سرزمین تاریخ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی ) - ۱۳٩٠/۸/٢٢

این نوشتار کامل شده مقاله ای است که چندی پیش از سوی اینجانب نگارش یافت و در تاریخ 27/4/90 در روزنامه جام جم به چاپ رسید.

-------------------------------------------------------------

نهضت شیعی سربداران که در دوران فترت پس از مرگ ابوسعید بهادرخان، واپسین ایلخان مقتدر مغول، شکل گرفته از جمله رخدادهای مهم و تاثیرگذار در درازنای تاریخ سرشار از فراز و نشیب ایران است. نگارنده در این کوتاه جستار در پی آن است ضمن بیان شرحی کوتاه ازچگونگی آغاز نهضت سربداران به بازبینی اندیشه وآرمان آنان بپردازد و همچنین دلایل اهمیت این جنبش و تاثیر آن بر جامعه ایران را مورد واکاوی قرار دهد.

میدان سربداران در شهر سبزوار

سرآغاز نهضت سربداران

هجوم مغولان به رهبری چنگیز به ایران و در پی آن تشکیل سلسله ایلخانی در ایران بسی خونبار و غم­انگیز بود، در طی این یورش دهشتناک ،شهرهای آباد ایران به ویژه در مناطق خاوری سرنوشتی جز ویرانی نیافتند.کتابخانه­ها، مدارس و مساجد فرارود (ماوراءالنهر) و خراسان لگدکوب سم ستوران تاراجگران چشم­تنگ شد، شمار به نسبت افزونی از نام­آوران عرصه­ی دین و دانش همانند عطار نیشابوری،  نجم­الدین کبری و کمال­الدین اسماعیل اصفهانی کشته شدند و یا آن که به مانند پدر مولاناجلال­الدین بلخی مهاجرت وتبعید خودخواسته را به یافتند. هجوم هلاکوخان، موسس سلسله ایلخانی به بغداد، شهر افسانه­های هزار و یکشب، که به سقوط خلافت هفتصدساله عباسی انجامید، به مانند دیگر حمله­های مغولان با خونریزی، ایلغار و ویرانی همراه بود. اما تصرف بغداد نتیجه­ای دیگر هم در پی داشت و آن رشد روزافزون تشیع بود که در پی سقوط پشتیبان اصلی تسنن یعنی خلافت عباسی رخ نمود.

برابر با تاریخ، در این روزگار در سراسر دنیای اسلام پیروان تشیع با سود جستن از خلا نبودن قدرت مذهبی مخالف بر فعالیت­های خویش افزودند. در ایران زمین که بسیاری از مردمان آن از دیرباز دل­بسته خاندان علی (ع) بودند نیز تشیع روز به روز بر گستره­ی نفوذ خویش افزود. بیشتر طریقت­های عرفانی و متصوفه نیز با شیعیان هم­آوا گشتند. در یک کلام می­توان گفت عهد فرمانروایی ایلخانان با رشد تشیع و نزدیکی تقریبی تصوف به آن همراه شد.

بر اساس آنچه اسناد و منابع تاریخی هویدا می­سازند، در خراسان که از سالیانی بسیار دور پایگاه عمده­ی تشیع بود نیز این روند شدتی دوچندان یافت. از این رهگذر،  عالمی به نام شیخ­خلیفه و در پی او شاگرد نامدارش، شیخ حسن جوری، به تبلیغ مرام خویش که الهام­گرفته از تشیع و تا اندازه­ای مکاتب عرفانی بود پرداختند. اوج فعالیت اینان در منطقه­ بیهق، سبزوار و نیشابور بود. اینان مردم را به عدالتخواهی، مساوات و پایداری در برابر ستم تحریص و تشویق می­نمودند. آنچه روشن است، مرام این دو مورد توجه عامه قرار گرفت و جمع بسیاری از پیشه­وران و بینوایان شهری و روستایی را شیفته خویش ساخت. شیخ حسن جوری کوشید تا پیروان خویش را متحد نماید و سازمان آنان را مرتب کند. میرخواند، نویسنده کتاب روضه­الصفا در این باره چنین آورده است: «هرکس که دعوت ایشان قبول می­کرد اسامی ایشان ثبت می­گردانید و می­گفت... وقت ظهور شود می­باید که آلت حرب بر خود راست کرده مستعد کارزار گردند.»

بدین­ترتیب زمینه برای قیام در آستانه فراهم شدن و منفجر شدن بشکه باروت تنها منتظر یک جرقه بود. رفتار ناهنجار یک ایلچی مغول کاسه صبر را لبریز و طغیانی که از مدتها پیش انتظارش می­رفت را تسریع نمود. خواجه رشیدالدین فضل­الله همدانی در جامع­التواریخ و فصیحی خوافی در مجمل فصیحی نوشته­اند که پنج ایلچی مغول در خانه دو برادر از مردم قریه باشتین سبزوار منزل کردند و ازایشان شراب و شاهد طلبیدند و لجاج نمودند و بی­حرمتی نمودند. وقتی که ایلچیان مست شدند کار فضیحت را به جایی رساندند که عورات ایشان را خواستند. دو برادر گفتند دیگر تحمل این ننگ را نخواهیم کرد. بگذار سر ما به دار برود. شمشیر از نیام برکشیدند، هر پنج مغول را بکشتند. این حرکت آنان مورد حمایت باشتینیان ودر اندک زمانی مردم نواحی اطراف قرار گرفت که مرید شیخ حسن جوری بودند. مردمی که در باشتین فراز آمده بودند گفتند: «اگر توفیق یابیم رفع ظلم ظالمان نماییم و الا سر خود را بر دار خواهیم کرد که دیگر تحمل تعدی و ظلم نداریم.» برابر گفته­ی تاریخنگارانی چون دولتشاه، حافظ­ابرو، خواندمیر، شبانکاره­ای و مرعشی اینان نام خود را سربداران نامیدند، به آن معنی که سر به دار می­دهند اما سر مذلت فرود نخواهند آورد.

مسجد جامع سبزوار، یادگاری از سربداران

بدین روی، نهضت سربداران برپا شد. اینان در اندک زمانی یارای  آن یافتند تا حکومتی هر چند کوچک در بخش­هایی از خراسان بزرگ و حتی گرگان و مازندران تشکیل دهند و چنان توانمندی نشان دادندکه تا روزگار فرمانروایی تیمورلنگ به حیات خویش ادامه دادند.

اندیشه و آرمان

چنانکه پیشتر نیز گفته آمد اندیشه و آرمان سربداران ریشه­گرفته از آموزه­های شیعی و تا اندازه­ای عرفانی بود. آنچه روشن است، مکتب تشیع تبلیغ­شده به توسط شیخ خلیفه و شیخ حسن جوری بود که انگیزه روانی برای سربداران ایجاد کرد. بایسته یادکرد است شماری از مورخان چون پطروشفسکی،نویسنده کتاب نهضت سربداران خراسان، بر آن باورند که «شیخ خلیفه به معنی واقعی کلمه صوفی نبود. شاید فقط از جملات و اصطلاحات اهل تصوف و شکل ظاهر سازمان اخوان­الصفا به منظور تبلیغ و تدارک مقدمات خروج علیه ستمگران استفاده می­کرد.»

واکاوی منابع تاریخی مرتبط با آن دوران مورخ را بدین نکته رهنمون می­سازد که مردمی بودن، عدالت­گستری و دین­مداری در اندیشه سربداران به­ویژه در سال­های نخستین قدرت­یابی آنان واجد جایگاهی والا و ویژه بود.

مردم­گرایی آنان از این نکته مستفاد می­شود که حاکمان سربداری از سویی موروثی برتخت نمی­نشستند وازدیگر سوی، نه تنها از میان اشراف انتخاب نمی­شدند بلکه از هر قشر و صنفی ­می­توانستند در صورت ابراز لیاقت بر تخت حکومت برنشینند و یا به مقامات بالا دست یابند. وجود پیشوایان و سپهسالارانی متعدد چون آی­تیمور محمد که غلامی بیش نبود، کلواسفندیار که پیشه­وری ساده بود، کلو ابوبکر نداف که رییس صنف ندافان سمرقند بود، یحیی کرابی که نوکر یکی ازبزرگان سربداری به شمار می­آمد، پهلوان حیدر که قصاب بود و .... در میان بزرگان سربداری بر درستی این مدعا گواه است.

گفتنی است شاعر سربداری، ابن­یمین فریومدی، در انزجار از اشرافی­گری و نفرت از حاکمیت خودکامه چنین سروده است:

اگر دوگاو به دست آوری و مزرعه­ای/یکی امیر و یکی را وزیر نام کنی

و گر کفاف معاشت نمی­شود حاصل/روی و شام شبی از یهود وام کنی

هزار بار از آن به که بامداد پگاه/کمر ببندی و بر چون خود سلام کنی

آرامگاه شاعر سربدار، ابن یمین فریومدی، در فرومد شاهرود 

عدالت­محوری نسبی سربداران نیز آشکار است. ابن­بطوطه، جهانگرد مشهور عرب، در سفرنامه خویش در این­باره چنین آورده است: «آیین عدالت چنان در قلمروی آنان رونق گرفت که سکه­های طلا و نقره در اردوگاه ایشان روی خاک می­ریخت و تا صاحب آن پیدا نمی­شد کسی دست به سوی آن دراز نمی­کرد.» خواندمیر نیز درباره حکومت یحیی کرابی سربداری می­گوید: «از غایت عدل و داد ولایت او به نهایت آبادانی و معموری رسید.»

کاهش چشمگیر خراج از شصت درصد کل محصول به سی درصد نیز نشانی دیگر از عدالت­محوری اینان است. در همین راستا، دولتشاه سمرقندی در تذکره­ی خویش آورده است که در عصر علی موید، آخرین امیر سربدار، «از رعایا ده سه به جنس گرفتی و به یک دینار دیگر تعرض نرسانیدی.» به تعبیر پطروشفسکی استقرار مساوات در حقوق و ثروت ادعای اصلی دست­کم گروهی از افراطیان سربداران را تشکیل می­داد.

نیازمند یادکرد است در حکومت سربداری مردم می­توانستند بدون دعوت و اجازه در مجلس شهریار حاضر شوند و درباره افعال اوبحث کنند و وی رامحکوم نمایند و ظاهرا در خانه امیر حاجب و دربانی نیز وجود نداشت.

دین­مداری سربداران نیز چشمگیر است. برابر با تاریخ، از آغاز پیدایش دولت سربداران دو رییس وجود داشت یکی روحانی و دیگری سیاسی. اینان این روند را تا پایان دوران حیات سلسله سربداری با فراز و نشیب­هایی ادامه دادند. سربداران یاسای مغولی را کنار نهادند و به تقریب سعی نمودند در پیشبرد امور برابر شرع عمل کنند چنان که عوارضی را که مطابق موازین شرع نبود لغو کردند.

اهمیت و تاثیر نهضت

اهمیت نهضت سربداران را ازچند جهت می­توان تبیین نمود:

الف: اینان پس از برافتادن دولت شیعی­مذهب بویهی به توسط سلجوقیان سنی­مذهب، نخستین گروه شیعی بودند که به قیام دست یازیدند و تشکیل حکومت دادند.

ب:  به تقریب در درازنای تاریخ کهن ایران حکومت­ها در بیشتر مواقع بر پایه قدرت ایلی و عشیره­ای شکل گرفته­اند. جنبش­های مردمی نیز در تاریخ ایران اندک­شمارند. اما قیام سربداران جنبشی کاملا توده­ای بود که بدون یاری جستن از حمایت­های قبیله­ای شکل گرفت و توانست به حکومت نیز دست یابد.

ج: ادامه حیات سلسله­های حاکم در ایران همواره بر پایه انتقال موروثی قدرت استوار بود. اما حکومت سربداران هیچگاه این ویژگی را به خویش ندید و انتصاب حاکم به گونه­ای انتخاب ازسوی مردم انجام می­شد. شاید بتوان گفت نوعی دموکراسی توده­ای در میان سربداران حاکم بود.

تاثیر نهضت سربداران بر جامعه ایران تا اندازه­ای چشمگیر بود. افکار سربداری در نواحی ساحلی دریای مازندران، گیلان و مازندران، رواج فراوان یافت. حکومت شیعی مرعشیان مازندران در واقع تقلیدی بود از حکومت سربداران خراسان. حکومت سادات کیایی گیلان نیز در واقع با الهام از سربداران خراسان موجودیت یافت. نهضت سربداران در کرمان نیزمنعکس شد. پهلوان اسد بن طوغان­شاه در راس نهضت سربداران کرمان قرار گرفت و به مبارزه با حاکمان مظفری پرداخت ، هرچند که سرانجام مقاومت دلیرانه کرمانیان شکسته شد و پهلوان اسد سر به دار داد. در فرارود نیز گروه­هایی با آمال سربداران خراسان تحرکاتی نمودند اما حرکتشان با موفقیت همراه نشد.

به عنوان یک نتیجه می­توان گفت تمام نهضت­هایی که در سده هشتم هجری در ایران وقوع یافت، از لحاظ ترکیب اجتماعی و معتقدات وتمایلات، به نهضت سربداران خراسان نزدیک و تا اندازه­ای انعکاس جنبش مزبور بود. 

 

امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی )
امیر نعمتی لیمائی، دکترای تاریخ ایران بعد از اسلام
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :