سرزمین تاریخ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی ) - ۱۳۸٤/۱٢/٢۸

فرا رسیدن نوروز فرخنده باد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی را بی گمان باید از جمله سرامدان و برجستگان تاریخ ایران دانست . وی که به روزگار فرمانروایی غمبار ایلخانان مغول می زیست با نبوغ و مهارت خود در دانش پزشکی توانست به دربار سلطان مغول ؛ اباقاخان ؛ راه یابد . هوشمندی وی سبب گردید تا  در روزگار گیخاتو و ارغون نیز مورد ارج و احترام باشد ؛ بدانگونه که علاوه بر طبابت رسیدگی به برخی  امور دیوانی را نیز بر عهده گرفت . اما اوج اقتدار او از ان زمان اغاز گشت که غازان ؛ ایلخان خردمند مغول ؛ متوجه شایستگی افزون او شد و او را به وزارت خویش برگزید .

 جامع التواریخ/ پرآوازه ترین اثر خواجه رشیدالدین

با به وزارت برگزیده شدن این فرد فرهیخته که مرد سیاست ؛ مدیریت ؛ امور دینی ؛ فلسفه ؛ طب ؛ تاریخ ؛ تالیف و انشا بود و به زبانهای پارسی ؛ عربی ؛ ترکی ؛ مغولی و عبری اشنایی داشت (مفتاح ؛ الهامه ؛ « بررسی شخصیت و اثار رشیدالدین فضل الله همدانی » ؛ مجموعه مقالات اولین سمینار تاریخی هجوم مغول به ایران و پیامدهای ان ؛ ج۲ ؛ ص۱۱۵۳) اقدامات بسیار ارزشمندی در جهت اعتلای فرهنگ و تمدن این سرزمین که در پی اوضاع نابه سامان روزگار رو به افول نهاده بود انجام گرفت . انچه روشن است ؛ انچه که امروزه از سوی تاریخنگاران اصلاحات غازانی نام گرفته است به یاری دور اندیشی و تیزبینی خاص این وارث مواریث باستانی صورت پذیرفت .

از جمله عملکردهای درخشان او می توان به بنیان نهادن مجتمع اموزشی ربع رشیدی در نزدیکی تبریز اشاره داشت (تاریخ مغول ؛ ص۴۹۰). بایسته است یاد گردد که این بزرگترین و عظیم ترین مرکز اموزشی عهد ایلخانان از نظر علمی و مدیریتی با دانشگاه ها و مراکز علمی کهن چون گندی شاپور و نظامیه بغداد همپایه و حتی برتر بوده است . از دیگر سوی ؛ واحدهای گوناگون علمی ـ اموزشی ربع رشیدی متنوع بوده و تشکیلات اداری ؛ پژوهشی و اموزشی ان چنان ساماندهی شده بود که با اخرین نمونه های مراکز علمی و پژوهشی و اموزش دنیای کنونی قابل قیاس است .  خواجه رشیدالدین فضل الله بیشترین هم و غم خود را در جهت پیاده کردن اهداف علمی ـ اموزشی این مجتمع به کار برد و برای نیل به این اهداف اماکنی چون مدرسه ؛ بیمارستان ؛ خانقاه ؛ خوابگاه ؛ مسجد ؛ کتابخانه ؛ دارالایتام و ... در ان بنیان نهاد .(وقفنامه ربع رشیدی ؛ص۵۹-۵۷)

تمبر یادبود /وقف نامه ربع رشیدی/ از مشهورترین وقف نامه های تاریخ ایران و اسلام

سراسر مکاتبات رشدی خواجه رشیدالدین مشحون است به انکه او در امر جهانداری و سیاست ورزی نظری صائب داشت . این وزیر خردمند از سویی تلاش می نمود طبق برنامه ای منظم اندیشمندان برجسته را در ربع رشیدی فراز اورد و از سوی دیگر از وجود انها نهایت استفاده را برای تربیت کادرهای علمی عمل اورد او به همین سبب شمار بسیاری از دارایی های خود را برای اداره این کانون علمی وقف کرد . خود او در یکی از مکتوباتش برخی از وقفیات متعلق به این مجموعه را چنین برشمرده است :

« گله های گوسفند که در روم و بغداد و دیاربکر و شیراز و تبریز و اصفهان و مازندران و خراسان و لرستان و دیگر ممالک به کدخدایان احشام سپرده ام پانصد گله است ؛ هر گله پانصد راس وقف کرده ام بر ربع رشیدی که روغن و پشم و کشک و نتاج انها سال به سال صرف خیرات و مبرات کنند و ... دیگر بیست هزار قطعه مرغ که به دست دهاقین و رعایای قراء مواضع تبریز و سلطانیه و همدان سپرده ام وقف کرده ام بر دارالشفاء ربع رشیدی ...» ( مکاتبات رشیدی ؛ ص۲۳۶-۲۳۵)

این فقط بخشی از ثروت اختصاص یافته به ربع رشیدی بود چرا که میزان اوقاف ان بسیار افزونتر از انچه گفته شد بوده است ؛ اما چون به گفته خود خواجه « اگر مفصل مجموع اثاثات ربع رشیدی را بنویسیم موجب ملال و کلال باشد » ( همان ؛ ص۲۳۷) از این کار صرفنظر می گردد . تنها یاداوری می گردد که در مجموعه ای که چهارصد دانشمند ؛ فقیه ؛ محدق و دست کم شش هزار طالب علم روزگار می گذراندند باید چنین هزینه افزونی صرف می گشت تا اینان بتوانند « از سر رفاهیت خاطر به افادت و استقامت مشغول گردند . » ( همان ؛ ص۲۳۸)

انچه بیش از همه شایان توجه می باشد تشکیلات و اداره امور این کانون بزرگ علم و فرهنگ است که به راستی از هر جهت حیرت زا و شگفت اور است ؛ گویی که بر اساس اخرین شیوه های امروزی و مفاهیم اصولی دانشگاههای کنونی استوار شده بود ( رهنما ؛ مجید ؛« رشیدالدین و ربع رشیدی » ؛ مجموعه خطابه های تحقیقی درباره خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی ؛ ص۱۱۴) تا حدی که حتی دستمزد بیمه و حقوق بازنشستگی کارکنان از سوی خواجه منظور شده بود . ( بررسی روش اداری و اموزشی ربع رشیدی ؛ ص۱۴۲)

ویرانه های ربع رشیدی/ نخستین شهر دانشگاهی دنیا

در ربع رشیدی که در زمان رفعت و فرازش ؛ دانش از رشد و ژیشرفتی قابل توجه برخوردار شد کتابخانه ای شصت هزار جلدی وجود داشت که کتابهایش به زبانهای زنده ان روزگار نگارش یافته و از سرزمینهایی گوناگون چون ایران ؛ توران ؛ مصر ؛ مغرب ؛ روم ؛ چین و هند جمع اوری شده بود . «‌ مکاتبات رشیدی ؛ ص۲۳۷) خواجه رشیدالدین برای گرداوردن این همه کتاب به تشویق و تحریص علمای زمان برای تحقیق و انتشار اثار می پرداخت . شگفت انجا است که این تشویق و ترغیب به نوعی مسابقه کتاب نویسی در میان اندیشمندانی از اقصی نقاط دنیا تبدیل شده بود و البته خواجه در ازای دریافت هر کتاب هدایایی که می توان ان را ؛ حق التحریر ؛ نامید برای نگارنده کتاب می فرستاد ؛ حتی اگر ان نویسنده در ممالکی دوردست چون اندلس ؛ مراکش یا تونس می زیست . ( بررسی روش اداری و اموزشی ربع رشیدی ؛ ص۱۲۹)

خواجه رشیدالدین که خود پزشکی زبردست و کاردان بود نسبت بدین علم توجه بسیار می نمود چنانکه بیمارستانهای بسیار بنا نهاد و در تمام دوران وزارت خود غازان و جانشینش اولجایتو را به احداث بناهای خیریه ای چون بیمارستان توشیق و ترغیب کرد . ( مکاتبات رشیدی ؛ صص۳۲۱-۳۱۹) از نشانه های همت والا و گرایش و علاقه افزون وی به این علم می توان به حضور حدود پنجاه پزشک در بیمارستان و مدرسه پزشکی مجتمع اموزشی ربع رشیدی اشاره کرد که هریک از انان دست کم مسئول اموزش دو دانشجوی پزشکی بودند . ( تاریخ دامپزشکی و پزشکی ایران ؛ ج۲ ؛ ص۳۷۳) شایان توجه است این پنجاه پزشک زبردست و ماهر از سرزمینهای مختلف چون هند ؛ چین ؛ مصر و شام تنها به سبب شنیدن اوازه حمایتهای افزون خواجه رشیدالدین رو به سوی او نهاده بودند . ( مکاتبات رشیدی ؛ ص۳۲۱-۳۱۹)  

خواجه رشیدالدین فضل الله در نگارش متون علمی نیز بسیار کوشا بود چنانکه اثار بسیاری از خود در تاریخ و تفسیر دین ؛ علم کلام ؛ فلاحت و زراعت و ... به یادگار نهاد ؛ اما بی گمان معرفترین و ارزشمندترین اثر او کتابی است که درباره تاریخ تحت عنوان ؛ جامع التواریخ ؛ نگاشت . انچه روشن است این کتاب را می توان کاملترین منبع جهت شناخت اقوام ترک و مغول برشمرد ؛ زیرا بخشی از کتاب که در ان از تاریخ قبایل چادرنشین ترک و مغول و سازمان اجتماعی و شیوه زندگی و موازین حقوقی و روایات و افسانه های انها بحث می شود چنان کامل و دقیق است که همتای ان را در هیچ یک از منابع تاریخی مربوط به ان دوران حتی منابع چینی و مغولی نمی توان یافت . ( شناسایی منابع و ماخذ تاریخ ایران ؛ ص۱۶۵-۱۶۴) از دیگرسوی ؛ جامعیت این کتاب بدان حد بوده که تاریخ پژوهانی چون ؛ ساندرز ؛ ان را نخستین تاریخ اصیل جهانی پنداشته ( تاریخ فتوحات مغول ؛ ص۱۷۷) و محققانی همانند ؛ مورگان ؛ اهمیت تاریختگاری عصر مغول را مرهون و مدیون وجود ان دانسته اند. ( مغولها ؛ ص۹) برخی تاریخنگاران همچون ؛ زرین کوب ؛ پای از این فراتر نهاده و از جامع التواریخ به عنوان جسورانه ترین و عظیم ترین طرح در تاریخنویس مسلمانان و نیای فراموش شده تواریخ امروز کمبریچ یاد کرده اند. ( تاریخ در ترازو ؛ ص۷۴) انچه روشن است این کتاب که بی شباهت به یک دائره المعارف تاریخی نیست ( شناسایی منابع و ماخذ تاریخ ایران ؛ ص۱۶۵) مهمترین و ارزشمندترین کتابی می باشد که می شود از ان برای جستجو در زوایای تاریک و ناشناخته عهد فرمانروایی مغولان به ویژه روزگار غازانی بهره برگرفت .

خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی ؛ این نمونه تدبیر ؛ عقلانیت و دانش ایرانی که « وزارت اصف و بوذرجمهر با وزارت و تدبیر او خوار و حقیر بود » ( تاریخ گزیده ؛ ص۶۱۲) سرانجام به روزگار قدرتمداری ابوسعید بهادرخان ؛ اخرین ایلخان مقتدر ؛  بر اثر دسیسه چینی های درباریان و به « سعی جمعی صاحب اغراض » ( منتخب التواریخ معینی ؛ ص۲۴۲) از جمله رقیبی چون ؛ تاج الدین علیشاه جیلانی ؛ کشته شد ( تاریخ گزیده ؛ ص۶۱۳) در برخی منابع امده است که خواجه به هنگامیکه مرگ خویش را نزدیک دید ابیات ذیل را سرود و خدمت ابوسعید فرستاد :

سالها خاطر مرا زنشاط / هیچ پروای قیل و قال نبود

ماه طبعم غم کسوف نداشت / روز عیش مرا زوال نبود

چرخ می خواست تا کند ضرری / لیکنش زهره مجال نبود

اخرالامر هرچه خواست بکرد / بطریقی که در خیال نبود ( اثار الوزراء ؛ ص۲۸۶)

با کشته شدن خواجه ؛ شوربختانه ؛ یادگار ارزشمند و ارزنده او ؛ ربع رشیدی ؛ نیز سرنوشتی بهتر از نابودی نیافت ( روضه الصفا ؛ ج۲ ؛ ص۹۶۱) و سیر قهقهرایی یافتن دانش و دانش اموزی دگربار شدتی دوچندان پیدا کرد .

کتاب نامه :

۱- اقبال اشتیانی ؛ عباس ؛ تاریخ مغول ؛ چاپ هفتم ؛ تهران : امیرکبیر ؛ ۱۳۷۹

۲- بروشکی ؛ محمد مهدی ؛ بررسی روش اداری و اموزشی ربع رشیدی ؛ مشهد : استان قدس رضوی ؛ ۱۳۶۵

۳- بیات ؛ عزیزالله ؛ شناسایی منابع و ماخذ تاریخ ایران ؛ چاپ دوم ؛ تهران : امیرکبیر ؛ ۱۳۸۳

۴- تاج بخش ؛ حسن ؛ تاریخ دامپزشکی و پزشکی ایران ؛ جلد دوم ؛ تهران : سازمان دامپزشکی کشور و دانشگاه تهران ؛ ۱۳۷۵

۵- رشیدالدین فضل الله الوزیر ؛ ابن عمادالدوله ؛ مکاتبات رشیدی ؛ گرداوری محمد ابرقوهی ؛ تصحیح محمد شفیع ؛ پاکستان : کلیه پنجاب ؛ ۱۳۴۶

۶- رشیدالدین فضل الله همدانی ؛ ابن عمادالوله ؛ وقفنامه ربع رشیدی ؛ تهران : انجمن اثار ملی ؛ ۱۳۵۰

۷- زرین کوب ؛ عبدالحسین ؛ تاریخ در ترازو ؛ درباره تاریخ نگری و تاریخ نگاری ؛ چاپ هشتم ؛ تهران : امیرکبیر ؛ ۱۳۸۳

۸- ساندرز ؛ ج ؛ ج ؛ تاریخ فتوحات مغول ؛ ترجمه ابوالقاسم حالت ؛ تهران : امیرکبیر ؛ ۱۳۶۳

۹- عقیلی ؛ سیف الدین حاجی بن نظام ؛ اثارالوزرا ؛ به تصححیح و تعلیق میرجلال الدین حسینی ارموی ؛ چاپ دوم ؛ تهران : اطلاعات ؛ ۱۳۶۴

۱۰- مستوفی ؛ حمدالله ؛ تاریخ گزیده ؛ به اهتمام عبدالحسین نوایی ؛ چاپ چهارم ؛ تهران : ۱۳۸۱

۱۱- مورگان ؛ دیوید ؛ مغولها ؛ ترجمه عباس مخبر ؛ تهران : نشر مرکز ؛ ۱۳۷۱

۱۲- میرخواند بلخی ؛ محمد بن خاوند شاه ؛ روضه الصفا ؛ تهذیب و تلخیص عباس زریاب ؛ چاپ دوم ؛ جلد دوم ؛ تهران : انتشارات علمی ؛ ۱۳۷۵

۱۳- نطنزی ؛ معین الدین ؛ منتخب التواریخ معینی ؛ به تصحیح ژان اوبن ؛ تهران : خیام ؛ بی تا

۱۴- ................... ؛ مجموعه خطابه های تحقیقی درباره خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی ؛ تهران : دانشگاه تهران ؛ ۱۳۵۰

========================

« انسان چون نمی تواند انچه را که مقتضای حکمت و خرد است به کار بندد ؛ انچه را به کار می بندد و بدان عمل می کند موافق حکمت و بر مقتضای حقیقت و صواب جلوه می دهد » ـ « مونتنی»

========================

نویسنده: امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی ) - ۱۳۸٤/۱٢/٦

بزرگترین دانشمند جامعی که پس از سپری گشتن دوران درخشان تمدن ایران اسلامی ظهور کرد و توانست همپای نامدارانی چون بوعلی سینا ، زکریای رازی ، ابوریحان بیرونی ، عمرخیام ، فردوسی توسی و ...  نام خویش را در تاریخ علم جاودانه سازد استاد البشر ، خواجه نصیرالدین محمد بن محمد بن حسن توسی ، است . وی که در سال 597 هجری در جهرود قم به دنیا آمد و بعدها به سبب زیستن در شهر توس لقب توسی یافت ( تاریخ مغول ، ص501) به عهد فرمانروایی غم برانگیز مغول مشعل فروزان علم و ادب ایران را در دست داشت . آنچه روشن است ، وی که در رام نمودن خوی ویرانگر و بدوی مهاجمان مغول برجسته ترین نقش را ایفا کرد یارای آن را یافت تا با درایت و خردمندی افزون خود فرهنگ ایرانی را با وجود دریافت آسیب و زخم فراوان ناشی از نادانی و جهل یورش آوران زنده نگه دارد . شاید از این حیث بتوان او را واجد جایگاهی همطراز با حکیم ابوالقاسم فردوسی برشمرد که زنده ماندن زبان پارسی پس از حمله ی اعراب تا اندازه ای مدیون هوشمندی او بوده است .

 تمبر یادبود هفتصدمین سالروز درگذشت خواجه نصیرالدین طوسی

خواجه نصیرالدین توسی به عنوان کسی که جامع تمام علوم روزگار خویش بود در شاخه های مختلف دانش میراث هایی ارزشمند و ارزنده از خود به یادگار نهاد . به عنوان نمونه ، او کسی بود که با ساختن رصدخانه ی مراغه پایه های ترویج ، گسترش و رشد نجوم را به عهد مغول بنیان نهاد . آنچه روشن است یکی از علل تلاش او در جهت کشف رازهای آسمان آن بود که برپایه ی باور وی دانش ستاره شناسی پس از علوم دینی برترین دانش به شمار می آمد . 

« چون بدیدم بر بسیط زمین   هـیــچ دانــشی زبــعـد دانــش دیــن

نیست از دانش نجومی بـه   کـاندرو گنــج و حکمــت است و فره » (نفیسی ، سعید ؛ « اشعار فارسی خواجه » ؛ یادنامه خواجه نصیرالدین توسی ، ص35)

 

اخلاق ناصری/ کتاب مشهور خواجه نصیرالدین طوسی

براساس مستندات تاریخی ، با تأسیس رصدخانه و آغاز فعالیت آن مراغه که شهری کوچک و کم رونق بود در زمره ی مهمترین شهرهای ایران و مرکزی برای فراز آمدن علما و ادبا شد . ( جواد مندوب ، مصطفی ؛ « اهتمام نصرالدین باحیاء الثقافه الاسلامیه ایام المغول » ؛ یادنامه خواجه نصیرالدین توسی ، ص99 )

به هر ترتیب ، مهمترین ثمره ی این رصدخانه که در آن کتابخانه ای مشتمل بر چهارصدهزار جلد کتاب وجود داشت و دانشمندان نامی و معروف از سرزمینهای گوناگون اسلامی و دست کم یک اندیشمند چینی به نام ، فائومون جی ، در آن گرد آمده بودند (تاریخ ایران کیمبریج ، ج5 ، ص634) تدوین زیج ایلخانی بود . این زیج توسط خواجه نصیرالدین توسی و با یاری دیگر دانشمندان نامی آن روزگار چون مؤیدالدین عروضی ، فخرالدین مراغی ، محی الدین اخلاطی و نجم الدین دبیران قزوینی تدوین گردید ( تاریخ گزیده ، ص590 ) و در آن به نکاتی اشاره شد که «  در دیگر زیجات متقدمان چون کوشیار ، فاخر ، علائی و شاهی و غیرها موجود نبود .» ( تاریخ وصاف ، ص52) البته خدمات حکیم نامدار توس در وادی ستاره شناسی تنها محدود به ساخت رصدخانه و تدوین زیج نبود ، چرا که او آثار بسیاری در این مورد و از جمله رساله ی ، بیست باب در معرفت اسطرلاب ، را نگاشت (کشف الظنون ، ج2 ، ص1985)

این اندیشمند برجسته و فرهیخته برای پیشرفت ریاضیات نیز تلاش بسیار پیشه ساخت و پیشوایی و پیشرویی این علم را چونان بسیاری دیگر از علوم بر عهده گرفت . در حقیقت ، وی استادی بود که به مقامی علمی ، برابر و همپایه با بزرگان ریاضی روزگاران پیشین ، دست یافته و توانسته بود زوال و نابودی این دانش را مانع گردد .( آموزش و دانش در ایران ، ص85 ) بزرگترین و ارزشمندترین کار وی در این زمینه نوشتن ، تحریرات ریاضی ، بود .( صفا ، ذبیح الله ؛ « تحریرات خواجه نصیرالدین توسی » ؛ یادنامة خواجه نصیرالدین توسی ، ص165-133  ) وی که مدتها برای به انجام رساندن این کار به جستجو و تحقیق پرداخته بود درجاهای مختلف تحریرات خود سخن از اصلاح اشتباه های پیشینیان نموده است . این تحریرات حکیم توسی ، از نظر شمول آرای ریاضی دانان یونانی و ایرانی _ اسلامی درباره ی مبادی مختلف تاریخ ریاضیات ، حل های هندسی و اشاره به کارهای گذشتگان در ریاضی ، از مهمترین کتابهای تاریخ ریاضیات اسلامی به شمار می روند . (قاسملو ، فرید ؛ « معرفی نسخه های خطی متوسطات موجود در کتابخانه های ایران » ؛ مجموعه مقالات سومین همایش تاریخ ریاضی ، ص121) بنا به باور نگارنده ی تاریخ ادبیات در ایران ، زحماتی که خواجه در اصلاح و نگارش آثار ریاضیدانان بزرگ دنیای پیش از خود کشید دانش ریاضی را برای دانش پژوهان عهد وی و کسانی که پس از او بدین دانش پرداختند آسان نمود .(  تاریخ ادبیات در ایران ، ج3 ، ب1 ،  ص270) خواجه نصیرالدین ، به غیر از تحریرات که بیشتر مشتمل بر بازنویسی و ویرایش آثار پیشنیان بود در مورد دانش ریاضی کتابهای پرشمار دیگری نیز نگاشت ، آثاری چون رساله در حساب و جبر و مقابله ، رساله ی رد بر مصادره اقلیدس در اصول هندسه ، کتاب الاستوانه ، جامع الحساب و کتاب الظفر در جبر و مقابله از این جمله اند .( همان ، ص271-270 )

در آسمان ادب پارسی نیز خواجه نصیرالدین توسی چونان ستارگان درخشان و تابناک است بدانگونه که کتاب اخلاق ناصری او یادگاری ارزنده از آثار منثور ادب پارسی عهد ایلخانی به شمار می آید . در حقیقت ، با وجود آنکه مقام علمی خواجه نصیرالدین بر جنبه ی نویسندگی او برتری دارد لیکن با توجه به آثار و سبک نگارش ، وی در میان نثرنویسان آن دوره دارای پایگاهی بلند و جایگاهی والا است . ( خطیبی ، حسین ؛ « نثر فارسی در قرن هفتم هجری و سبک آثار فارسی خواجه نصیرالدین » ؛ مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران ، شماره چهارم ، سال سوم ، 1355 ، ص21)

در علم کلام که تحقیق در اصول عقاید اسلامی و دفاع از آنها بدان مربوط است نیز خواجه نصیرالدین طوسی نقشی پررنگ ایفا نمود و با نگارش کتاب ، تجرید الکلام ، پایه گذارکلام شیعی در ایران بعد از حمله ی مغول شد . (تشیع و تصوف تا آغاز سده دوازدهم هجری ، ص92-91 )

نیازمند یادکرد است که از ویژگیهای عهد مغول کشش حکمت به جانب شرع به ویژه نوع شیعی آن است . نمود چنین کششی را می توان در آرای فلسفی خواجه نصیرالدین توسی شیعی مذهب دید که در کنار بابا افضل کاشانی از جمله بزرگترین فلاسفه ی عهد بود و تلاش بسیار برای پیشرفت این علم پیشه کرد . آنچه روشن است ، اگر تأییدات و مدافعات فلسفی محقق مشهور توس نبود اعتراضها و تشکیکها لطمه ی بزرگی به حییثت فلسفه می زد (کارنامه اسلام ، ص 120) کتاب ، شرح اشارات ، نمونه ای از این تاییدات و مدافعات فلسفی خواجه نصیرالدین به شمار می آید (تاریخ فلسفه در ایران و جهان اسلامی ، ص 446-440)

در علم منطق نیز همچون بسیاری دیگر از شاخه های علوم ، خواجه نصیرالدین توسی ، سردسته و پیشاهنگ بود . گواه درستی این گفتار را می توان نگارش کتاب ، اساس الاقتباس ، به توسط خواجه دانست . آنچه روشن است این کتاب که در نه مقاله نگارش یافته و هر مقاله ی آن خود به چند فن و هر فن به چند فصل تقسیم می شود بعد از کتاب ، شفای ابن سینا ، بزرگترین و مهمترین کتابی است که در علم منطق تألیف شده است . (همان ، ص439-438 ) محقق بزرگ توسی همچنین با ترجمه نمودن برخی کتابهای مرتبط با منطق به پارسی ، پایه ی نگارش این دانش را به زبان پارسی استحکام بخشید . (تاریخ ادبیات در ایران ، ج3 ، ب1 ، ص242)

این دانشمند بزرگ و نامی ایران زمین که به واسطه ی نفوذ فوق العاده بر هولاکو خان (فوات الوفیات ، ج2 ، ص149 ) بسیاری از اهل فرهنگ و ادب را از مرگ نجات بخشید سرانجام در سال 672 هجری جان به جان آفرین تسلیم ساخت در حالیکه انبوهی آثار ارزشمند برای همیشه و نامی نیک برای تاریخ به یادگار نهاده بود .

منابع و ماخذ

1- اقبال آشتیانی ، عباس ؛ تاریخ مغول ؛ چاپ هفتم ، تهران : امیرکبیر ، 1379

2- الشیبی ، کامل مصطفی ؛ تشیع و تصوف تا آغاز سده دوازدهم هجری ؛ ترجمه ی علیرضا ذکاوتی قراگوزلو ، چاپ دوم ، تهران : امیرکبیر ، 1374

3- حاجی خلیفه ، مصطفی بن عبدالله ؛ کشف الظنون ؛ جلد اول و دوم ، تهران : اسلامیه و جعفری تبریزی ، 1378ق

4- حلبی ، علی اصغر ؛ تاریخ فلسفه در ایران و جهان اسلامی ؛ تهران : اساطیر ، 1373

5- زرین کوب ، عبدالحسین ؛ کارنامه اسلام ؛ چاپ نهم ، تهران : امیرکبیر ، 1382

6- شیرازی ، فضل الله بن عبدالله ؛ تاریخ وصاف الحضره در احوال سلاطین مغول ؛ تهران :کتابخانه ابن سینا و کتابخانه جعفری تبریزی ، 1338

7- صفا ، ذبیح الله ؛ آموزش و دانش در ایران ؛ تهران : نوین ، 1363

8- صفا ، ذبیح الله ؛ تاریخ ادبیات در ایران ؛  جلد سوم ، بخش یکم ، چاپ ششم ، تهران : فردوس ، 1368

9- کتبی ، ابن شاکر ؛ فوات الوفیات ؛ جلد دوم ، مصر : قاهره : بی نا ، بی تا

10- مستوفی ، حمدالله ؛ تاریخ گزیده ؛ به اهتمام عبدالحسین نوایی ، چاپ چهارم ، تهران : امیرکبیر ، 1381

11- ................. ؛ تاریخ ایران کیمبریچ ، گردآورنده جی . آ . بویل ، ترجمه ی حسن انوشه ، چاپ پنجم ، جلد پنجم ، تهران : امیرکبیر ، 1381

12- ............... ؛ مجموعه مقالات سومین همایش تاریخ ریاضی ، بندرعباس : دانشگاه هرمزگان ، 1378 ،

13- ................ ؛ یادنامه خواجه نصیرالدین توسی ؛ تهران : دانشگاه تهران ، 1336

14- مجله ی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران ، سال سوم ، شماره ی چهارم ، 1335

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

« در زندگی عادی بعضی ملاحظات جایز است . مرد شریف باید وطن و یاران خود را دوست بدارد و در کین و مهر آنان شریک باشد ، اما وقتی انسان عنوان مورخ دارد باید تمام اینگونه احساسات را فراموش کند . بسا که می بایست دشمنان را بستاید و یا برعکس دوستان را نکوهش کند و سرزنش »«پولی بیوس»

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

+ زبان دیرین مردم آذربایجان ـ دکتر منوچهر مرتضوی

 

  

امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی )
امیر نعمتی لیمائی، دکترای تاریخ ایران بعد از اسلام
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :