سرزمین تاریخ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی ) - ۱۳٩۱/٦/۱٠

 دکتر عبدالحسین زرین­کوب که در 29 اسفند 1301 هـ.خ در بروجرد چشم به جهان برگشود و در 24 شهریور 1378 در تهران دیده بر جهان فروبست، از جمله بزرگترین و نامدارترین فرهنگ­مردان تاریخ معاصر ایران به­شمار می­آید. آنچه هویدا می­نماید، تلاش 50 ساله این استاد برجسته در زمینه­های تدریس و تالیف، نام او را با فرهنگ ایران پیوندی جاودانه بخشیده است.

نگاهی هرچند گذرا به سیاهه طویل آثار مکتوب دکتر زرین­کوب، تداعی­کننده این مضمون است که در شاخه­های گوناگون علوم انسانی از، فلسفه و تاریخ گرفته تا ادب و عرفان، واجد تخصص و کاردانی افزون بوده است. با این­وجود، بایسته و شایسته است یاد شود، حوزه وسیع مطالعات زنده­یاد زرین­کوب در تاریخ، فلسفه، ادبیات و تصوف خلاصه نمی‏شد، بلکه تحقیقات گسترده در علوم اسلامی، تاریخ ادیان، روش‏های‏ تحقیق نوین و زبان‏های باستانی ایران را نیز در بر می­گرفت.

 

دو تصویر از زنده یاد دکتر عبدالحسین زرین کوب

 

آنچه بر ارزش و اهمیت تالیفات دکتر زرین­کوب در مقام سنجش و مقایسه با آثار دیگر فعالان عرصه نگارش علمی در زمینه­های یادشده می­افزاید، در کنار نگرش نقادانه و علمی نویسنده، نثر ویژه و بسیار وزین این آثار است.

از جمله مشهورترین کتاب­های نگارش­یافته به قلم توانمند دکترزرین­کوب می­توان به بامداد اسلام، کارنامه اسلام، دو قرن سکوت، تاریخ ایران بعد از اسلام، در قلمرو وجدان، تاریخ در ترازو، تاریخ مردم ایران، روزگاران ایران، جستجو در تصوف ایران، دنباله جستجو در تصوف ایران، ارزش میراث صوفیه، پله پله تا ملاقات خدا، سر نی، حدیث خوش سعدی، از کوچه رندان، فرار از مدرسه، بحر در کوزه، شعله طور، نامور نامه، پیر گنجه در جستجوی ناکجاآباد، با کاروان حله، نقد ادبی، فلسفه شعر، دیدار با کعبه جان و ... اشاره داشت.

دکتر زرین­کوب که اقرار می­داشت مطالعه دائم در تاریخ و تجسس در افکار و آثار انسانی برایش یک لذت است،  تعدادی از آثار تالیفی اندیشمندان غربی را نیز به پارسی ترجمه نمود که از جمله آن­ها ادبیات فرانسه در قرون وسطی، ادبیات فرانسه در دوره رنسانس، فن شعر ارسطو، بنیاد شعر فارسی، شرح قصیده ترسائیه خاقانی و ... را می­توان نام برد.

از دکتر زرین­کوب که برای نگارش مجموعه تاریخ دانشگاه کمبریچ دعوت به عمل آمده بود و در تدوین و تکمیل دائره­المعارف اسلامی نیز نقشی به­سزا داشت، شمار افزونی مقاله هم به یادگار مانده است. برخی از این مقاله­ها در کتاب­هایی چون با کاروان اندیشه،  نه شرقی- نه غربی - انسانی، دفتر ایام، یادداشت­ها و اندیشه­ها، نقش بر آب و ... به چاپ رسیده است. تعدادی از آنها نیز در مجلات و نشریه­ها منتشر شده است که از جمله آن­ها می­شود مقاله­هایی همچون سقوط صفویه در روایات ارمنی، یگانه یا دوگانه (کشمکش خدایان در ایران باستان)، ایرانیان و اسلام، مسجد- گالری هنرهای اسلامی، مصاحبه با تاریخ و ... را یاد نمود.

ناگفته پیدا است که این کوتاه جستار را مجالی برای واکاوی تمامی ابعاد زندگی علمی و معرفی تمامی آثار پرشمار دکتر زرین­کوب فراهم نیست، که خود مثنوی هفتاد من کاغذی را می­طلبد.از این رو، آنچه در این مختصر مورد نظر قرار گرفته، ارائه شرحی مختصر درباره تاریخ­نگری و تاریخ­نگاری از دیدگاه زرین­کوب با توجه به کتاب مشهور وی، تاریخ در ترازو، است.

 

کتاب تاریخ در ترازو

 

دکتر زرین­کوب در کتاب تاریخ در ترازو، که مشتمل بر بخش­هایی چون فایده تاریخ، تاریخ و اسطوره، سنت­های تاریخ­نویسی، تاریخ­نویسی در یونان و روم، اروپا و تاریخ­نگاری، اندیشه تاریخ­نگری، کارنامه تاریخ و ... است، همانگونه که نصرالله صالحی در مقاله خویش(تاریخ­نگری و تاریخ­نگاری از دیدگاه زنده­یاد دکتر عبدالحسین زرین­کوب) بیان داشته، در زمینه چند محور عمده قلم فرسوده است:

الف: عوامل موثر در سیر تاریخ: زرین‏کوب در پاسخ به‏ این پرسش که آیا تاریخ مشیت ربانی و حکمت الهی‏ است یا این‏که اسباب و علل طبیعی و عقلی هم در تاریخ‏ مؤثر و نقش‏ساز است، به بررسی نگرش دین یهود در این‏ باب پرداخته و از دیدگاه ادیان آسمانی و به طور مثال نظرگاه‏ مورخ مسلمان چون، محمد بن جریر طبری سخن به میان آورده است. آن‏گاه‏ به روایت نظریه‏های مورخان و اندیشمندانی دیگر همچون‏ ابن­خلدون، هرودوت، سنت آگوستین، بوسوئه، ژان باتیست ویکو، اگوست کنت، منتسکیو و ولتر پرداخته است.

ب: مسئله تصادف و اتفاق در تاریخ: بایسته یادکرد است، این مسئله از دیرباز تاکنون ذهن مورخان و فیلسوفان را سخت به خود مشغول داشته، چرا که منافی با اصل علیت و اصل آزادی و اختیار انسان‏ بوده است.شادروان زرین‏کوب در خصوص این مساله آرای اندیشمندانی چون پولی­بیوس، منتسکیو، پاسکال، مارکس، انگلس، توین­بی و ... را شرح داده است.

ج: نقش شخصیت­ها در تاریخ: پاره‏ای از بزرگان فلسفه تاریخ برای شخصیت‏ها و نخبگان چنان اهمیت و جایگاهی‏ قائل شده‏اند که اصولا تاریخ را عبارت از احوال قهرمانان‏ پنداشته­اند. دکتر زرین­کوب در این­باره به بررسی و نقد دیدگاه­های افرادی چون کارلایل،کورت برایزیک،توین­بی و... دست یازیده است.

د: مسئله ترقی‏ در تاریخ عمومی: زرین­کوب در این باره به پیدایی اندیشه ترقی در قرن‏ هجدهم اروپا و در عصر روشنگری اشاره نموده و سپس‏ آرا و باورهای اندیشمندانی چون کندرسه، هگل، هردر، مارکس و ... را بیان داشته است.

هـ: نظریه تکامل: اعتقاد به تحول دوری یا سیر ادواری‏ تاریخ از دیرباز در میان فلاسفه طرفدارانی داشته است، اما از قرن هجدهم به بعد آرای متفاوتی در خصوص سیر تاریخ به میان آمد. از جمله اندیشمندانی که  دکتر زرین­کوب به واکاوی اندیشه‏هایشان‏ دراین باره پرداخته است می­توان اسپنسر، داروین، نیچه ، توین­بی و... را نام برد.

و: نیروی محرک تاریخ: در نزد ادیان‏ الهی حرکت تاریخ به سوی نظام احسن و محرک آن‏ مشیت الهی است. درعوض، مکتب‏های بشری تلاش‏ داشته‏اند تا از عواملی دیگر به عنوان نیروی محرک تاریخ‏ یاد کنند. به عنوان نمونه، راسل- جغرافیا، گوبینو- نژاد، میشله- آرمان‏های اخلاقی و اجتماعی و مارکس-اقتصاد و نبرد طبقاتی را عامل اصلی حرکت تاریخ برشمرده­اند. دکتر زرین­کوب تلاش داشته تا تمامی این عقاید را مطرح و ضمن بیان ویژگی­های آن­ها کاستی­های آن­ها را نیز بیان دارد.

دکتر زرین‏کوب بعد از کنکاش در تاریخ‏نگری و بررسی‏ آرا و نظریه­های  بزرگان فلسفه تاریخ، به این نکته‏ می‏رسد که بخش مهمی از رسالت تاریخ‏نگری توجه به‏ علت‏های ماورایی در تاریخ است و لذا به دنبال غایت‏ و مسیر حوادث در فلسفه تاریخ است و این نکته­ای‏ است که تفاوت بین محدوده تاریخ‏نگری و تاریخ‏نگاری را هم نشان می‏دهد.

درحقیقت، در پی نیل به چنین نتیجه­ای در حوزه­ تاریخ­نگری بود که زرین­کوب درباره تاریخ­نگاری و ویژگی­های یک مورخ هم مطالبی بیان داشت. آنچه از واکاوی در صفحات تاریخ در ترازو برمی­آید، بدانگونه که امیرحسین تیموری هم در مقاله خویش(جستجوی حقیقت در گذر روزگار) بیان داشته است، از منظر زرین­کوب تاریخ­نگار باید واجد ویژگی­هایی چند چون، احاطه و تسلط تام بر منابع و مآخذ اصلی موضوع، اشراف و آگاهی بر حدود پیشرفت تحقیقات پیشین راجع به موضوع، قوه استنباط درست و آزادگی از سخت­گیری و سهل انگاری، دقت و احتیاط عالمانه در بررسی اسناد و در تحلیل و تفسیر معقول و منطقی آنها و قریحه نویسندگی باشد. همچنین یک تاریخ­نگار باید تلاش دارد تا از صفاتی به سان تعصب و غرض، تعجیل در قضاوت، تصورات پیش­ساخته، زمان­پریشی، سبک­سری و خوش­باوری و ... دوری گزیند.

به عنوان پایانی بر این مختصر می­توان اقرار داشت که آثار دکتر زرین­کوب، در حکم ترازویی برای سنجش ارزش دیگر نگاشته­های تاریخی است و او تاریخ­نگاری است که حکم لوییس نه­میه، مورخ انگلیسی، درباره او صدق می­کند: مورخ بزرگ کسی است که بعد از او هیچ کس نتواند بدون این که او را به حساب بگیردتاریخ بنویسد.

-------------------------------------------------------------------

امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی )
امیر نعمتی لیمائی، دکترای تاریخ ایران بعد از اسلام
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :