سرزمین تاریخ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی ) - ۱۳۸٤/٢/۱٩

خدمات ایران و ایرانیان به اسلام و مسلمانان را میتوان در دو حوزه جداگانه مورد بحث وبررسی قرار داد . اول در حوزه ای که تمدن کهن ایرانی به یاری تمدن جوان اسلام می آید و دوم حوزه ای که مردمان ایران اسلامی و ایرانیان اغلب مسلمان شاهکارهای خود را در راه خدمت به اسلام در آن حوزه به وجود آوردند که ناگفته پیداست خود به چندین زیرحوزه قابلیت تقسیم دارد . زیر حوزه هایی نظیر نشر وتبلیغ و دعوت ملتهای دیگر ، سربازی و نظامی ، ذوق و صنعت وهنر ، علم و فرهنگ .

لیکن در این مقال سعی بر اینست تا به بررسی و بازبینی زیرحوزه علم و فرهنگ و خدمات ایرانیان دراین زمینه پرداخته شود و دانشمندان و علمای نامدار ایرانی معرفی گردند . اما با عطف به اینکه تاریخ تمدن اسلام گستره زمانی یکهزار و چهارصدساله ای را در بر می گیرد قاعدتا بازگویی نقش علمای ایرانی از ابتدای شکل گیری این تمدن تا عصر حاضر در این چند صفحه میسر و ممکن نمی باشد و در باب این موضوع میتوان چندین جلد کتاب نگاشت . لذا ، این گستره زمانی را محدود ساخته و تلاش می شود فقط نامی ترین ایرانیان اندیشمند و دانشمندی که در فاصله زمانی صدر اسلام تا پایان قرن چهارم هجری همت و تلاش خود را مصروف نشر علم کرده اند معرفی شده و عملکرد وفعالیتهایشان مورد بازبینی قرار گیرد .

الف : دانشمندان کوشا در ترجمه و نقل علوم :

در حوزه علوم غیر مذهبی ، ترجمه و نقل آثار علمی نگارش یافته به زبانهای پهلوی و سریانی و یونانی و هندی و... نخستین امری بود که مورد توجه مسلمانان قرار گرفت ، به عبارتی دانشمندان قرون دوم و سوم وچهارم هجری نهضتی به نام نهضت ترجمه برپای کردند و  البته بسیاری از ایرانیان در این نهضت نقش پیشرو و پیشوا را بر عهده گرفتند ، چنانکه بنا بر نظر دکتر ذبیح الله صفا هیچ قومی به اندازه اقوام ایرانی و سریانی در ترجمه فعال نبوده است .

«در واقع تقدم در ترجمه همه این کتب با دو قوم ایرانی و سریانی است و از مابقی اقوام اگر اقدامی دراین باب شده باشد چندان نیست که به چشم آید و با زحمات این دو قوم سنجیده شود .»(تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی ؛ ج۱ ؛ ص۵۱)

از بزگترین و نامدارترین مترجمان ایرانی که هریک دست کم به یکی از زبانهای سریانی ، یونانی ، پهلوی و  هندی آشنا بودند و نقل کتب علمی را به زبان عربی وجهه همت خود قرار دادند میتوان به ناماوران ذیل اشاره نمود :

1- جورجیس بن بختیشوع گندیشاپوری که از عیسویان نسطوری بود (همان ؛ ص۵۲)ویعلاوه برترجمه بعضی کتب پزشکی از زبان سریانی به عربی ، کتابهایی نیز به سریانی در باب طبابت نوشته است که معروفترین آنها و در عین حال مهمترین آنها کتاب «« الکناش »» می باشد . ( اموزش و دانش در ایران ؛ ص۹۵)قاضی صاعد اندلسی نیز در کتاب خویش از او و پدرش سخن به میان آورده است .(التعریف بطبقات الامم ؛ ص۱۹۱)

۲- روزبه پسر داذویه ملقب به ابن مقفع که به سال یکصد و چهل‌و دو هجری مقتول گردید(اموزش و دانش در ایران ؛ ص۹۵) نویسنده و مترجم بزرگ قرن دوم هجری است و اصل و نسبش از شهر جور فارسمی باشد و همانند پدر تا چند سال پیش از اواخر حیات به آیین زرتشتی و یا علی الظاهر به دین مانی بود (تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی ؛ ج۱ ؛ ص۵۶)ابن مقفع کتابهای بسیاری را به عربی ترجمه نموده است از معروفترین و شناخته شده ترین این کتب می توان به ترجمه کتاب «کلیله و دمنه »»ازسانسکریت به پهلوی و از پهلوی به عربی نام برد که بنا به گفته قاضی صاعد اندلسی این کتاب«شریف الغرض ، جلیل المنفعه » است .(التعریف بطبقات الامم ؛ ص۱۵۷)

 

بردن کتاب کلیله و دمنه به نزد انوشیروان

 

۳- نوبخت اهوازی که خود را از نژاد گیو پسر گودرز می دانست . بنابر مشهور به ترجمه کتبی از پهلوی به عربی در علم نجوم مبادرت نموده بود ( تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی ؛ ج۱ ؛ ص ۱۵۸)

۴- ابوسهل خرشاذماه که پسر نوبخت بود ( اموزش و دانش در ایران ؛ ص۹۵)از جمله کتبی که او ترجمه نموده است می توان کتابهای ذیل را نام برد : « النهمطان » در موالید ، « الفأل النحوی » ، « الموالید » ، « تحویل سنی الموالید » و « التشبیه و المثل » . ( تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی ؛ ج۱ ؛ ص۹۵)

۵- عمر بن فرخان طبری که در عهد خلافت مأمون به خدمت او درآمد و تعدادی از کتب ریاضی را به امر مأمون به عربی ترجمه نمود . ( اموزش و دانش در ایران ؛ ص۹۵)

۶- ربن طبری که بنا بر اقوال مشهور از یهودیان طبرستان بوده است ، لیکن محمد بن جریر طبری مورخ ومفسر نامی او را نصرانی می نامد . وی کتابهایی را با موضوع حکمت از یونانی و سریانی به عربی نقل نمود . ( تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی ؛ ج۱ ؛ ص۶۰)

۷- ابو ذکریا یوحنا بن ماسویه که از اطباء مشهور و نامی گندیشاپور بود و در اواخر قرن دوم و اوایل قرن سوم هجری به مناسبت گماشته شدن به ریاست بیت الحکمه از سوی مأمون عباسی شهرت بسیار   یافت . تعدادی از ترجمه های او در ذیل می آید :« الکمال و التمام » ، « رفع الضرر الاغذیه » ، «الاسهال» ، «علاج الصداع» ، «السدر و الدوار» ، «محنته الطبیب» ، «المره السودا» و «الحمیات المشجر » . ( همان ؛ ص۶۱)قاضی صاعد اندلسی کتابهای «الجذام» ، «الفصد» و «الحجامه» را هم از جمله آثار او معرفی می نماید . ( التعریف بطبقات الامم ؛ ص۱۹۱)

۸- محمد بن ابراهیم فزاری که معاصر منصور عباسی بوده است . از نخستین کسانی بود که در تمدن اسلامی از کتب ریاضی هندی استفاده کرد و آنها را به زبان عربی ترجمه نمود .(اموزش و دانش در ایران ؛ ص۹۵) وی همچنین قسمتی از مجموعه « سیدهانتا » را که در باب نجوم است از هندی به عربی درآورد ( تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی ؛ ج۱ ؛ ص۶۳)

۹- عیسی بن چهاربخت که از عیسویان گندیشاپور و از پزشکان و دارو شناسان مشهور قرن سوم هجری بوده است .(همان ؛ ص۸۲) از جمله ترجمه های وی ترجمه بعضی از رسایل جالینوس می باشد .(اموزش و دانش در ایران ؛ ص۹۶)

۱۰- موسی بن خالد الترجمان که ترجمه قسمتی از «« سته عشر »» جالینوس را انجام داد ، حنین بن اسحاق و اسحاق بن حنین . ( همان ؛ص۹۶)

در ضمن بایسته است یادآوری شود که علاوه بر این مترجمان می توان به افراد و نامداران دیگری نیز که در امر ترجمه فعال بودند اشاره نمود ، لیکن به دلیل اینکه عمده اشتهارشان به سبب ترجمه نمی باشد و نامور بودنشان بیشتر به علت تبحر آنان در فن و یا دانش دیگری بوده است ازآنان در این بخش گذر کرده و در بخشهای آینده به آنان پرداخته می شود و فقط به عنوان نمونه ای از این دسته مترجمان به ابوریحان بیرونی اشاره می گردد .

ب: دانشمندان کوشا در پزشکی و داروسازی :

از نخستین معلمان و مؤلفان دانش پزشکی، جورجیس بن بختیشوع و یوحنا بن ماسویه بودند اما در واقع تا اوایل قرن سوم هجری کار عمده ای که مستقیماً به وسیله ایرانیان صورت گرفته باشد مشهود نبود و زین پس بود بود که نخستین پزشکان بزرگ ایرانی ظهور کردند . (همان ؛ ص۹۹)

برخی از این طبیبان پرآوازه و نامی را می توان به شرح زیر نام برد :

1- ابوالحسن علی بن ربن طبری که استاد دانشمند نامی ایران زمین ، زکریای رازی نیز بوده است(التعریف بطبقات الامم ؛ ص۲۳۴) تألیفات متعددی در باب طب و درمان دارد ، اما مهمترین آنها در واقع کتاب «فردوس الحکمه» است که در واقع اولین کتاب جامع طبی  است که در تمدن اسلامی و به زبان عربی تألیف گردید.(همان ؛ص۹۹)

 

سردیس ربن طبری/ مازندران/ آمل

۲- محمد بن ذکریای رازی که پزشک و فیلسوف بزرگ و نامی ایران است . وی کتب بسیاری را در علم طب نوشته است به مانند «« الحاوی »» که جامعترین و کاملترین اطلاعات علم طب را تا آن عهد در برداشت ، «طب المنصوری».(اموزش و دانش در ایران ؛ ص۹۹) چنانکه از تاریخ بر می اید وی اداره بیمارستان ری و همچنین بیمارستان بغداد را برعهده داشت . (التعریف بطبقات الامم ؛ ص۲۲۲)

۳- علی بن عباس مجوسی اهوازی که طبیب امیر عضدالدوله دیلمی بود و کتابی مشهور به نام «کمال الصناعه» از او به یادگار مانده است . (همان ؛ ص۱۰۰)

۴- شیخ الرییس ابو علی سینا که باید اورا  بزرگترین پزشک قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری برشمرد. از او رسالات وکتب متعددی در زمینه طب باقی مانده است که مهمترین آنها «القانون فی الطب» است ، تنها رساله ای که او به زبان پارسی نگاشته و از گزند ایام جسته و به ما به یادگار رسیده است رساله ای است تحت عنوان « رساله نبضیه » که در مورد رگشناسی است .(همان ؛ص۱۰۱)

۵- ابوبکر اخوینی بخاری که کتابی به نام « هدایه المتعلمین فی الطب » را به زبان پارسی تألیف نمود .(اموزش و دانش در ایران ؛ ص۱۰۱)

۶-  شاپور بن سهل گندیشاپوری که کتابی مشهور در باب دارو شناسی به نام «الاقراباذنین» به زبان عربی نوشته است ( همان ؛ ص۱۰۴)

۷- ابوریحان بیرونی که علاوه برطب و داروسازی دربسیاری از علوم و فنون دگر نیز استاد بود و بسیاری از کتب را از زبانهای دیگر به زبان عربی ترجمه نموده است . او تألیفات متعدد در باب علوم مختلف داشته ، چنانکه کتابی در مورد داروشناسی به نام «« الصیدنه »» نوشته است . ( همان ؛ ص۱۰۴)

۸- ابو الخیر خمار که یهودی مذهب بود ( تاریخ ده هزارساله ایران ؛ ج۳ ؛ ص۱۳۴) و ابو علی سینا از او به نیکی بسیار یاد کرده است . ( خدمات متقابل اسلام و ایران ؛ ص ۴۸۷)پزشکی مشهور بود که مدتی نیز در دربار خوارزمشاهیان آل مأمون اقامت داشت ( همان ؛ ص۱۳۴)

۹-ابوسهل عیسی بن یحیی مسیحی که بوعلی سینا مدتی در محضر او به تحصیل پرداخت (تاریخ ده هزارساله ایران ؛ ج۳ ؛ ص۱۳۱) و در اوایل قرن پنچم هجری فوت نموده است ( تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی ؛ج۱؛ ص۲۸۷)

 

تمبر یادبود ابوسهل مسیحی/ اسپانیا

ج: دانشمندان کوشا در ادبیات عرب :

خدمات ایرانیان به زبان عربی تا بدان اندازه بوده که با یقین کامل می توان اذعان نمود خدمات ایرانیان به زبان عربی بیش از خود اعراب بوده است . علت این امر را می توان چنین گفت که ایرانیان دقیقا به مانند مسلمانان دیگر ، زبان عربی را زبانی مختص قوم عرب نمی دانستند و آنرا زبان قرآن و زبان بین المللی اسلامی می پنداشتند بنابراین بدور از تعصب و با علاقه ای فوق العاده به فراگیری و ضبط و تدوین قواعد این زبان پرداختند . درجهت اثبات صدق گفتار به نام و اقدامات برخی از ایرانیان فعال در این زمینه اشاره می گردد .

1- یونس بن حبیب که متوفی به سال یکصد و هشتاد و سه هجری است ، بنا به گفته ابن ندیم ایرانی الاصل بوده و تألیفاتی چند در این باب داشته است به مانند « معانی القرآن الکریم »‌(الفهرست ؛ ص۶۹)

۲- ابو عبیده معمر بن المثنی که بازهم به تصریح ابن ندیم ایرانی بوده و در سال دویست و ده هجری وفات یافته است ( الفهرست ؛ ص۷۵ و خدمات متقابل اسلام و ایران ؛ ص۴۵۵)

۳- سیبویه که از اهالی ولایت فارس بود و کتابی معروف در نحو نگاشته است به نام « الکتاب » . (التعریف بطبقات الامم ؛ ص۱۸۳ )

 

تندیس سیبویه/ موزه تاریخ فارس/ شیراز

۴- ابوعلی فارسی که اهل فسای فارس و معاصر با دوران حکمرانی دیالمه بود . در اهمیت مقام او و سیبویه همین بس که ادبای عرب بر این باورند  که نحو از فارس بوسیله سیبویه آغاز گشت و در فارس با رفتن ابوعلی فارسی پایان پذیرفت . ( خدمات متقابل اسلام و ایران ؛ ص۴۵۷)

۵- عبدالقادر جرجانی که بیشترین شهرت او در فن بلاغت است . از وی کتابهای نفیسی در دست است که ارزش خود را تاکنون نیز حفظ کرده اند . کتابهایی از قبیل « اسرار البلاغه » و « دلائل الاعجاز» .( همان ؛ ص۴۵۷)

از دگر ادبای ایرانی متخصص در ادبیات عرب ابوحاتم سجستانی ، ابن سکیت اهوازی ، ابن قتیبه دینوری که صاحب کتابهای «« ادب الکتاب »» و «« المعارف »» است ، حسن بن عبدالله بن مرزبان سیرافی شیرازی ، ابوبکر خوارزمی طبرستانی الاصل ، ابن خالدیه همدانی(همان ؛ ص۴۵۷) و ابوحنیفه دینوری (التعریف بطبقات الامم ؛ ص۲۰۷) را می توان نام برد .

منابع و ماخذ :

1- ابن ندیم ، محمد بن اسحاق ؛ الفهرست ؛ ترجمه محمد رضا تجدد ، تهران : بی نام ، 1346

2- اندلسی ، قاضی صاعد ؛ التعریف بطبقات الامم ؛ به تصحیح غلامرضا جمشید نژاد اول ، تهران : هجرت ، 1376

3- رضایی ، عبدالعظیم ؛ تاریخ ده هزارساله ایران ؛ تهران : اقبال ، چاپ دوازدهم ، جلد سوم ، 1379

4- صفا ، ذبیح الله ؛ آموزش و دانش در ایران ؛ تهران : نوین ، 1363

5- صفا ، ذبیح الله ؛ تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی ؛ تهران : دانشگاه تهران ، چاپ سوم ، جلد اول ، 1346

6- مطهری ، مرتضی ؛ خدمات متقابل اسلام و ایران ؛ قم : دفتر انتشارات اسلامی ، چاپ هشتم ، 1362

______________________________________

« من در تهیه این یادداشتها ، که جرات نمی کنم ان را تاریخ بخوانم جز ان که صحنه ای چند از تاریخ گذشته را از روزنه وجدان و عواطف خویش و از پشت شیشه های تاریک یا رنگارنگ اسناد و منابع موجود تصویر کنم کاری نکرده ام . »« شادروان دکتر عبدالحسین زرین کوب»

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

به مناسبت ۲۵ اردیبهشت روز بزرگداشت فردوسی / فردسی از تولد تا جاودانگی

 

نویسنده: امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی ) - ۱۳۸٤/٢/٢

 عید میلاد پیامبر گرامی اسلام فرخنده باد 

ــــــــــــــــــــــــــــــــ  

از تشکیل سلسله های ایرانی تا حمله مغول

 ــــــــــــــــــــــــــــــــ

براساس آنچه از مطالعه منابع تاریخی برمی آید , در ایران پس از اسلام به ویژه بعد از قدرت یابی سلسله های ایرانی تا روزگار هجوم مغولان , به سبب وجود پادشاهان و وزرای دانش پرور، تعلیم و تربیت روز به روز گسترده تر و گروه افزونتری از مردم از نعمت آموختن دانش بهره مند شدند , چنانکه خاندان طاهری نخستین سلسله نیمه مستقل ایرانی بعد از اسلام که به نسب ایرانی خویش تفاخر می کردند و خود را از تبار رستم دستان پهلوان نامی افسانه‌ها می دانستند (تاریخ ایران بعد از اسلام ؛ ص۴۹۷) به ویژه عبدالله بن طاهر که چون پدر خویش شاعر و نویسنده ای بلیغ بود شاعران را تشویق می‌کردند و در ترویج علم نیز اهتمام بسیار می ورزیدند .حتی برخی از امرای طاهری حمایت از کودکان فقیر و یتیم را پیشه خویش ساخته و اسباب و و سایل لازم برای درس خواندن آنان را تدارک می دیدند . (همان : ص۵۱۱-۵۱۰) با این وجود ، امرای طاهری به زبان عربی بیش از زبان پارسی توجه داشتند . اما دیگر سلسله ایرانی یعنی صفاریان علیرغم آنکه حکومتشان بیشتر ماهیت نظامی داشت به حمایت از زبان پارسی پرداخته و تشویق شعرای پارسی زبان را وجهه همت خویش قرار دادند , چنانکه , یعقوب لیث , بنیانگذار سلسله صفاری ، شاعری پارسی گوی به نام فیروز مشرقی را منصب دبیری داد و عمرولیث صفاری به شاعرانی چون ابوسلیک گرگانی و محمد وصیف سیستانی در دربار خویش ارج و مقام بخشید .(تاریخ ده هزارساله ایران ؛ ج۳ ؛ ص۱۳۴-۱۳۳)

سردیس یعقوب لیث/ موسس سلسله صفاری

 

سامانیان دیگر خاندان ایرانی که خود را از دودمان بهرام چویبنه , سردار نامی ارتش ساسانی ، می دانستند و به فرهنگ ملی خویش علاقه بسیار داشتند از دانشمندان و چکامه سرایانی بسان رودکی و دقیقی و بلعمی حمایت نمودند و آنان را مورد نوازش قرار دادند . این حمایتهای ویژه امرای سامانی سبب نگارش یافتن کتابهای بی شماری به زبان فارسی گردید . ( تاریخ اموزش و پرورش اسلام و ایران ؛ ص۳۳۹)سامانیان به دور از اندیشه های متعصبانه به بسط آزاداندیشی و تساهل و تسامح و مدارا با افکار گوناگون پرداختند و بستر مناسبی برای رشد دانش و بویژه علوم عقلی تدارک دیدند . شایان توجه است ، افتخار احیاء مجدد زبان فارسی و فرهنگ ملی ایرانیان نیز به نام آنان ثبت شده است . ( تاریخ سامانیان ؛ عصر طلایی ایران بعد از اسلام ؛ ص۳۳۹)

تندیس امیر اسماعیل سامانی/ شهر دوشنبه/ تاجیکستان

زیاریان دیگر دودمان ایرانی بودند که تلاش در جهت احیاء دوبارة فرهنگ ایرانی را پیشه خویش ساختند ، اینان که نسب خود را به قباد ساسانی می رسانیدند در سال927م/ 315ق بر گرگان و طبرستان مسلط شده بودند . ( تاریخ اموزش و پرورش ایران و اسلام ؛ ص۳۳۹) پادشاهان این سلسله اگرچه به ظاهر خود را تابع حکومت مرکزی بغداد و عباسیان می دانستند اما در فرصتهای مناسب برای زنده نمودن فرهنگ و سنن ایرانی کوشش بسیار مبذول می داشتند ، به گونه ای که مرداویچ زیاری به شدت بر بازگشت به سنن ایران باستان همت گماشت و بسیای از مراسم های ایرانیان باستان را دگر بار جان بخشید . (همان ؛ص۸۸) بایسته است یاد گردد ، عنصر المعالی کیکاوس , نگارنده قابوس نامه که در شمار منابع مهم تعلیم و تربیت به شمار می رود از این سلاله است . (تاریخ اموزش و پرورش ایران و اسلام ؛ ص۳۳۹) از دیگر سوی , دودمان بویه که خود را از اعقاب بهرام گور می پنداشتند در اوایل قرن چهارم هجری و به تدریج ایالات جنوب غربی ایران را به تصرّف خویش درآوردند . اینان در اندک زمانی آنچنان قدرت یافتند که عزم تسخیر مرکز خلافت را نمودند . آنچه روشن است لشگریان بویهی سال945م/ 334ق مرکز خلافت (بغداد) را فتح و خلیفه المستکفی را بر کنار ساخته و پسرش المطیع بالله را به جایش نشاندند . بر اساس منابع تاریخی ، اینان بر بغداد تا سال1050م/ 442ق فرمانروا بوده اند . ( همان ؛ ص۳۳۹) بویهیان نیز همچون دیگر سلسله های ایرانی به گسترش فرهنگ و دانش دست یازیدند و بحث اندیشه و تفکر را به ویژه در بغداد رونق دادند . در روزگار آنان جمعیتی با مرام تصفیه مذهب از اوهام و خرافات و سازگار کردن دین با عقل و منطق به وجود آمد که نام اخوان الصفا را بر خویشتن داشت . جمعیت مذکور معلومات زمان خود را به شکل فرهنگ نامه و در پنجاه رساله تدوین نمود و در حدود سال971م/360ق انتشار داد . امروزه از اعضای اخوان الصفا نام پنج تن مشخص می باشد , آنچه روشن است سه تن از آنان ایرانی بوده اند .( تاریخ تمدن اسلام ؛ ص۶۰۱-۶۰۰)

 بلندترین بنای آجری دنیا/ از بناهای روزگار فرمانروایی زیاریان

در سایه پشتیبانی و تشویق های خاندان بویه ، دانشمندان بزرگی چون صاحب بن عباد , وزیر دو تن از پادشاهان بویهی ، ابن بابویه فقیه نامدار شیعی ، علی بن عباس نگارنده کتاب کمال الصناعه در علم طب ، ابوعلی مسکویه رازی صاحب تجارب الامم در تاریخ و فوزالاصغر در اخلاق و ... ظهور نمودند و شهرهای بسیاری در ایران زمین به مرکز آموزش و دانش و فرهنگ تبدیل شدند . ری و اصفهان در زمره چنین شهرهایی بوده که داعیه برابری و هماوردی با شهری چون بغداد می نمودند . (تاریخ اموزش و پرورش اسلام و ایران ؛ ص۳۴۰)

 کتاب آل بویه/ نوشته علی اصغر فقیهی/ از جمله بهترین کتاب های منتشره درباره بویهیان

همزمان با فرمانروایی خاندان بویهی ، در شرق ایران خاندان دیگری با نام غزنویان که ترک تبار بودند به قدرت رسیده و به واقع جایگزین سامانیان گشتند . در دوره فرمانروایی این ترک نژادان تعقیب و مجازات و قتل افراد به اتهام داشتن عقاید و مذهبی و فلسفی آغاز شد اما سلاطین غزنوی و به ویژه بزرگترین آنان محمود غزنوی تحت تأثیر فضای فرهنگی اسلام که در روزگار طلایی خویش به سر می برد و همچنین علل سیاسی و تبلیغاتی و در سایه درایت وزرایی چون ابوالعباس اسفراینی و حسنک وزیر و ابوالقاسم میمندی در ترویج و تعلیم عقاید مذاهب رسمی و گردآوری چکامه سرایان و دانشمندان در دربار خویش و بنای مساجد و مدارس کوشیدند .( تاریخ مدارس ایران ؛ ص۹۲) حضور شاعرانی به مانند عنصری بلخی , کسایی مرزوی , عسجدی و دانشمندانی چون ابوریحان بیرونی در دربار غزنویان ( تاریخ غزنویان ؛ ص۱۳۳) خود نشانی از توجه و علاقه شاهان غزنوی به دانش و فرهنگ است . به روزگار حکومت اینان نیز مساجد , مدارس و کتابخانه های معتبر و بسیار مهمی بنیان نهاده شدند . از جمله در سالهای نخستین سده پنجم هجری، شخصی به نام خواجه ابوالقاسم عمرو که از بزرگان ناحیه بیهق بود مدارس چهارگانه ای را در نیشابور برای چهار طایفة مختلف مذهبی بنا نهاد تا پیروان هر یک از مکتبهای اسلامی در رشته مطلوب خود اطلاعات لازم را فراگیرند .(سیر فرهنگ و تاریخ تعلیم و تربیت در ایران و اروپا ؛ ص۷)

 محمود غزنوی/ سلطان قدرتمند سلسله غزنوی

اما آموزش به روزگار غزنویان از شاخصه و ویژگی دیگری نیز برخوردار است و آن ساخت بیمارستان سیار می‌باشد . در طول تاریخ بیمارستانها همواره علاوه بر درمان بیماران ، مرکز آموزش فنون پزشکی نیز بودند اما به عصر سلطان محمود غزنوی برای نخستین بار بیمارستانهای سیار نیز ساخته شد کـه با کمک حیوانات آنها را بدین سوی و آن سوی می بردند . به عنوان نمونه در اردوی خود سلطان محمود بیمارستانی کـه چهـل شتر آن را حمـل می نمودند وجود داشت .(تاریخ مدارس ایران ؛ ص۹۵)

پس از غزنویان ، روزگار به قدرت رسیدن سلجوقیان ترک تبار فرا رسید ، ترک نژادانی سنی مذهب که با شعار نگهبانی از خلافت عباسی بر قلمرو غزنویان سنت گرا در خراسان و حکمرانان شیعی بویهی در مناطق ایران و عراق دست یافتند .(مجموعه مقالات سمینار تاریخ علم در اسلام و نقش دانشمندان ایرانی، ص۱۱۳)به روزگار دولتمندی اینان فضای فرهنگی در سراسر قلمرو مسدود گردید و درهای تعصب و تزویر برای ورود به فرقه گراییها گشوده شد . ( همان ؛ ص۱۱۴)تاریخ , داستانهای بسیاری از تعصب و جمود فکری حاکم بر این دوران به یادگار دارد , به عنوان نمونه روایت شده است که در شهر هرات پزشکی دانشمند می زیست که مشرب و ذوق فلسفی داشت و از این دانش سخنان زیبا و دلنشین بسیاری می گفت ، صوفی فقیه منشی که حدیث گرایی متعصب بود پیروان خویش را وادار ساخت تا بر سر او ریخته و خانه اش را آتش زنند .( نشریه مقالات و بررسی ها ، دانشکده الهیات دانشگاه تهران، دفتر 60-59، 1375، ص102-80)

برج طغرل/ یادگاری از دوران سلجوقی/ شهر ری

با تمام این احوال , باید عهد فرمانروایی اینان و به ویژه سال1067م/ 459ق را در تاریخ آموزش و پرورش ایران اسلامی، فصلی برجسته بر شمرد , زیرا در این سال نخستین مدرسه از سلسله مدارسی که خواجه نظام الملک طوسی وزیر بزرگ سلجوقیان بنا نهاد در بغداد گشایش یافت . این مدرسه ها که به نظامیه شهرت یافتند در سراسر جهان اسلام پراکنده گشتند .( تاریخ اموزش و پرور ش در اسلام و ایران ؛ ص۵۴) بر اساس آنچه از منابع تاریخی بر می آید ، این مدارس فقط مختص دانشجویان شافعی مذهب بوده است . علت آن را می توان در تصمیم خواجه برای مبارزه عقیدتی با داعیان و مبلّغان جامع الازهر اسماعیلیان مصر و همچنین یاران حسن صباح و پشتیبانی از مذهب شافعی در برابر سایر مذاهب جستجو نمود . (مجموعه مقالات سمینار تاریخ علم در اسلام و نقش دانشمندان ایرانی، ص۱۱۴)ضروری است یاد گردد هدف از برپایی نظامیه ها فقط تقـویت مذهب شافعی نبوده است . ظاهراًً خواجـه با بنای نظامیه ها در این فکر نیز بوده که دبیرانی ورزیده و آگاه و در عین حال قابل اعتماد برای انجام امور دیوانی پرورش دهد . هزینه های هنگفتی که خواجه نظام الملک برای برپا ساختن این مدارس مبذول داشت چنان بزرگ و بی سابقه بود که حتی او را نخستین بانی مدرسه و نظامیه ها را نخستین مدرسه های دنیای اسلام نیز دانسته اند . ( همان ؛ ص۱۱۴)

این نظامیه ها از نظر آموزش همانند دانشگاههای امروزی بودند ، بدین معنی که جوانانی که تحصیلات ابتدایی را فرا گرفته بودند در این مدارس به آموختن عالیترین علوم زمانه می پرداختند . ( تاریخ اموزش و پرورش در ایران و اسلام ؛ ص۱۰۰)در این نظامیه ها و به ویژه نظامیه بغداد که بزرگترین آنها بود گروهی از بزرگترین و برجسته ترین دانشمندان ایرانی تدریس می کردند و البته از دانش آموختگان آن نیز کسان بسیاری شهرت عالمگیر یافتند .( به عنوان نمونه , دانشمندی چون امام محمد غزالی کرسی استادی نظامیه بغداد را به عهده داشت . سعدی شاعر نامی شیراز نیز درزمره دانش آموختگان نظامیه بغداد بود . برای آگاهی بیشتر نگاه کنید به : تارِیخ آموزش و پرورش در اسلام و ایران ، ص54 )

با تمام این اوصاف آنچه روشن است , در روزگار قدرتمداری ترکان سلجوقی و به ویژه پس از آغاز وزارت خواجه نظام الملک , حوزه های علمی و محیط های فرهنگی و شهرها از بلخ و مرو و هرات در شرق تا ری و اصفهان و همدان در مرکز ایران و بصره و بغداد و موصل در حوزه عراق قرقگاهی آزاد برای هواداران مذهب تسنّن و به ویژه شافعیان و بسته و مسدود برای دیگر عقاید گشته بود . (مجموعه مقالات سمینار تاریخ علم در اسلام و نقش دانشمندان ایرانی، ص۱۱۴) البته پس از قتل خواجه نظام الملک در سال 1092م/485ق چنانکه خودش پیش بینی کرده بود تاج ملکشاهی را نیز در پی دولت ملکشاهی برداشتند و با آنکه اسماعیلیان و شیعیان و دیگر مخالفان دولت نظام الملکی میدان مبارزه یافتند در شهر آکنده و مملو ازتعصب و درجامعه عاری و به دور ازتفکر و تأمل ، دامنه هرج و مرجها چنان گسترده شد که از غالب و مغلوب هر دو قربانی می گرفت و در قلمروی سلجوقی ، سلطان سلجوقی را یارای تأسیس و اداره مدرسه به سبک و سلیقه خویش نبود و مباحث فلسفی کـه هیچ ، اصولاً اظهار آرا و عقاید از هر دست ناسازگـار می نمود . در حقیقت ، جو نامساعد روزگـار زمینه سیر قهقرایی یافتن روند پیشرفت دانش را فراهم ساخته بود .( همان ؛ ص۱۱۹)

 پس از سلجوقیان ؛ ترک تبارانی دیگر و البته با گرایش شیعی با نام خوارزمشاهیان در ایران زمین قدرت را در دست گرفتند و ان را تا زمان یورش مغول حفظ نمودند . در روزگار اینان با توجه به همت دیوانیان ایرانی و گرایش پادشاهان خوارزمی به تشیع ؛ تعلیم و تربیت سیری به نسبت مناسب یافت و در اکثر شهرهای مهم ان دوران همچون بخارا ؛ بلخ و نیشابور مدرسان صاحب نام به کار اموزش و تربیت مشغول شدند . ( تاریخ اموزش و پرورش در اسلام و ایران ؛ ص۵۴) در عصر فرمانروایی اینان نیز بسان دیگر اعصار ؛ سخن سرایان و حکمای بزرگ و ناموری چون خاقانی ؛ نظامی گنجوی و ... برخاستند .( تاریخ اموزش و پرورش اسلام و ایران ؛ ص۳۴۱) این روند تا به زمان یورش ویرانگران مغول ادامه داشت ؛ اما هجوم مغول نوسان و دگرگونی بسیاری را در مسیر تاریخ فرهنگ ایران سبب گردید ؛ انچه روشن سخن گفتن از چند و چون این امر خود بحثی دگر می طلبد و در این مقال نمی گنجد ؛ بدین سبب گفتار به پایان رسانده ؛ هرچند ناگفته های بسیاری همچنان باقی است .


مینیاتوری زیبا از دلاوری های سلطان جلال الدین خوارزمشاه

منابع و ماخذ :

۱- الماسی ؛ علی محمد ؛ تاریخ اموزش و پرورش اسلام و ایران ؛ تهران : دانش امروز ؛ ۱۳۷۰

۲- باسورث ؛ کلیفورد ادموند ؛ تاریخ غزنویان ؛ ترجمه حسن انوشه ؛ چاپ سوم ؛ تهران : امیرکبیر ؛ ۱۳۸۱

۳- درانی ؛ کمال ؛ تاریخ اموزش و پرورش ایران قبل و بعد از اسلام ؛ تهران : سمت ؛ ۱۳۷۶

۴- راوندی ؛ مرتضی ؛ سیرفرهنگ و تاریخ تعلیم وتربیت در ایران و اروپا ؛ بی جا : هدایت ؛ بی تا

۵- زرین کوب ؛ عبدالحسین ؛ تاریخ ایران بعد از اسلام ؛ چاپ هشتم ؛ تهران : امیرکبیر ؛ ۱۳۷۹

۶- رضایی ؛ عبدالعظیم ؛ تاریخ ده هزارساله ایران ؛ چاپ دوازدهم ؛ جلد سوم ؛ تهران : اقبال ؛ ۱۳۷۹

۷- زیدان ؛ جرجی ؛ تاریخ تمدن اسلام ؛ ترجمه علی جواهرکلام ؛ چاپ نهم ؛ تهران : امیرکبیر ؛ ۱۳۷۱ 

۸- سلطانزاده ؛ حسین ؛ تاریخ مدارس ایران از عهد باستان تا تاسیس دارالفنون ؛ تهران : اگاه ؛ ۱۳۶۴

۹- ضمیری ؛ محمد علی ؛ تاریخ اموزش و پرورش ایران و اسلام ؛ چاپ سوم ؛ تهران : راهگشا ؛ ۱۳۷۳

۱۰- کسایی ؛ نورالله ؛ « تاریخچه اموزش و نهادهای اموزش فلسفی در ایران و اسلام » ؛ مجموعه مقالات اولین سمینار تاریخ علم در اسلام و نقش دانشمندان ایرانی ؛ به کوشش محمد علی شعاعی و محسن حیدری ؛ تهران : الهدی ؛ ۱۳۷۸

۱۱- کسایی ؛ نورالله ؛ « هرات از طاهریان تیموریان » ؛ نشریه مقالات و بررسی ها ؛ دانشکده الهیات دانشگاه تهران ؛ دفتر ۶۰-۵۹ ؛ ۱۳۷۵ ؛ 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

«« تاریخ برهمه کوششهایی که به عمل می اید تا ان را به زور در مسیرهای نظری و منطقی بیندازد ؛ پوزخند می زند ؛ تعمیم های ما را به تاراج اشفتگی می دهد و قواعد ما را می شکند »»( ویل دورانت )

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

از مشروطه خواهی تا انقلاب مشروطه ـ امیر نعمتی لیمایی:

http://www.syna.ir/?newsid=26485

 

 

 

امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی )
امیر نعمتی لیمائی، دکترای تاریخ ایران بعد از اسلام
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :