سرزمین تاریخ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی ) - ۱۳۸٥/٥/٦

نگاهی به تاریخ ایران، کاوشگر تاریخ را بدان باور رهنمون می‌سازد که ایران و ایرانی با لزوم نوسازی و اصلاح آشنا بوده‌اند. سابقهء انجام اصلاحات در ایران نشانگر آن است که از دیرباز دولتمردان درصدد تغییر شرایط موجود برمی‌آمده‌اند. اصلاحاتی که داریوش بزرگ هخامنشی، انوشیروان ساسانی و غازان ایلخانی انجام دادند تنها بخشی از مجموعهء اصلاحاتی است که زمامداران ایران در درازای زمان به آن دست یازیده‌اند. اما در عصر قاجار نیز، بروز شرایط خاص لزوم بازسازی و اصلاح را طلبید و در نتیجه نسیم اصلاحات وزیدن گرفت. نخستین شخص که ضرورت اصلاحات را دریافت، عباس میرزا پسر و ولیعهد فتحعلی شاه قاجار بود که البته اقدامات او بعدها از سوی برخی دیگر از دولتمردان قاجار از جمله قائم‌مقام فراهانی، امیرکبیر و میرزا حسین خان سپهسالار پی گرفته شد. آنچه روشن است اصلاحات مختصر عباس میرزا و شروع به بازسازی ارتش و اعزام دانشجو به فرنگ و دیگر جنبه‌ها و به دنبالش اصلاحات قائم‌مقام، امیرکبیر و سایر اقدامات نوگرایانه بیش از آن‌که باعث تقویت سلطنت شود موجب افزایش تقاضا برای اصلاحات بیشتر در کشور شد. مسافرت رجال و دانشجویان به فرنگ و انتقال مشاهدات به هموطنان و نیز ورود پدیده‌های جدید تکنیکی، فنی و فرهنگی (تلگراف، روزنامه، مدرسه و...) و به خصوص طرح آرای اندیشمندان و خردورزان اروپایی در مورد آزادی، برابری، سوسیالیسم، قانون مدنی و مشروطیت سبب شد تا موجی از داخل و خارج نظام برای انجام تغییرات گسترده به پا خیزد. در این میان واکنش‌های ضعیف و واپس‌گرایانهء دربار قاجار و همسویی آن با استعمارگران زمینهء نفرت از حاکمیت و بیگانه‌ستیزی را بیشتر فراهم آورد و سبب شد همگان یکصدا خواهان انجام اصلاحات اساسی شوند

    فتحعلی آخوندزاده

 

 

 

 

روشنفکران یا تجددطلبان کسانی بودند که ندای اصلاحات را با صدای بلند در ایران سر دادند. این روشنفکران را می‌توان به دو دستهء روشنفکران ملی‌گرا و متجدد (عمدتائ تحصیلکردهء فرنگ) و روشنفکران مذهبی (عمدتائ روحانیان) تقسیم و تفکیک کرد. با تمام این احوال نباید فراموش کرد که در بررسی گرایش‌های کلی روشنفکران، تفاوت بین نوگرایی و غرب‌گرایی را هم باید لحاظ داشت، به ویژه آن‌که به دلیل آشنایی اندیشمندان ایرانی با افکار و پدیده‌های جدید از کانال تمدن غرب، گاه نوگرایی و مدرنیسم با غربزدگی و تقلید صرف درهم تنیده شده است.    

 سید جمال الدین اسدآبادی

به هرترتیب روشنفکرانی که مجذوب اندیشه‌هایی چون لیبرالیسم یا آزادی جان و مال و قلم و بیان و اندیشه، سوسیالیسم یا حق شهروندی و رفاه عمومی‌، ناسیونالیسم یا وحدت ملت و متاثر از افکار روسو، هیوم، ولتر و دیگر متفکران غرب بودند، ابتدا با انتقادهای معمولی و سپس با چاپ کتاب‌ها و ایجاد انجمن‌ها کوشیدند تا مردم را متوجه لزوم تغییرات اساسی در کشور سازند. دانشجویان و دانش آموختگان فرنگ همچون میرزا صالح شیرازی، پایه‌گذار صنعت چاپ ایران، صحاف باشی، فرخ خان غفاری، میرزا ملکم خان ناشر روزنامهء قانون، طالبوف، آخوندزاده (بنیانگذار ناسیونالیسم ایرانی)، آقاخان کرمانی، مجدالملک و... از طریق طرح پیشرفت‌های خارج از ایران و معرفی اندیشه‌ها و تجلیات دموکراتیک، لیبرالیستی و سکولار توسط رساله‌ها یا سفرنامه‌های خود توانستند موجی را در کشوربرانگیزانند

 

 

 

 

میرزا محمدحسین نایینی


 

 

 

 

در واقع، در همان حال که نفوذ اقتصادی غرب بازاریان را در قالب طبقات متوسط متشکل می‌کرد روشنفکران به عنوان یک قشر کوچک ولی پویا به این باور رسیدند که باید زنجیرهای استبداد سلطنتی، جزم اندیشی دینی و امپریالیسم خارجی را با سه کلید مشکل‌گشا (مشروطیت، سکولاریسم و ملی‌گرایی) از دست و پای ایرانیان باز کنند. البته این نکته را نباید از نظر دور داشت که راهکارهای این روشنفکران مانند هدف‌هایشان یکسان نبود و به همین سبب و البته پاره‌ای دلایل دیگر چون التقاط‌گری و عدم انسجام فکری و ناتوانی در درک شرایط خاص ایران یا تطبیق واقعیات موجود نتوانستند موفقیت فوق‌العاده‌ای بیابند.    

 میرزا ملکم خان

روشنفکران مذهبی نظیر سیدجمال‌الدین اسدآبادی، شیخ‌هادی نجم‌آبادی و میرزا محمدحسین نائینی نیز آرایی را درخصوص تطبیق دین اسلام با خردورزی و علم، ناسیونالیسم با برادری دینی و همسویی دین و سیاست و تمایز تقلید از اقتباس مطرح کردند که بعدها افرادی چون شکیب ارسلان، رشیدرضا و ابن بادیس در جهان اسلام آن را دنبال کردند. ظاهرائ روشنفکران مذهبی از روشنفکران تحصیلکردهء غرب موفق‌تر بودند زیرا سابقهء فعالیت و نظریه‌پردازی فقها در امور سیاسی می‌توانست روحانیت را در تطبیق آرای دینی با خواسته‌های زمان یاری دهد. البته در این میان رابطهء سنتی مجتهدان و مقلدان و همچنین خوش چهره بودن علما در چالش با حاکمیت را نباید فراموش کرد.    

 میرزا عبدالرحیم طالبوف

البته مجموعه عواملی دیگر نیز باعث وزش نسیم اصلاحات شد، عواملی چون تماس با غرب و احساس نوگرایی، تاثیر حضور استعمار، انسجام اجتماعی در قالب شکل گیری طبقات نوین، اشاعهء افکار نو و درخواست استمرار تغییرات. در این میان نباید از کنار قیام تنباکو که در جریان آن  ناراضیان با واگذاری امتیازهای کلان اقتصادی به سرمایه‌داران غربی به مخالفت برخاسته و سبب شدند رژیم خودکامه شکست را پذیرا شود به آسانی گذر کرد، زیرا اسباب تقویت ارادهء ملی را فراهم آورد. در حقیقت، رشد شهرنشینی و تجارت و به دنبال آن ایجاد اقشار همبسته (اصناف، تجار و شهروندان) که دشمنی مشترک (دولت) و هدفی مشترک (آزادی) داشتند موجب شد تا در نخستین رویارویی با حکومت در قیام تنباکو، رمز پیروزی یعنی وحدت کلمه و همبستگی ملی شناخته شود و بورژوازی نوپا با احساس خوش غلبه بر استبداد دست به کار ادامهء اصلاح شود تا بتواند در جایی از هرم اجتماعی و نظام سیاسی و مالی کشور آرام گیرد. در حقیقت نتیجهء نهایی تمام این حرکات اصلاحی و به ویژه جنبش تنباکو درک حس همبستگی ملی و رمز پیروزی بود و دستاوردهای مهمی ‌نظیر قتل ناصرالدین شاه خودکامه، ایجاد انجمن‌های مخفی و پیوند مشارکتی بازرگانان، روحانیان و روشنفکران و شتاب بسیار بخشیدن به گام‌های اصلاحات را در پی داشت تا حدی که حتی فریاد مشروطه‌خواهی سرداده شد که البته بحث و بررسی آن خود مجالی دیگر می‌طلبد.

 

 

این نوشتار که از سوی اینجانب اندک زمانی پیش نگارش یافته پیشتر در روزنامه « سرمایه » در تاریخ ۱۹/۴/۸۵ به چاپ رسیده است 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 اگر مورخ به نقل اخبار و روایات بسنده کند و قواعد سیاست و طبیعت تمدن و احوال اجتماعات بشری ذا در معرض داوری و ارزیابی نیاورد چه بسا که از غلط و انحراف مصون نماند ـ ابن خلدون

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

ـ گسترش بی برنامه اندیشه اصلاح گری در دوره قاجار ـ گفتگو با دکتر حمید مشعوف 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی )
امیر نعمتی لیمائی، دکترای تاریخ ایران بعد از اسلام
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :