سرزمین تاریخ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی ) - ۱۳۸٤/٥/۱٥

بر اساس اسناد تاریخی ؛ خان زند پیش از آنکه با عثمانی درگیر نبرد گردد سفیری راهی استانبول نمود و ضمن یاداوری دلایل تیرگی روابط دو کشور کشتن عمرپاشا ؛ والی بغداد ؛ را تنها راه دوری گزیدن از جنگ برشمرد ؛ اما سلطان عثمانی کوشید با دادن وعده هایی چند خان زیرک زند را فریب دهد و او را از این کار منصرف سازد . از این رو کریم خان فرمان فراز اوردن سپاه برای فتح بصره و در صورت امکان دیگر نقاط عراق داد .( کریم خان زند و زمان او ؛ ص۱۱۴)

بارگاه کریم خانی

در تابستان سال ۱۱۸۸ق لشگریان ایران زمین به فرماندهی صادق خان برادر کریم خان اماده اجرای فرمان وکیل برای حمله به بصره بودند ؛ لشگریانی که شمارشان در تاریخ نوشته ها متفاوت و از سی هزار تا پنجاه هزار نفر یاد شده است . ( فارسنامه ناصری ؛ ج۲ ؛ ص۶۱۳ و تاریخ ایران سرجان مالکم ؛ ج۲ ؛ ص۲۸۵ ) با این وجود به سبب پاره ای مسائل از جمله گرمای افزون مناطق جنوبی کشور حرکت سپاهیان زند چند ماهی به تعویق افتاد . سرانجام در دوازدهم محرم سال ۱۱۸۹ق لشگریان ایران به کرانه های اروندرود رسیدند و البته با بارش توپخانه بصره و کشتیهای انگلستان مورد استقبال گسترده قرار گرفتند .(تاریخ ایران سرجان مالکم ؛ ج۲ ؛ ص۲۸۵) با این وجود با کمک و یاری ۲۰۰۰ نفر از شناگران بختیاری با گذاشتن ردیفی از قایقها و بستن انها به یکدیگر پس از هجده روز پلی بنا نهادند تا لشگریان بتوانند از اروندرود گذر نمایند .(گیتی گشای زندیه ؛ ص۱۸۸)

به هر ترتیب ؛ بصره در هشتم صفر در محاصره کامل نیروهای خان زند قرار گرفت اما پایداری بسیار عثمانیها و مردمان بصره صادق خان ؛ فرمانده لشگر ایران ؛ را ناگزیر ساخت تا برای فتح شهر برجهایی در برابر دیوار شهر برپا دارد و توپهای قلعه کوب بر فراز انها استوار سازد ( تاریخ گیتی گشا ؛ ۷۱) با این وجود ؛ ینی چریهای عثمانی و مردم بصره دیوارهای فروریخته بر اثر بارش مداوم توپهای ایرانیان را به سرعت بازسازی می نمودند . در این میان بسیاری از قبایل عرب نیز به یاری دو طرف درگیر برخاستند . صادق خان زند که خود مورد پشتیبانی برخی قبیله های عرب چون افراد طایفه بنی کعب قرار گرفته بود برای جلوگیری از کمکهای اعراب به ویژه اعراب عمان به نیروهای عثمانی دستور داد عرض رودخانه اروندرود را با بستن زنجیرهای محکم برای عبور کشتیها و قایقها بدون اجازه لشگریان ایران که دو طرف رودخانه را با پایگاههای دیده بانی و توپخانه محافظت می نمودند ناممکن سازند ( کریم خان زند و خلیج فارس : ص۵۶) . سرانجام در پی دلاوریهای لشگریان ایران و چاره اندیشی های سپهسالار ایران ؛ والی بصره که سلیمان خان نام داشت ناگزیر به تسلیم گشت .( تاریخ ایران ؛ ج۲ ؛ ص۲۸۶) چنانکه پس از سیزده ماه  پایداری در برابر لشگریان خان زند و البته با توجه به کمبود غذا و یاری رسانی اندک از سوی بغداد و استانبول در ۲۸ صفر سال ۱۱۹۰ق به هراه بزرگان بصره به خدمت سردار ارتش ایران رسید و از او امان خواست .( تاریخ ایران سرجان مالکم ؛ ج۲ ؛ ص۲۸۶) انچه روشن است چند روزی پس از این ماجرا سپاهیان ایران وارد بصره گشتند . صادق خان به هنگام ورود به شهر دستور داد تا سپاهیان از غارت و تاراج دوری گزینند ؛ با این وجود برپایه گزارش برخی منابع تاریخی او از مردم بصره مبلغی را به عنوان غرامت جنگی ستاند .(تاریخ گیتی گشا ؛ ص۶۸)

نگاره ای از کریم خان زند

چهار ماه پس از فتح بصره ؛ صادق خان به فرمان وکیل به شیراز بازگشت . او به هنگام ترک بصره با برخی از طوایف عرب که در ان شهر می زیستند پیمان بست که از خیانت به علی محمد خان زند که جانشین او گشته بود بپرهیزند و دست او را به یاری بفشارند در عوض با خیالی اسوده و بدون ترس از مزاحمتهای احتمالی سپاهیان زند به کسب و کار خویش بپردازند . با این وجود حاکم نابخرد زند ؛ علی محمد خان ؛ که بر ثروت انان رشک می برد بر اموال انان طمع یافت و دارایی انان را ضبط نمود . نتیجه این کار بیخردانه ان شد که اعراب سر به شورش برداشتند و بسیاری از سپاهیان ایران از جمله حکمران زند را کشتند . ( تاریخ گیتی گشا ؛ ص۷۳) 

در پی این وقایع ناگوار کریم خان دگربار صادق خان را از شیراز سوی بصره گسیل داشت تا با فرونشاندن اشوب دگربار حاکمیت فرمانروای ایران را بر ان ناحیه استوار سازد . با ورود سردار زند ؛ شهر دگربار به تصرف نیروهای ایران درامد و در حاکم نشین ان فردی ایرانی سکنی گزید . ( کریم خان زند و خلیج فارس ؛ ص۷۸) با این وجود هنوز اندک زمانی از فتح دوباره بصره نگذشته بود که کریم خان را مرگ در برگرفت . درپی درگذشت خان زند ؛ صادق خان که خود مدعی تاج و تخت بود با ارزوی تکیه زدن بر اریکه شاهی بصره را فرونهاد . چنین بر می اید که این عامل و البته درگیریها و رقابتهای بی پایان خانان زند سبب گردید تا عثمانیان در سال ۱۱۹۳ یا ۱۱۹۴ق دگربار بی دردسر بر بصره تسلط یابند .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 کتاب نامه :

۱ـ حسینی فسایی ؛ میرزا حسین ؛ فارسنامه ناصری ؛ تصحیح و تحشیه منصور رستگاری فسایی ؛ جلد دوم؛ تهران :امیرکبیر ؛ ۱۳۶۷

۲ـ رجبی ؛ پرویز ؛ کریم خان زند و زمان او ؛ تهران : امیرکبیر ؛ ۱۳۵۲

۳ـ سایکس ؛ سرپرسی ؛ تاریخ ایران ؛ ترجمه محمد تقی فخر داعی گیلانی ؛ چاپ پنجم ؛ جلد دوم ؛ تهران : دنیای کتاب ؛ ۱۳۷۰

۴ـ مالکم ؛ سرجان ؛ تاریخ ایران ؛ ترجمه میرزا حیرت ؛ جلد دوم ؛ بی جا : بی نا ؛ بی تا

۵ـ نامی اصفهانی ؛ میرزامحمد صادق موسوی ؛ گیتی گشای زندیه ؛ به تصحیح سعید نفیسی ؛ تهران :اقبال؛ بی تا

۶ـ نامی اصفهانی ؛ میرزامحمد صادق موسوی ؛ تاریخ گیتی گشا ؛ با تحریر و تحشیه دکتر عزیزالله بیات ؛ بی جا ؛ بی نا ؛ بی تا

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

« تاریخ نه ایینه عبرت است نه کارنامه جهل و جنایت . کسانی که با ان چنین شوخیها کرده اند در حقیقت خواسته اند بعضی از کسانی را که در تاریخ ؛ نام و اوازه یافته اند دست بیندازند یا ستایش و نکوهش کنند . تاریخ راستین سرگذشت زندگی انسان است . سرگذشت زندگی انسانها است که زندگی کرده اند و حتی در راه ان مرده اند . اما انچه برای مورخ اهمیت دارد ان نیست که این انسانها چگونه مرده اند ؛ ان است که اینها چگونه زیسته اند . » « شادروان دکتر عبدالحسین زرین کوب »

امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی )
امیر نعمتی لیمائی، دکترای تاریخ ایران بعد از اسلام
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :