سرزمین تاریخ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی ) - ۱۳۸٥/۳/۱٥

 

دوران تیموری را می باید دوره ای مهم در تاریخ ادب پارسی برشمرد ، زیرا شاهان و شاهزادگان تیموری که در ولایات مختلف حکمرانی می کردند پناه و پشتیبان شعرا و ادبا بودند و در دربار آنان بر خلاف دربار ایلخانان ادبیات رواج بسیار داشت ، شاید که می خواستند دربارهایشان چون دربارهای باشکوه شاهان گذشتة ایران باشد . اما مهمترین ویژگی ادبی این دوران را رواج شعر و عمومیت یافتن آن باید دانست . دولتشاه سمرقندی ضمن تأیید کثرت و فزونی شاعران آن را مایة تنزل مقام شعر معرفی کرده است :

               « اما در این روزگار پایة قدر این فرقه شکست یافته و متنزل شده است به

               سبب آنکـه نااهلان و بی استحقاقان ، مدعی این شغـل شده انـد ، هـرجـا

               گوش کنی زمزمة شاعری است و هرجا نظر کنی لطیفی و ظریفی و ناظری

               است . »[1]

در این روزگار همچون عهد ایلخانی سرودن غزلیات رواج کلی داشت و غزلسرایی سیر صعودی خود را ادامه داد چنانکه کمتر شاعری را می توان جست که به غزل اقبال شایان نداشته باشد .[2] با این وجود ، قصیده سرایی و به ویژه سرایش قصاید مدحی که در روزگار ایلخانی به تقریب به فراموشی سپرده شده بود دگربار رونقی به سزا یافت . دلیل احیاء اینگونه شعر سرایی را باید پشتیبانی شاهان و شاهزادگان تیموری از شعر و شاعری دانست ، زیرا آنان نه تنها دوستدار شعر و مشوق شعرا بودند بلکه بسیاری از ایشان از ذوق هنری بهره ای وافر داشتند و خود نیز شعر  می سرودند .[3]  

 

جامی/ برترین پارسی سرای اواخر روزگار تیموری

 

 

سرودن منظومه های حماسی و تاریخی به سبب دلایلی مشابه آنچه در مورد حماسه سرایی عصرمغول گفته شد چندان مورد اقبال نبود . تمرنامه ، که به توسط عبدالله هاتفی در روزگار فرمانروایی سلطان حسین بایقرا (1505-1456م/911-861ق) دربارة زندگی و تاریخ امیرتیمور سرایش یافت از جمله معدود منظومه های تاریخی این روزگار به شمار می رود .

 

امیرعلیشیر نوایی/ پدر ادب ترکی و حامی بزگ پارسی سرایان در روزگار تیموری

 

 

شیوة نثر پارسی در این عهد به سبک روان و ساده تبدیل شد و آثار متکلف و مصنوع رو به کاستی نهاد ، حتی کار نثر و نگارش به دست کسانی افتاد که شاید بهرة آنان از فنون و ادب کم بود . از سویی دیگر ، در این دوران بسان روزگار فرمانروایی ایلخانان واژگان ترکی بسیاری در زبان پارسی وارد شد و حتی ادب ترکی در دهه های پایانی سدة نهم و دهه های ابتدایی سدة دهم هجری با ظهور شاعران و نویسندگانی چون ، امیر علیشیر نوایی و ظهیرالدین محمد بابر ، اوج گرفت . ضروری است یاد گردد ، هرچند رشد و توسعة ادبیات ترکی اسباب نفوذ لغات ترکی در زبان پارسی و به ویژه کتابهای تاریخی را تدارک دید ، لیکن ، این جریان سبب برهم خوردن توازن زبان پارسی نشد و به تدریج بیشتر این لغات از میان رفتند .[4]

چنانکه از مطالعه ، تحقیق و تفحص در منابع تاریخی عصر تیموریان بر می آید ادیبان و شاعران بسیاری در این دوران پا به عرصة وجود نهاده بودند . حتی از جهت تعداد شعرا و وفور  ادبا می توان عصر تیموری را از درخشانترین ادوار ادبی ایران پنداشت . به هر ترتیب ، ذکر نام یکایک اینان از عهدة صاحب این قلم خارج است اما برخی از نامی ترین آنان به شرح ذیلند :

حافظ شیرازی ، سلمان ساوجی ، عماد فقیه کرمانی ، قاسم انوار تبریزی ، لطف الله نیشابوری ، شاه نعمت الله ولی ، کاتبی شیرازی ، امیر شاهی سبزواری ، عارفی هراتی ، آذری طوسی ، اهلی شیرازی ، رستم خوریانی ، لطف الله نیشابوری ، آصفی هروی ، اهلی ترشیزی ، هلالی جغتایی ، نورالدین عبدالرحمن جامی و ... .[5]



[1] . تذکره الشعرا ، ص9

[2] .  شعر فارسی در عهد شاهرخ ، ص140

[3] . برای آگاهی بیشتر از نام شاهان و شاهزادگان شاعر خاندان تیموری نگاه کنید به : شعر فارسی در عهد شاهرخ ، ص72-60

[4] . تاریخ تیموریان و ترکمانان ، ص55

[5] . چنانکه روشن است شاعران پارسی گوی و ادیبان روزگار مغول و تیموری به نسبت افزونند . برای آگاهی بیشتر از نام و آثار آنان نگاه کنید به : نفیسی ، سعید ؛ تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی تا پایان قرن دهم هجری ، تهران ، فروغی ، 1344 و تاریخ ادبیات در ایران ، ج3 ، ب1و 2 و تاریخ ادبی ایران ، از سعدی تا جامی  و تذکره الشعرا دولتشاه سمرقندی ، مجالس النفائس و شعر فارسی در عهد شاهرخ .

 

کتاب نامه :

۱-  براون ، ادوارد ؛ تاریخ ادبی ایران ، از سعدی تا جامی ؛ ترجمه و حواشی علی اصغر حکمت ، چاپ دوم ، تهران : کتابخانه  ابن سینا ، 1339

۲- میرجعفری ، حسین ؛ تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی اقتصادی فرهنگی ایران در دوره تیموریان و ترکمانان ؛ چاپ دوم ، تهران : سمت و اصفهان : دانشگاه اصفهان ، 1379

۳- نوایی ، میرنظام الدین علیشیر ؛ مجالس النفائس در تذکره شعرا قرن نهم هجری ؛ به سعی و اهتمام علی اصغر حکمت ، تهران : چاپخانه بانک ملی ایران ، 1323

۴-  نفیسی ، سعید ؛ تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی تا پایان قرن دهم هجری ، تهران ، فروغی ، 1344

۵- یارشاطر ، احسان ؛ شعر فارسی در عهد شاهرخ ؛ چاپ دوم ، تهران : دانشگاه تهران ، 1383

 ========================

« تاریخ را می توان در سه کلمه خلاصه کرد : به دنیا آمدند ؛ رنج کشیدند و مردند » ـ « آناتول فرانس »

========================

 

نویسنده: امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی ) - ۱۳۸٥/۳/٥

یاد و خاطره جان برکفان پیروز خرمشهر گرامی باد

بر اساس آنچه از منابع تاریخی بر می آید ، در روزگار ایلخانی زبان پارسی با وجود آنکه اکثر دربارهای حامی زبان و ادب پارسی به هنگام ورود خونبار مغولان برچیده شده بودند ، رواج افزونتری نسبت به ازمنه پیشین یافت . زیرا زبان عربی در پی برافتادن خلافت عباسی و از میان رفتن نفوذ معنوی آن و همچنین تکیه زدن بزرگان ایرانی بر مصادر دیوانی دربار ایلخانی ، جایگاه برتر خود را پس از سده های متمادی از دست داده بود . نویسندگان و اندیشمندانی از آن روزگار به مانند ، ابن خلدون ، این نکته را از نظر دور نداشته و در آثار خویش به رونق گسترده زبان پارسی و تباهی زبان عربی در سرتاسر دنیای اسلام اشاره داشته اند .[1]

 عطار نیشابوری/ پارسی سرای برجسته ای که در جریان یورش مغولان کشته شد

نیاز به یادآوری است که امروزه عموم ایران شناسان و تاریخ پژوهان نیز چنین باوری داشته و اعتقاد بر آن دارند که زبان پارسی در آن هنگام چندان اعتبار یافته بود که حتی توانست انبوهی از پارسی نویسان و پارسی سرایان را در سرزمینهایی خارج از مرزهای تاریخی ایران چون هندوستان و آسیای صغیر فراز آورد .[2]

 از دیگر سوی ، رواج افزون زبان پارسی که از جمله رخدادهای مهم فرهنگی این روزگار است سبب گردید زبان رسمی امپراتوری مغول نیز پارسی گردد .[3] این نکته را می توان از مکتوبات به جای مانده از  اندیشند و سیاستمدار نامی عهد مغول ؛ خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی ؛ که بسیاری از آنها در زمره فرامین حکومتی به شمار می آیند نیز دریافت . بایسته یادکرد است پاسخ گیوک خان به نامه پاپ اینوسان چهارم و نامه منکوقاآن به پادشاه فرانسه هر دو به زبان پارسی نگارش یافته بودند .[4]

با تمام این اوصاف ، آنچه موجب شگفتی است آن است که در دستگاه دیوانی ایلخانان کمتر نشانی از شاعران درباری و قصاید مدحی آنان می توان جست .[5]  این در حالی است که در دربار اغلب خاندانهای حکومتگر ایران زمین شاعران بسیار حضور می داشتند و حتی برخی از این سخن سرایان از سوی سلاطین وقت به ملک الشعرایی دربار برگزیده می شدند .[6] چنین بر می آید که بیشتر ایلخانان و بزرگان مغول را توانایی درک و فهم اشعار پارسی نبود و بدین جهت برای آن ارزشی قائل نمی گشتند .[7] بی توجهی حکومت و بزرگان مغول منجر به آن شد که سخن سرایان به خارج از حیطه اقتدار دربار منتقل شوند ، مهمتر از همه آنکه اسباب کاهش شمار چکامه سرایان و تغییر نوع شعر از مدح به غزل فراهم آمد .[8] در حقیقت ، این عامل موجب گردید که به همان نسبتی که قصیده سیری قهقرایی یافته بود غزل رو به پیشرفت نهد ، چنانکه بزرگانی چون عطار ، مولوی ، فخرالدین عراقی ، اوحدی اصفهانی و شیخ محمود شبستری ، والاترین افکار عرفانی را با سرایش عباراتی موزون در قالب غزل به جلوه در آوردند

 

 

 

 

سعدی شیرازی/ از نوابغ شعر پارسی و پارسی سرای برجسته دهه های نخستین فرمانروایی مغولان

 

 

 

 

 

 

در این روزگار چند منظومه حماسی و تاریخی نیز سرایش یافت که  سام نامه سیفی[9] ، سام نامه خواجوی کرمانی[10] ، ظفرنامه حمدالله مستوفی[11] ، کرت نامه ربیعی پوشنگی[12] ، و غازان نامه شمس الدین کاشی[13] از آن جمله اند . با این وجود در این روزگار سرایش حماسه به ویژه سرایش حماسه های ملی چندان مورد توجه نبود ، زیرا ، اندیشه ملیت در ایران بر اثر دلایلی چند ازجمله حکومت دراز مدت ترک تباران ، سیاستهای خلافت عباسی و هجوم مغولان بسیار ناتوان گشته بود .

نثر فارسی نیز که رواج گسترده ای همزمان با بی رونقی زبان عربی در این روزگار یافته بود به شیوه های گوناگون مورد کاربرد نویسندگان و دیوانیان قرار گرفت ، چنانکه از سوی برخی نگارندگان کتابها نثر متکلف و مصنوع به کار گرفته شد . تاریخ وصاف ، تاریخ جهانگشای جوینی و مواهب الهی معلم یزدی ، از جمله آثاری می باشند که نثری چنین دارند و در آنها عبارتهای مزین به صنایع ادبی ، فراوان به چشم می آید . بعضی نویسندگان نیز نگارش به نثر ساده را در انشاء کتابهای خویش ترجیح دادند . تاریخ گزیده حمدالله مستوفی و طبقات ناصری منهاج سراج جوزجانی از این جمله اند و عاری از پیرایه های ادبی آنچنانی می باشند . از دیگر آثار منثور معروف این دوران می توان به ، جوامع الحکایات محمد عوفی و معجم فی معاییر اشعار العجم شمس قیس رازی ، که هر دو در دهه های ابتدایی قرن هفتم هجری نگارش یافتند و همچنین آثار مکتوب خواجه نصیرالدین طوسی اشاره کرد . بایسته است یاد گردد با وجود آنکه مقام علمی خواجه نصیرالدین بر جنبه نویسندگی او برتری دارد لیکن با توجه به آثار و سبک نگارش ، وی در میان نثرنویسان آن دوره دارای پایگاهی بلند و جایگاهی والا است .[14]

با تمام این اوصاف ، به هنگام یادکرد از آثار نوشته شده در آن روزگار ، نباید از توجه به کتابی منحصر به فرد و بسیار پرارزش غافل شد . این کتاب که ، سفینه تبریز ، نام دارد و به توسط ، ابوالمجد محمد بن مسعود تبریزی ، در اوایل قرن هشتم هجری تدوین گشته است متأسفانه چندان که شایسته باشد شناخته نشده و کمتر مورد اقبال واقع گشته است . آنچه باعث اهمیت بیشتر سفینه تبریز می شود آن است که نگارنده کتاب مجموعه ای گرانبها از آثار موجود در کتابخانه خویش که بیشترین آنها اکنون در دست نمی باشند را در این کتاب به نگارش درآورده است . از دیگر سوی ، در مجموعه آثار گردآوری شده در این کتاب که دویست و نه اثر یا رساله را شامل می شود می توان اطلاعات ارزنده ای مربوط به آن دوران در زمینه ادبیات ، زبان مردم آذربایجان[15]، اخلاق ، عرفان ، موسیقی ، جغرافیا ، تاریخ ، نجوم ، پزشکی و ... به دست آورد .  

به هرحال و به هر ترتیب آنچه روشن است در روزگار مغولان نویسندگان و چکامه سرایان بسیاری پدیدار گشتند که البته ذکر نام یکایکشان در این مختصر نمی گنجد . برخی از نامی ترین آنان را می توان چنین نام برد :

سعید هروی ، عبید زاکانی ، سراجی سگزی ، رکن دعویدار ، شهاب مهمره ، نظام اصفهانی ، اثیرالدین اومانی ، فرید احول ، نجیب جرفادقانی ، ابونصر فراهی ، امامی هروی ، افضل الدین کاشانی ، جلال الدین محمد بلخی ، زرتشت بهرام ، سید ذوالفقار ، مجد همگر ، بدر جامی ، سعدی شیرازی ، سیف فرغانی ، پادشاه خاتون ، ناصر سیواسی ، پوربهای جامی ، سراج قمری ، قانعی طوسی و ... .


[1] . مقدمه ابن خلدون ، ج1 ، ص751

[2] . به عنوان نمونه نگاه کنید به : تاریخ مغول ، ص497 . تاریخ ادبیات در ایران ، ج3 ، ب1 ، ص316  و تاریخ فتوحات مغول ، ص177

[3] . تاریخ ده هزارساله ایران ، ج3 ، ص200 . بایسته است یاد گردد وارد شدن بسیاری از واژگان ترکی و مغولی در زبان پارسی یکی دیگر از ویژگیهای مهم ادبیات این عصر است . برای آگاهی بیشتر نگاه کنید به : تاریخ ادبیات در ایران ، ج3 ، ب1 ، ص314-308

[4] . تاریخ فتوحات مغول ، ص177

[5] . تاریخ به غیر از سلمان ساوجی و اثیرالدین اومانی و یکی دو تن دیگر که آنان نیز از نظر سرایش قصاید مدحی قابل مقایسه با بزرگان روزگاران پیشین نمی باشند مدیحه سرایانی دیگر برای این دوران نمی شناسد. 

[6] . در این میان غازان خان را استثناء باید دانست . این نکته از آنجا هویدا می شود که بر پایه برخی روایات همچنانکه پیشتر نیز گفته شد ابوسلیمان داود بن محمد بناکتی ملک الشعرای دربار او بوده است .

[7] . تاریخ ده هزار ساله ایران ، ج3 ، ص201-200 و تاریخ مغول ، ص513

[8] . آنچه روشن است بسیاری از بهترین نمونه های اشعار عرفانی و تغزلی ایران در این روزگار پدید آمده است . نگاه کنید به : تاریخ مغول ، ص514

[9] . تاریخ حبیب السیر فی اخبار افراد بشر ، ج3 ، ص191 . این اثر که در دهه های نخستین سده هشتم هجری به توسط سیف الدین بن محمد سرایش یافته است در مورد ، جمال الدین محمد سام ، یکی از سردارانی که در خدمت خاندان کرت می زیست می باشد .

[10] .  تاریخ ادبیات در ایران ، ج3 ، ب1 ، ص328 . این اثر که در دهه های میانی سده هشتم هجری سرایش یافته است در مورد پهلوان افسانه ای سیستان ، سام نریمان ، است .

[11] . تاریخ ادبیات در ایران ، ج 3 ، ب1 ، ص325. ظفرنامه راجع به تاریخ ایران از ظهور اسلام تا سال(1349م/750ق) هجری است .

[12] . همان ، ص327 .

[13] . تاریخ حبیب السیر فی اخبار افراد بشر ، ج3 ، ص191

[14] . خطیبی ، حسین ؛ (( نثر فارسی در قرن هفتم هجری و سبک آثار فارسی خواجه نصیرالدین )) ؛ مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران ، شماره چهارم ، سال سوم ، 1355 ، ص21

[15] . این اثر به روشنی بیان می دارد که زبان مردم آذربایجان در نخستین سالهای قرن هشتم هجری  هنوز به ترکی تغیر نیافته بود . چرا که در ان بسیاری اشعار به زبان پارسی و لهجه پهلوی از شاعران اذربایجانی می توان یافت . به عنوان نمونه نگاه کنید به : سفینه تبریز ؛ ص533

 

کتاب نامه :

۱- ابن خلدون ، عبدالرحمن ؛ مقدمة ابن خلدون ؛ ترجمة محمد پروین گنابادی ، جلد دوم ، تهران : بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، 1353

۲- اقبال آشتیانی ، عباس ؛ تاریخ مغول ؛ چاپ هفتم ، تهران : امیرکبیر ، 1379

۳- تبریزی ، ابوالمجد محمد بن مسعود ؛ سفینة تبریز ؛ با مقدمه عبدالحسین حائری و نصرالله پورجوادی ، تهران : مرکز نشر دانشگاهی ، 1381

۴- خطْیبی ، حسین ؛ (( نثر فارسی در قرن هفتم هجری و سبک آثار فارسی خواجه نصیرالدین )) ؛ مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران ، شماره چهارم ، سال سوم ، 1355

۵- خواندمیر ، غیاث الدین بن همام الدین ؛ تاریخ حبیب السیر فی اخبار افراد بشر ؛ جلد سوم  ، تهران : کتابخانة خیام ، 1333

۶- رضایی ، عبدالعظیم ؛ تاریخ ده هزارساله ایران ؛ چاپ دوازدهم ، جلد سوم ، تهران : اقبال ، 1379

۷- ساندرز ، ج ، ج ؛ تاریخ فتوحات مغول ؛ ترجمة ابوالقاسم حالت ، تهران : امیرکبیر ، 1363

۸- صفا ، ذبیح الله ؛ تاریخ ادبیات در ایران ؛  جلد سوم ، بخش یکم ، چاپ ششم ، تهران : فردوس ، 1368

========================

« امروز با گذشته پیوند ناگسستنی دارد و ما محصول یک گذشته هستیم و جز از طریق شناخت گذشته هیچکدام نمی توانیم خودمان را بشناسیم . شناخت گذشته به معنی شناخت گذشته خودمان با یک هویت خاص نیست ؛ شناخت گذشته ای است که هویت های متعدد امروزی را به وجود آورده است » ـ « خشایار دیهیمی »

========================

 

امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی )
امیر نعمتی لیمائی، دکترای تاریخ ایران بعد از اسلام
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :