کهن ایران که اقبال به تصحیح و انتشار آن­ها پرداخت نیز پرشمارند. عناوین برخی از مهمترین آن­ها به شرح ذیل است:

ذیل بر سیرالعباد سنائی غزنوی اثر حکیم اوحدالدین طبیب رازی، تجارب­ السلف هندوشاه نخجوانی، مجمع ­التواریخ اثر میرزا محمدخلیل مرعشی صفوی ، شاهنامه­فردوسی (با همکاری سعید نفیسی )، لغت فرس اسدی طوسی، شرح قصیده­ عینیه ابن­ سینا، کلیات عبید زاکانی، تاریخ نو جهانگیرمیرزا، حدائق ­السحر فی دقائق­ الشعر رشیدالدین وطواط، دیوان امیر معزی، انیس ­العشاق شرف ­الدین رام ، سیاست­نامه­خواجه نظام­ الملک طوسی، تاریخ طبرستان ابن­ اسفندیار، سمط ­العلی للحضره ­العلیا ناصرالدین منشی کرمانی، فضایل ­الانام من رسائل حجت­ الاسلام (مکاتیب پارسی امام محمد غزالی )، طبقات ­الشعرا فی مدح الخلفا و الوزرای ابن­ معتز، شدالزار فی حط  الوزار عن زوار­المزار جنید شیرازی (همراه با محمد قزوینی )، المضاف الی بدایع ­الزمان فی وقایع کرمان افضل ­الدین کرمانی، بیا ن­الادیان ابوالمعالی محمد بن عبیدالله، عتبه­الکتبه منتجب ­الدین بدیع اتابک جوینی (همراه با محمد قزوینی) و تبصره ­العوام فی معرفه مقالات الانام محمد بن حسین رازی.

به عنوان پایانی بر این کوتاه ­جستار و به منزله­ برآیند سخن همانگونه که دکتر محمد دبیرسیاقی، استاد برجسته­ ادبیات پارسی نیز اذعان داشته است، می ­توان گفت: اقبال از بزرگترین، عمیق‌ترین و جامع‌ترین پژوهندگان معاصر ایران است که هر یک از آثار متعدد و گوناگونش الگوی تحقیق و نگارش اصیل است و البته به تعبیر ادب­ پژوه نامدار، مجتبی مینوی، اقبال اگر چه به تدریس تاریخ و جغرافیا  اشتغال داشت ، اما شیوه­اصلی او آموختن درس زندگی بود.

نویسنده: امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی ) - ۱۳٩٤/۱۱/٢٤

اخلاق و مسائل انسانی از جمله موضوعات مورد توجه نام ­آوران عرصه ­های دانش و ادب در سراسر تاریخ ایران بوده است. حضور توانمندانه جمعی از سرشناس ­ترین فرهنگمردان ایران و از جمله خواجه نصیرالدین طوسی، جلال­ الدین دوانی، ملاحسین واعظ کاشفی، سعدی شیرازی، نورالدین عبدالرحمن جامی و ... در این وادی و نگارش آثار مرتبط با اخلاق از سوی آنان بر درستی این مدعا گواه است.

     امیرعلیشیر نوایی، سیاستمدار و فرهنگمرد برجسته روزگار تیموری که پدیدآورنده آثار بسیاری به دو زبان ترکی جغتایی و فارسی است نیز از جمله پرآوازگانی است که عطف توجه خویش را بدین مهم معطوف کرده و در آثار گوناگون خود تلاش داشته است تا نوع تفکر خود در این زمینه را آشکار دارد. در حقیقت، نگاهی به آثار مختلف امیرعلیشیر که خود به صفاتی چون تواضع، فروتنی، مهربانی، کرم، سخاوت، بخشندگی و ... متصف بود، به روشنی نمایان می ­سازد که اخلاق و مسائل آن از جمله اصلی ­ترین موضوعات مورد پردازش ذهن وی بوده است. به عنوان نمونه، بخش عمده­ای از مقالات بیست ­گانه مثنوی حیرت ­الابرار وی در توصیف مضامینی چون قناعت، وفا، بخشش، ادب، راستی، نیکی و ... است. او در مثنوی فرهاد و شیرین، شخصیت فرهاد را چنان پرداخته است که واجد تمام سجایای اخلاقی باشد و شخصیت برتر و ابرانسان بودن را بنمایاند. به تعبیر خود امیرعلیشیر، فرهادی او که مجسم ساخته است دارای قلب، زبان، چشم، گفتار و کردار پاک است. در مثنوی لیلی و مجنون نیز ایفاگر نقش ابرمرد، مجنون است که دارای تمامی صفات نیکو و خصایص خوب است. بسیاری از ابیات غزلیات ترکی و فارسی دو دیوان عرفانی خزائن ­المعالی و دیوان فانی نیز مسائل اخلاقی را بازتاب می ­دهند. با وجود این، آنچه روشن است، عمده­ ترین و برجسته­ ترین اثر به یادگار مانده از امیرعلیشیر در زمینه اخلاق، رساله محبوب القلوب او است. این کتاب را که به زبان ترکی جغتایی نگارش یافته و شوربختانه هنوز به فارسی برگردان نشده است، امیرعلیشیر با پیروی از سبک سعدی در گلستان و جامی در بهارستان نگاشته است. در اهمیت محبوب ­القلوب همان بس که نه تنها بسیاری از نویسندگان روزگاران پیشین چون غیاث ­الدین محمد خواندمیر موالف کتاب ­های مشهوری چون تاریخ حبیب ­السیر، مکارم­ الاخلاق، مآثرالملوک، دستورالوزراء و ... آن را ستوده­اند، بلکه شمار افزونی از پژوهندگان معاصر نیز در تعریف و تمجید آن به نکات بسیاری اشاره داشته­ اند. پژوهشگر نامی کشور ترکیه، آگاه سری لوند، آن را اثری متعلق به همه زمان­ ها دانسته است.  نویسنده پاکستانی، صغری بانو شگفته و تاریخ­پژوه روس، پترسکو سیروف دعوی کرده­ اند که امیرعلیشیر در آن تمامی مشاهدات، تجربیات و ملاحظات شخصی خود را به ثبت رسانده است. امینه عبدالرحمن و جین یو پنگ، دو دانشور چینی، آن را کتابی پنداشته ­اند که از لا به لای سطور آن می­ توان دیدگاه عقیدتی - فلسفی امیرعلیشیر را نسبت به مسائل اجتماعی دریافت. به باور متین آکاس، دیگر پژوهشگر ترک نیز امیرعلیشیر در نگارش محبوب ­القلوب به صورت مستقیم به مردم نظر داشته و از این روی در آن به بررسی کامل شخصیت­ انسان ­ها و خصایص طبقات اجتماعی پرداخته است. نگارنده نیز چنانکه در کتاب، بررسی زندگی سیاسی و واکاوی کارنامه علمی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی امیرعلیشیر نوایی، متذکر شده بر آن عقیده است که کاربرد تعابیر این چنینی درباره محبوب ­القلوب به هیچوجه از واقعیت به دور نیست و به راستی که این اثر امیرعلیشیر شایسته ستایش افزوناست.  

محبوب القلوب امیرعلیشیر نوایی 

     محبوب ­القلوب، که با حمد پروردگار و نعت پیامبر اسلام(ص) آغاز شده و با یک خاتمه پایان پذیرفته، دربرگیرنده سه باب مختلف است. نخستین باب در رابطه با احوال، افعال و اخلاق خلاق و مشتمل بر چهار فصل است. امیرعلیشیر هر یک از فصول مختلف این باب را به طبقه اجتماعی خاصی اختصاص داده و ویژگی ­ها و صفات پادشاهان عادل، سلاطین ستمکار، وزرا، شیخ ­الاسلام ­ها، قضات، مفتیان، مدرسان، اطباء، شاعران، نویسندگان، هنرمندان، درویشان، شکارچیان، مطربان و ... را ذکر داشته است. باب دوم محبوب­ القلوب به افعال و خصائل ذمیه مرتبط است و ده فصل را دربر دارد. در این فصول امیرعلیشیر درباره مفاهیم توبه، زهد، توکل، قناعت، صبر، تواضع، ذکر، توجه، رضا و عشق سخن گفته است. واپسین باب کتاب نیز سه فصل را شامل می­شود و در ارتباط با فوائد متفرقه، تنبیهات و نصایح است.

     صفحه ای از کتاب محبوب القلوب امیرعلیشیر نوایی

     آنچه از مطالعه محبوب ­القلوب برمی­آید آن است که امیرعلیشیر ضمن توصیف افکار عالیه بشری با دیدی انتقادی جامعه را رصد­کرده و تلاش ­داشته است همراه با یادکرد محاسن هریک از طبقات اجتماعی، معایب آنان را نیز از نظر دور ندارد. به عنوان مثال، او به هنگام معرفی قضات ضمن برشمردن ویژگی ­هایی که یک قاضی  باید دارا باشد بر برخی از آنان که رشوه­ خواری پیشه می ­نمایند، تاخته و از آنان خواسته است از انجام این کار ناپسند بپرهیزند. وی زمانی که از صنف بازرگانان سخن می ­گوید نیز از ارزان ­خریدن ­ها و گرانفروشی های شماری از آنان شکایت کرده و نپرداختن زکات از سوی آنان را مذموم دانسته است. باورهای امیرعلیشیر در هنگام سخن گفتن از مدرسان نیز چندان مترقی جلوه می­ کند که آگاهی از برخی از آن­ ها حتی امروزه نیز  برای هر آن کس که سودای تدریس به سر داشته باشد، ضروری است. به باور وی هدف مدرس نباید منصب و مقام باشد، مدرس در موضوعی که آگاهی نداشته باشد نباید اقدام به تدریس نماید، باید از خودنمایی و خودستایی دوری گزیند، از کبر و غرورورزی بپرهیزد، از ناپاکی گریزان باشد و خود را به هیچوجه عالم و حلال مجهولات مختلف نداند.

     کتاب امیرعلیشیر نوایی

     گفتنی است در محبوب ­القلوب، لطایف و حکایات عبرت ­آمیز بسیاری درباره افراد نامدار و پرآوازه­ای چون جامی، بایزید بسطامی، خواجه عبدالله انصاری، حلاج، سعدی، حافظ و ... ذکر شده و بدین روی می ­توان آن را همچون پندنامه­ هایی پنداشت که در تاریخ ادب ایران به کرات از سوی بزرگان فرهنگ نگارش یافته­اند. به گمان، عاری از زیب نخواهد بود اگر برای پایان بخشیدن به این جستار کوتاه برخی از گفته­ های حکیمانه امیرعلیشیر در واپسین بخش محبوب ­القلوب گفته آید:

اگر خواهی که از زبردستان تو را زیانی نیاید به زیردستان نیکی کن.

عطا و بخشش با رویی گشاده اصل سخاوت و جوانمردی است.

قناعت سرمایه است و شرف و عزت، پیرایه و زیور.

آن کس که راست را با دروغ می ­آمیزد دّر ثمین را نجس می­ سازد.

از دشمن دانا می ­توان سود جست، ولی از دوست نادان امکان زیان فزونتر است.

نویسنده: امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی ) - ۱۳٩٤/۱۱/٧

ابوعلی حسین بن عبدالله بن سینا نامور به ابوعلی سینا، ابن سینا و پورسینا، که سال 359 هجری قمری دیده برجهان گشود و سال 416 هجری چشم از جهان فروبست، از جمله بزرگ ترین، نامدارترین و پرآوازه ترین دانشمندان ایران و اسلام در گستره ای زمانی به وسعت و فراخنای تمام تاریخ است.

    عمده دلیل اشتهار فراگیر ابن سینا که اندیشمندان فرنگی از وی با عنوان Avicenna نام می برند، اندیشه های گرانسنگ و نوشته های پرارزش او درباره فلسفه و پزشکی است. با وجود این، بررسی و واکاوی آثار ابن سینا و همچنین منابع به یادگار مانده از دوران کهن به روشنی هویدا می کند وی جامع تمام علوم روزگار خویش بوده و در دانش هایی چون ریاضیات، نجوم، موسیقی، ادبیات و... نیز در شمار سرآمدان و نخبگان روزگار خویش بوده است.
    موضوعی که در اینجا مدنظر نگارنده است، بررسی جنبه ای از تفکر ابن سیناست که تاکنون کمتر به آن پرداخته شده است. یعنی عرفان و تصوف از دیدگاه ابوعلی سینا.
    خوانش دقیق آثار ابن سینا بویژه کتاب اشارات و تنبیهات، بیانگر آن است که وی با مفاهیم عرفان آشنایی تام داشته و این نکته چندان در نگاشته های او هویداست که امروزه برخی پژوهشگران وی را به گونه ای عرفان منتسب سازند و حتی صوفی پیرو اندیشه وحدت وجود یاد کنند.

ابوعلی سینا، پیونددهنده عقل و قلب

    برابر با تاریخ، ابن سینا هیچ گاه در گذر عمر به سیر و سلوک عرفانی نپرداخت و راه و روش متصوفه را نیز هرگز در پیش نگرفت. درحقیقت، آنچه اسباب رسوخ چنین اندیشه ای در ذهن برخی محققان را فراهم آورده، آن است که پورسینادر آثار پرشمار خود نه تنها عرفان را ستوده، بلکه تبیین مسائلی چون شهود و کرامت های منتسب به عارفان و اولیا را از دیدگاه عقلی ممکن پنداشته و از این روی حتی در برخی رسایل خود به توجیه فلسفی آنها پرداخته است.
    عرفان از منظر ابن سینا تا به آن اندازه پرارج است که با صراحت تمام عارفان را می ستاید: «اینان حجاب تن را دریده اند و از آن رها شده و به عالم قدس پیوسته اند. آنان را جنبه ای است پنهان و جنبه ای است آشکار و آنان که آن جنبه ها را نشناسند منکر آن شوند و آنان که به آن آگاه باشند بزرگش دارند... عارف خدا را می جوید، اما نه برای چیزی جز خدا و هیچ چیز را بر شناخت آن نمی گزیند، او را تنها برای او می پرستد، زیرا او شایسته پرستش است و عبادت خود شریف ترین رابطه اوست با خدا و آن نه برای رغبت به چیزی است یا برای بیم از چیزی... به راز خداوندی در امر تقدیر و سرنوشت آگاه است... نفس او بزرگ تر از آن است که هیچ ذلت بشری او را منزعج [=پریشان] سازد و کینه و حقد در یاد وی نماند و چرا چنین نباشد، در حالی که خاطر او مشغول به خداوند است.»
    پورسینا در کتاب اشارات و تنبیهات خویش اقرار می دارد: «آن که از متاع دنیوی و طیبات این جهانی اعراض کند، زاهد است. آن که بر عبادات از نماز و روزه مواظبت دارد، عابد است و آن که اندیشه و فکرش متوجه قدس جبروت است تا نور حق در درونش بتابد عارف است.» به دیگر سخن، ابوعلی سینا زهد و عرفان یا عبادت و عرفان را دارای قابلیت تلفیق با یکدیگر می داند. او در تکاپوی آن است طریق نیل به سعادت که همان شادکامی روحانی، تعالی معنوی و پیوستن به عالم علوی است را به مردم بنمایاند. به باور او، عرفان بهترین مسیر و چونان شاهراهی است که دسترسی انسان به سعادت جاودانی را آسان می سازد. مع الوصف این نکته را نباید از خاطر زدود که برای نیل به سعادت و وصول به عالم حق، شوق، وجد و حال مفید و لازم است، اما بسنده و کافی نیست. تعلم هم باید در کار باشد تا نفس استعداد تام برای اتصال به عقل فعال را بیابد. یگانگی عاقل و معقول نیز محال است، مگر در موردی که نفس استعداد و قابلیت وصول به حق را حاصل کند.
    درواقع می توان گفت برای ابن سینا طریق سیر و سلوک مشخص وآشکار است. به عقیده وی برای پیمودن این راه سالک از آغاز تا انجام باید با تعلم و تعقل همراه شود.
    به عنوان برآیند سخن می توان گفت عرفان در قاموس ابن سینا همان تکمیل کارکرد فلسفه است. هرچند عرفان و فلسفه روشی کاملامتمایز وجدا از یکدیگر را دنبال می کنند و یکی از اشراق آنی در قالب علم حضوری سخن می گوید و آن دیگری شناخت حقایق معنوی را از قبل براهین عقلی دنبال می کند، اما در واپسین مرحله شناخت حقیقت، همزمان عمل می کنند. به همین جهت پورسینا را می توان از جمله نخستین کسانی در تاریخ ایران و اسلام دانست که کمر همت در پیمودن مسیر تلفیق عرفان و فلسفه بربستند. مسیری که ابن سینا از جمله آغازکنندگان آن بود و افرادی چون ملاصدرا آن را در سده های آتی به سرانجام رساندند.
نویسنده: امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی ) - ۱۳٩٤/٤/٢

عنوان: رساله مفردات (در فن معما)

نویسنده: امیر علیشیر نوایی

با مقدمه، تصحیح، توضیح و تحشیه: امیر نعمتی لیمایی، مهدی قاسم نیا

ناشر: مشکوه دانش

تاریخ انتشار: بهار۱۳۹۴

تعداد صفحه:۱۲۲

مفردات امیرعلیشیر نوایی

مرکز پخش و فروش:

تهران، فلکه دوم صادقیه، خیابان آیت الله کاشانی، خیابان بهنام، نبش کوچه شانزدهم، پلاک۲/۱، مرکز ۳۴ دانشگاه جامع علمی و کاربردی، انتشارات مشکوه دانش. تلفن:۴۴۰۰۱۰۳۴، ۴۴۰۰۱۰۳۳

خرید آنلاین:

http://www.meshkatpub.ir/ZOnlineSale.aspx

نویسنده: امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی ) - ۱۳٩٤/۱/۱۸

عنوان: بررسی زندگی سیاسی و واکاوی کارنامه علمی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی امیرعلیشیر نوایی


عنوان انگلیسی: Analysis of the Political life of Amir Alishir Navai and Exploring his Cultural, Scientific, Social and Economic Works

نویسنده: امیر نعمتی لیمایی

با سرسخن و مقدمه استادان گرانمایه: دکتر محمدجعفر یاحقی و دکتر مهدخت پورخالقی چترودی

ناشر: وزارت امورخارجه و دانشگاه فردوسی مشهد

تاریخ انتشار: بهمن 1393

صفحات: 378


بررسی زندگی سیاسی و واکاوی کارنامه علمی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی امیرعلیشیر نوایی

مراکز پخش و فروش:

تهران، میدان انقلاب، خیابان 12فروردین، پاساژ ناشران، طبقه همکف، پلاک16/22. تلفن: 66952290- 09359649027

تهران: خیابان شهید باهنر(نیاوران)، خیابان شهید آقایی، جنب مرکز آموزش و پژوهش های بین المللی وزارت امور خارجه، فروشگاه شماره 2. تلفن: 22802662

مشهد: میدان آزادی، دانشگاه فردوسی مشهد، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، مرکز پژوهش های آسیای مرکزی. تلفن: 38796827-051

Analysis of the Political life of Amir Alishir Navai and Exploring his Cultural, Scientific, Social and Economic Works

فهرست مطالب:

سخن ناشر

سرسخن

مقدمه

بخش یکم ـ  شرح احوال امیرعلی­شیر نوایی

فصل یکم ـ از تولد تا همراهی با سلطان حسین بایقرا

فصل دوم ـ حضور در آوردگاه سیاست و همراهی با سلطان حسین بایقرا

فصل سوم ـ عوامل موثر در پرورش شخصیت و جهت­ گیری فکری نوایی

بخش دوم ـ  مشاغل و مناصب حکومتی امیرعلی­شیر نوایی و علل و عوامل ارتقای او

فصل یکم ـ مشاغل و مناصب حکومتی امیرعلی­شیر نوایی

فصل دوم ـ علل و عوامل ارتقای امیرعلی­شیر نوایی

بخش سوم ـ  نقش امیرعلی­شیر نوایی در سیاست ­های اعمال­ شده سلطان حسین بایقرا

فصل یکم ـ  نقش امیرعلی­شیر در سیاست ­های داخلی و خارجی سلطان حسین بایقرا

فصل دوم ـ نقش امیرعلی­شیر در منازعات و نبردهای داخلی حکومت تیموری

فصل سوم ـ حضور موثر امیرعلی­شیر در ترکیب و آرایش نیروهای سیاسی

بخش چهارم ـ  گرایش­ های مذهبی و تمایلات عرفانی امیرعلی­شیر نوایی

فصل یکم ـ نوایی، تشیع و تسنن

فصل دوم ـ تمایلات عرفانی و پویش­ های متصوفانه

بخش پنجم ـ  آثار مکتوب امیرعلی­شیر نوایی

فصل یکم ـ آثار ادبی

فصل دوم ـ آثار تاریخی

فصل سوم ـ آثار رجالی

فصل چهارم ـ آثار فنی و هنری

فصل پنجم ـ آثار اخلاقی

فصل ششم ـ آثار مذهبی

فصل هفتم ـ آثار عرفانی

فصل هشتم ـ آثار اسنادی

فصل نهم ـ آثار منتسب و گمشده

بخش ششم ـ  شخصیت علمی ـ ادبی امیر علی­شیر نوایی و اثربخشی مکتب­ساز او

فصل یکم ـ امیرعلی­شیر نوایی، پدر ادب ترکی

فصل دوم ـ امیرعلی­شیر نوایی، دست­ پرورده و مبلغ فرهنگ ایرانی

فصل سوم ـ اثربخشی مکتب­ ساز امیرعلی­شیر نوایی

فصل چهارم ـ فرهنگ­ های­ لغات ترکی و فارسی متکی بر آثار امیرعلی­شیر نوایی

بخش هفتم ـ  شخصیت اخلاقی، مذهبی و عرفانی امیرعلی­شیر نوایی

فصل یکم ـ شخصیت اخلاقی امیرعلی­شیر نوایی

فصل دوم ـ شخصیت مذهبی امیرعلی­شیر نوایی

فصل سوم ـ شخصیت عرفانی امیرعلی­شیر نوایی

فصل چهارم ـ ناگفته ­هایی از زندگی شخصی امیرعلی­شیر

بخش هشتم ـ  خدمات عام المنفعه امیرعلی­شیرنوایی

فصل یکم ـ بناهای آموزشی و فرهنگی

فصل دوم ـ تاسیسات عمرانی

فصل سوم ـ بناهای مذهبی و طریقتی

فصل چهارم ـ مجتمع چندمنظوره اخلاصیه

فصل پنجم ـ یک مقایسه: امیرعلی­شیر، همتای ‌‌نظام­ الملک ‌یا همسان ‌رشیدالدین

بخش نهم ـ  ممدوحان و مغضوبان امیرعلی­شیر نوایی و حمایت­های او از اهل فرهنگ

فصل یکم ـ ممدوحان امیرعلی­شیر

فصل دوم ـ پشتیبانی امیرعلی­شیر از اهل فرهنگ

فصل سوم ـ نوایی و جامی

فصل چهارم ـ مغضوبان امیرعلی­شیر نوایی

بخش دهم ـ  درگذشت امیرعلی­شیر نوایی و آثار سیاسی و اجتماعی ناشی از مرگ او

فصل یکم ـ درگذشت امیرعلی­شیر

فصل دوم ـ آثار سیاسی و اجتماعی درگذشت امیرعلی­شیر

بخش یازدهم ـ حیات معنوی، سیاسی و اجتماعی نوایی پس از مرگ تا عصر کنونی

فصل یکم ـ منزلت امیرعلی­شیر و آثار او در میان ایرانیان تا امروز

فصل دوم ـ منزلت امیرعلی­شیر و آثار او در میان ترکان تا امروز

فصل سوم ـ منزلت امیرعلی­شیر و آثار او در میان دیگر ملل تا امروز

برآیند سخن

منابع و مآخذ

فهرست اعلام

نویسنده: امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی ) - ۱۳٩۳/٥/۱٢

امیرعلیشیر نوایی(فانی) سیاستمدار و فرهنگمرد برجسته روزگار تیموری واجد جایگاهی پرفراز و رفعت در تاریخ ایران است. او که به دو زبان پارسی و ترکی(جغتایی) می­ نگاشت و می­ سرود، در آثار گوناگون خویش به تسلط کاملش بر هر دو زبان یادشده اشاره داشته است. از آن جمله می­ توان قطعه شعری را گواه آورد که در دیوان فارسی وی(دیوان فانی)مضبوط است. امیرعلیشیر در این قطعه شعر، با سری پرغرور، خودستایی نموده ( که نا به جا هم نمی نماید) و به مهارت افزون­ خود در سرایش و نگارش به این دو زبان، بسی نازیده و فخر فروخته است:

معنی شیرین و رنگینم به ترکی بی­ حد است                                             

فارسی هم لعل و دُرهای ثمین گر بنگری

گـوییا در راست بازار سخن بگشوده ­ام            

یک طرف دکان قنادی و یک سو زرگری

زین دکان­ ها هر گدا کالا کجا داند خرید       

زانکه بـاشد اغنیا این نقدها را مشتری

امیرعلیشیر نوایی

با وجود این، بایسته است یاد شود، بیشتر آثار امیرعلیشیر با بهره جستن از زبان ترکی موجودیت یافته ­اند، زبانی که در روزگاران پیش از امیرعلیشیر واجد کاربرد چندانی در وادی دانش و پهنه ادب نبود. یکی از جنبه­ های اهمیت فزاینده کار امیرعلیشیر که به باور برخی ترک­ شناسان در زمره چهار مدافع بزرگ زبان ترکی یعنی محمود کاشغری، مولف دیوان لغت ترک، شیخ عاشق پادشاه، نویسنده غریب­ نامه، و قدری برغموی، صاحب صرف ترکی مسیره ­العلوم، قرار دارد، آن است که وی موفق شد ترکی را چنان فراخ و گستردگی بخشد که شایسته یک زبان ادبی باشد. این موفقیت زمانی  فزونتر جلوه می­کند که درک گردد، نظم و نثر فارسی با توجه به پیشینه دیرینش و در گذر روزگار،  تکامل عظیمی را شاهد بوده و با نام ادب­ ورزان عالیقدر و سخن­ سرایان والامقام مزین و بدون هیچگونه رقیبی بـوده است. بـه دیگر سخن، زبان ترکی، هویت خود بـه عنوان یک زبان ادبی را بلاشک مدیون و مرهون امیرعلیشیر نوایی بوده و نقشی که او در پروریدن سخن ترکی ایفا نموده چنان چشمنواز است که برخی پژوهشگران را واداشته تا او را همپایه سخن­ سرایانی چون دانته، در احیای زبان ایتالیایی و فردوسی در پیشرفت زبان پارسی برشمارند

امیرعلیشیر نوایی(فانی)

گفتنی است، امیرعلیشیر علیرغم آنکه در کتاب محاکمه اللغتین با یادکرد استدلال هایی چند مدعی گشته زبان ترکی بر زبان پارسی برتری دارد (در آینده نزدیک کتابچه ای با عنوان نقد و بازبینی دعاوی امیرعلیشیر نوایی در محاکمه اللغتین به قلم نگارنده منتشر خواهد شد)، بسیاری از آثار خود را با الهام گرفتن از سروده­ ها و نگاشته­ های نام ­آوران ادب پارسی مدون ساخته است(به عنوان نمونه: لسان ­الطیر= منطق الطیر عطار، خمسه= پنج گنج نظامی و امیرخسرو دهلوی، چهل حدیث= اربعین جامی، تاریخ ملوک عجم= نظام التواریخ بیضاوی، وقفیه= وقفیه ربع رشیدی، نسائم المحبه= نفحات الانس جامی و ...). او حتی بیشینه اشعار فارسی به ویژه غزل­ های خود را در تتبع پارسی سرایان پرآوازه سروده و در سرایش آن­ها چنانکه خود نیز اعتراف داشته، به اشعار حافظ، سعدی، امیرخسرو دهلوی، خواجوی کرمانی، جامی، کاتبی ترشیزی، امیرشاهی سبزواری، کمال خجندی و ...نظر داشته است. امیرعلیشیر علت آنکه چرا، بدین اندازه از دیگران پیروی کرده، را چنین مشروح داشته است:

تتبع کردن فانی در اشعار            

نه از دعوی و نی از خودنمایی است

چو ارباب سخن صاحبدلانند          

مرادش از درد دل­ها گدایی است

امیرعلیشر از این روی در وصف و مدح بسیاری از پارسی­ سرایان و پارسی نویسان، که به تعبیر خود وی راهنمایان و پیشکسوتانش بوده­اند، سخن منظوم و مسطور داشته است. آنچه هویدا می­ نماید، ادامه جستار اختصاص  خواهد داشت به ارائه نمونه هایی از این دست واگویه های امیرعلیشیر نوایی: 

(در وصف نظامی گنجوی/ خمسه نوایی- فرهاد و شیرین):

ایماس آسان بو میدان ایچرا توماق     

نظامی پنجه سیغه پنجه اورماق

توتای­ کیم قیلدی اوز چنگینی رنجه        

نی­ گیم اوردی انینگ چنگگه رنجه

کیراک شیر آلیدا هم شیـر جنگی          

اگر شیر اولمسه باری پلنگی

ترجمه: وارد این میدان شدن(خمسه سرایی) و پنجه در پنجه نظامی افکندن کار آسانی نیست. هر کسی با او پنجه در پنجه انداخت تنها چنگ خویش را رنج داده است. باید شیر شد آن هم شیر جنگی، اگر هم نه شیر، باید پلنگ شد.

(در وصف نظامی گنجوی و امیرخسرو دهلوی/ خمسه نوایی- فرهاد و شیرین):

آنینگ بو گنجدین تاپمای تابچای کیشی کام                    

نیچوک­ کیم گنج­پش گنجه آرام

اگر چه گنجه­ ده آرامی آنینگ                                                         

ولی گنج اوزره دائم گامی آنینگ...

توتوب گوهرلری یکسر جهانی                            

نیچوک­ کیم خیل اختر آسمان­نی

یوق اول گوهر که چون تورراقغه قالغای               

ایاغ آستیغه چون قالغای اوشالغای...

کیشی مونداق بولا آلمای گهرریز                        

مگر اول هندوی­ زاد شکرریز

 ترجمه: هیچکس از این گنـج سخن (خمسه) مانند آن که در گنجـه آرمیده کام نگرفته است(نظامی گنجوی)، اگرچه آرامگاه وی در گنجه است، لیکن او همیشه بر روی گنج­ها قرار گرفته است... گوهـرهای او سراسر جهـان را گرفته است، همانگونـه که خیـل ستارگان، آسمـان را فرا گرفتـه­ اند. گوهـر او هرگـز زیر خاک شدنی نیست، اگر بـه زیـر پـا هم افتـد از توانش نمی­کاهـد ... کسی ماننـد او گوهرپاشی نتوانسته است، مگـر آن هنـدوزاده شکـرریز(امیرخسرو دهلوی). 

(در مدح جامی/ خمسه نوایی- لیلی و مجنون):

سوز گلشنـی­ نینـگ شگفته وردی   

علم آیتی­ نیـنـگ ورق ­نوردی ...

چون سلسلـه ایـلادینگ هویدا     

یوز عقل­ نی قیلدیـن آنده شیدا

چون تحفه­ نی ایل بلاسـی اتینگ     

جان تحفه ­لاریـن فـداسـی اتینگ

چون سبحه­ نی کلکینگ ایتی توضیح     

سالدینگ ملک ایچرا ذکر تسبیح

چون قیلدینگ احسـن­ القصص فن     

اول قصـه اولوسغه بولدی احسن

دیوان­ نی­ که ایلادینگ مهیا   

ساچتی بــاشیغه گوهر ثریا...

نظم­ نینگ صفت بیان­دیـن آرتوق    

نثرنینـگ­ نی­ که دیرمین آندین آرتوق

ترجمه: شکفته­ گل گلشن سخن و ورق­ نورد آیات علم و دانش است... آن وقت که سلسله ­الذهب را تالیف کرد عقل­ ها را به آن شیدا ساخت و چون تحفه ­الاحرار را به نظم کشید، خلق تحفه جان را به آن فدا کردند. آنگاه که سبحه ­الاحرار را توضیح داد در میان فرشتگان ذکر تسبیح درانداخت. چون احسن­ القصص(یوسف و زلیخا) را سرود آن قصه برای مردم نیکوترین شد. هنگامی که دیوان تریتب داد، ثریا، گوهر نثار آن نمود. وصف نظم او بالاتر از بیان است و درباره نثرش سخن یگویم از آن هم بالاتر است. 

(ستایش جامی/ دیوان فانی):

حامی دین نبی جامی که جام فقر را

داشته بر کف لبالب از شراب کوثر است

(ستایش جامی، سعدی و امیرخسرو دهلوی/ دیوان فانی):

فانی اگرچه جامی و شیرازیت خوش است

نتوان زدست داد هم آیین دهلوی

(ستایش جامی، حافظ و امیرخسرو دهلوی/ دیوان فانی):

هست چون جرعه کش جامی از آن فانی را

مدد از معنی حافظ شد و روح خسرو

(در وصف نظامی گنجوی/ خمسه نوایی- سد اسکندری):

نظامی­ کـه نظم اهل استادی­ دور                            

انینگ طبعی سـوز جنسی نقادی­ دور

ترجمه: نظامی که استاد اهل نظم و طبع وی نقاد جنس سخن بود، گنج­کالایی اختراع او است(خمسه).

(در مدح جامی/ دیباچه قصاید سته ضروریه):

دُر یکتای بحر نیکنامی

امام زمره اقطاب جامی

(در ذکر مرغان خوش الحان گلستان نظم/ رساله محبوب القلوب):

و آن چند طبقه است: گروه نخستین که از نقود گنج­ های معرفت الهی ثروتمند و از تعریف خلایق بی­نیازند و کارشان برچیدن گوهر از گنجینه­ های معنی و نظم بخشیدن در سلک وزن با هدف فیض بخشیدن به عموم است.

چون نظم­ پردازی بسیار ارجمند و شریف و دلپسند است، از این روی در آیات کلام­ الله و در احادیث معجز نظام پیامبر نیز مطالبی منظوم پیدا می­ شود. اما چون آن مطالب با این هدف بیان نشده، اهل ادب آن را به جهت پاسداشت حرمت شعر نمی­خوانند. ولی پیشوا و مقتدای این قوم گرانقدر سردسته این جماعت شریف،گوهر دریای ولایت و ستاره اوج کرامت، امیرالمومنین علی رضی­ الله عنه و کرم­ الله وجهه ­اند که دیوان منظوم ایشان موجود و در آن اسرار و نکات بی­ شمار است. گروهی که پیرو این مظهرالعجایب هستند بعضی­شان را معروض می­داریم که چه کسانی هستند. از آن جمله ناظم جواهر اسرار به عبارات فارسی، شیخ فریدالدین عطار است و دیگر سراینده مثنوی معنوی، غواص دریای یقین، مولانا جلال­ الدین یعنی مولوی رومی است، که مقصود آنان از نظم اشعار جز بیان اسرار الهی و املای معرفت نامتناهی چیز دیگری نیست. همچنین اولیای آگاه و مشایخ و اهل­ الله دیگری هم هستند که از آنان پیروی نموده و اینان ادای سخن و معنای حقایق را به نیکوترین وجه دانسته ­اند. این جماعت سخنور طریق حقیقت بلکه کیمیاگر آن هستند و جماعتی دیگرند که طریق مجاز را با رمز و راز حقیقت درآمیخته، کلام خویش را بدین روش مرتبط کرده ­اند، همچون نکته­ پرداز اهل معنی، یعنی شیخ مصلح ­الدین سعدی شیرازی و پاکباز و پاک­روی اهل عشق، امیرخسرو دهلوی، و گره­ گشای حقیقت، شیخ اوحدالدین و لفاظ معانی خواجه شمس­ الدین محمد حافظ.

همچنین، جمعی دیگر هم هستند که ادای طریق مجاز بر نظم­ پردازی آنان غلبه دارد و ایشان بدین اسلوب راغب هستند همانند کمال اصفهانی و خاقانی شروانی و خواجوی کرمانی و مولانا جلال و خواجه کمال و انوری و ظهیر و عبدالواسع و اثیر و سلمان ساوجی و ناصر بخاری وکاتبی نیشابوری و شاهی سبزواری.

و دیگر کامل طریق حقیقت و مجاز و کافی و شامل هر دو طریق، رهبر و مقتدای اهل نظم حضرت شیخ ­الاسلام مولانا نورالمله و الدین عبدالرحمن جامی نورالله مرقده و قدس­ سره است که در روش کلام طبقه نخست شیرین­ کلام و در ادای لطایف طبقه دوم صاحب کمال است و در عالم، اهل ذوق و حال به لطایف ایشان شادمانند و با معارف ایشان حضور می­یابند. 

به هر ترتیب، به عنوان برآیند سخن می­ توان گفت، امیرعلیشیر نوایی با برگزیدن زبان ترکی به عنوان زبان اصلی آثار تالیفی خویش، گامی بلند در جهت شکوفایی ادب ترکی برنهاد، اما به فرهنگ ایرانی نیز خدمتی بزرگ نمود. زیرا فرهنگ ایرانی که از دیرباز با یاری جستن از زبان پارسی و حتی عربی توانسته بود جایگاهی پرفراز و رفعت در دنیای اسلام بیابد، زین پس توانست با زبان سوم، یعنی زبان ترکی، بیش از پیش خود را بنمایاند و به بالندگی خویش در میان ترک تباران نیز با شدتی دوچندان و بسی فراتر از روزگاران پیشین،  ادامه دهد.

مطالب قدیمی تر »
امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی )
امیر نعمتی لیمائی، دکترای تاریخ ایران بعد از اسلام
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :