سرزمین تاریخ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی ) - ۱۳۸٥/٧/٢٧

ازجمله دانشهایی که در پرتو ظهور اسلام نمو یافت و واجد شکوفایی شد دانش تاریخ و به تبع ان فن تاریخ نگاری بود . درحقیقت ؛ مسلمانان با وجود بهره برگرفتن از فرهنگ های مختلف در تاریخ نگاری به گونه ای موسس و پیشگام بوده اند . با تمام این احوال نباید فراموش کرد که حکمای قرون نخستین اسلامی در بحث از دانشهای گوناگون و طبقه بندی انها کمتر از تاریخ نــام برده اند ؛ حتی برخی بزرگان ؛ تاریخ نگـاری را تحقیر کرده و ان را افسانه هـایی بی فایـده و بی ارزش نامیدند . انچه روشن است ؛ بیشتر فلاسفه به پیروی از ارسطو ؛ فیلسوف نامی یونان باستان ؛ تاریخ را علم نمی شمردند و در طبقه بندی خود از علوم از ان به منزله علم یاد نمی کردند . زیرا طبق فرضیه ارسطو درباره علوم ؛ علم تنها در صورتی به دست می اید که یک تصدیق کلی حاصل شود و طبیعت و علل یک دسته از اشیا را توضیح دهد . بدیهی است که چنین تعریفی از علم ؛ تاریخ را دربر نخواهد گرفت . علم ندانستن تاریخ از سوی متفکران مسلمان چندان گستردگی داشت که گروه هایی چون معتزله که همواره در پی علل و عوامل رخدادها بودند و همچنین برخی اصحاب فلسفه چون فارابی و بوعلی سینا با وجود انکه در مورد علم مدنی یا سیاست سخن گفتند به سبب ارسطویی بودن یا تمسک به طبقه بندی علم از دیدگاه ارسطو جایی برای تاریخ به دست نیاوردند . ابن خلدون نیز با وجود انکه تاریخ را سزاوار ان دانسته تا از اقسام حکمت و علوم عقلی به شمار اید به هنگام طبقه بندی علوم در هیچ یک از دو شاخه علوم عقلی و نقلی از تاریخ یاد نکرده است . البته در این میان برخی اندیشمندان و دسته هایی از عقل گرایان نیز تاریخ را در زمره علوم به شمار اوردندد . ابن فرجون ( سده چهارم ) ؛ نگارنده کتاب جوامع العلوم ؛ نخستین کسی بود که از تاریخ به عنوان علم یاد کرد . خوارزمی اندک زمانی پس از او و ابن حزم ( سده پنجم ) نیز از علم اخبار به عنوان یکی از شاخه های مستقل علوم یاد کرده و ان را دارای مراتبی دانستند . گروه اخوان الصفا که مرامشان تصفیه مذهب از اوهام و خرافات و سازگار کردن دین با عقل و منطق بود نیز علم سیر و اخبار را نهمین و اخرین شاخه از علم الریاضه که برای صلاح کار دنیا وضع شده برشمردند . 

به هرحال تاریخ چه از سوی متفکران مسلمان علم شناخته شده باشد و چه در زمره علوم به شمار نیامده باشد در مجموعه اثار فرهنگی ملل اسلامی جایگاهی خاص و خلاف معمول داشته است ؛ هم از نظر حجم و هم از نظر کیفیت و هم از ان جهت که وقتی شاخه های علم سیر نزولی می پیمود و یا دچار رکود می گشت تاریخ نگاری زنده بود و حتی گاه بسان روزگار مغول رشدی دوباره می یافت .

در فرهنگ تاریخ نگاری اسلامی کـه ایرانیان بیش از همـه اقوام در رشد ان بـه ایفای نقش پرداخته اند دوگونه تاریخ نگاری مورد کاربرد مورخان قرار گرفته است : نخست نگارش تاریخ بر حسب موضوع و دوم نوشتن تاریخ به ترتیب سال . با این وجود اندکی تعمق و بررسی در روشهای مورد کاربرد علمای مسلمان بیانگر وجود دو نوع نگرش تاریخی در میان انان است :

۱- دیدگاه کسانی که معتقد بودند تاریخ هیچگاه نباید رسالت دینی خود را در طرح فرضیات رها سازد بلکه باید یاری رسان علوم دینی و از جمله تفسیر و حدیث باشد . درواقع هواداران این دیدگاه بر ان ایده بودند که تاریخ فنی از فنون علم حدیث نبوی است .

۲- دیدگاه افرادی که باور داشتند تاریخ سلسله تجارب است و برای ایندگان سودمند است . این گروه بر لزوم درک عقلانی و علت اشیا تاکید داشتند و اعتقادشان بر ان اصل بود که یقین باید بر دلایل عقلانی مبتنی باشد . بنابراین طرفداران این نوع نگرش ؛ اخباری را که تنها برهان برای درستی انها زنجیره ای از روایان بود ؛ نمی پذیرفتند .

این نکته را نباید از نظر دور داشت که بینش تاریخی و قومی و اعتقادات مذهبی معمولا از جمله عوامل موثر در نوع نگارش تاریخ از سوی نویسنده بوده است . درحقیقت ؛ اثار مورخان هر عصر حاکی از محیط فکری و بازتاب دگرگونی های فضای فرهنگی و سیاسی ان عهد است . به عنوان نمونه مقریزی ؛ نگارنده النزاع و التخاصم ؛ بینش سیاسی خود را به عنوان حکمی تاریخی بیان کرد و در متهم کردن امویان و توصیف عباسیان به پرهیزگاری و دینداری راه اغراق و مبالغه را پیمود .

با عنایت به انچه تاکنون گفته شد باید گفت که تمام تاریخ نگاران اعم از اخباری گرایان و تدبیرگرایان از سه شیوه متفاوت برای نگارش تاریخ سود جستند :

۱- روش روایی : این روش از مهمترین روشهای تاریخ نگاری اسلامی به شمار می اید  و دران روایات مختلف درباره رخدادهای تاریخی با درج سلسله اسناد به طور کامل یا ناقص و یا حتی بدون ان بیان می شود . از جمله نویسندگانی که بدین شیوه نگاشتند می توان به ابان بن عثمان ؛ محمد بن مسلم زهری و خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی که کتاب جامع التواریخ او را تاریخ پژوهانی چون ؛ ساندرز ؛ نخستین تاریخ اصیل جهانی خوانده اند اشاره داشت . اما بی گمان برجسته ترین نماینده روش تاریخ نگاری روایی ؛ محمد بن جریر طبری ؛ بود که در تاریخ هم بینش حدیثی داشت و بر سلسله راویان تاکید می ورزید و البته از نقادی روایتها نیز گریزان بود . چنین برمی اید که شمار به نسبت افزونی از مورخان دوره اسلامی باور نداشتند که مقایسه ؛ بررسی و تحلیل گزارشها و داده های تاریخی نیز از جمله وظایف انها است .

۲- روش ترکیبی : در این روش مورخ به جای انکه روایتهای گوناگون و اسناد گوناگون یک رخداد تاریخی را بیان کند از راه مقایسه و ایجاد سازگاری میان ان گزارشهای مختلف ؛ واقعه مذکور را طی یک روایت توضیح می داد . از جمله نامدارانی که چنین شیوه ای را برای نگارش اثار خود برگزیدند می توان به بلاذری ؛ نگارنده فتوح البلدان ؛ و دینوری ؛ نویسنده اخبارالطوال ؛ اشاره داشت .

۳- روش تحلیلی : در شیوه تحلیلی ؛ تاریخ نگار در کنار نقل روایت و گزارش تاریخی عمدتا ترکیبی به تجزیه و تحلیل ؛ تبیین و بررسی علل و نتایج ان می پردازد . بایسته است یاد گردد این روش تاریخ نگاری را محصول قرون جدید و عمدتا دستاورد دانشگاه های غربی باید دانست و نه تنها در تاریخنگاری اسلامی بلکه در تاریخنگاری یونان و روم باستان و همچنین اروژای قرون وسطی نیز نمی توان تاریخی تحلیلی که کاملا مصداق تعریف فوق باشد نشان داد . البته برخی از تواریخ را که نویسندگان انها با توجه به اوضاع سیاسی ؛ علمی و فکری زمان ؛ دیدگاهی خاص نسبت به تاریخ و هدف ان داشته و گهگاه به تحلیل بعضی فرایندهای تاریخی و نتیجه گیری پرداخته اند می توان تا اندازه ای تحلیلی نامید . تجارب الامم ابوعلی مسکویه و تاریخ بیهقی ابوافضل بیهقی از جمله اثاری هستند که در انها پاره ای از تحلیلهای تاریخی انجام پذیرفته است .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این نوشتار که چندی پیش از سوی اینجانب نگارش یافته و در دو بخش تقدیم می شود پیشتر در روزنامه « سرمـایـه » در تاریخ ۲۹/۱۱/۸۴ با عنـوان « طبری و هرودوت ؛ تاریخ نگاری شرق و غرب » به چاپ رسیده است .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

« کسی کـه تـاریـخ را چنانکـه هست می نگـرد بـه کمک ان می تواند فاصله زمان را درهـم بنوردد و زندگی کنونی خویش را در زندگـی انسانهـای گذشته و در دنبالـه ان مشاهده کنـد » « زنده یاد دکتر عبدالحسین زرین کوب »

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی )
امیر نعمتی لیمائی، دکترای تاریخ ایران بعد از اسلام
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :