سرزمین تاریخ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی ) - ۱۳٩٤/۱۱/٢٤

اخلاق و مسائل انسانی از جمله موضوعات مورد توجه نام ­آوران عرصه ­های دانش و ادب در سراسر تاریخ ایران بوده است. حضور توانمندانه جمعی از سرشناس ­ترین فرهنگمردان ایران و از جمله خواجه نصیرالدین طوسی، جلال­ الدین دوانی، ملاحسین واعظ کاشفی، سعدی شیرازی، نورالدین عبدالرحمن جامی و ... در این وادی و نگارش آثار مرتبط با اخلاق از سوی آنان بر درستی این مدعا گواه است.

     امیرعلیشیر نوایی، سیاستمدار و فرهنگمرد برجسته روزگار تیموری که پدیدآورنده آثار بسیاری به دو زبان ترکی جغتایی و فارسی است نیز از جمله پرآوازگانی است که عطف توجه خویش را بدین مهم معطوف کرده و در آثار گوناگون خود تلاش داشته است تا نوع تفکر خود در این زمینه را آشکار دارد. در حقیقت، نگاهی به آثار مختلف امیرعلیشیر که خود به صفاتی چون تواضع، فروتنی، مهربانی، کرم، سخاوت، بخشندگی و ... متصف بود، به روشنی نمایان می ­سازد که اخلاق و مسائل آن از جمله اصلی ­ترین موضوعات مورد پردازش ذهن وی بوده است. به عنوان نمونه، بخش عمده­ای از مقالات بیست ­گانه مثنوی حیرت ­الابرار وی در توصیف مضامینی چون قناعت، وفا، بخشش، ادب، راستی، نیکی و ... است. او در مثنوی فرهاد و شیرین، شخصیت فرهاد را چنان پرداخته است که واجد تمام سجایای اخلاقی باشد و شخصیت برتر و ابرانسان بودن را بنمایاند. به تعبیر خود امیرعلیشیر، فرهادی او که مجسم ساخته است دارای قلب، زبان، چشم، گفتار و کردار پاک است. در مثنوی لیلی و مجنون نیز ایفاگر نقش ابرمرد، مجنون است که دارای تمامی صفات نیکو و خصایص خوب است. بسیاری از ابیات غزلیات ترکی و فارسی دو دیوان عرفانی خزائن ­المعالی و دیوان فانی نیز مسائل اخلاقی را بازتاب می ­دهند. با وجود این، آنچه روشن است، عمده­ ترین و برجسته­ ترین اثر به یادگار مانده از امیرعلیشیر در زمینه اخلاق، رساله محبوب القلوب او است. این کتاب را که به زبان ترکی جغتایی نگارش یافته و شوربختانه هنوز به فارسی برگردان نشده است، امیرعلیشیر با پیروی از سبک سعدی در گلستان و جامی در بهارستان نگاشته است. در اهمیت محبوب ­القلوب همان بس که نه تنها بسیاری از نویسندگان روزگاران پیشین چون غیاث ­الدین محمد خواندمیر موالف کتاب ­های مشهوری چون تاریخ حبیب ­السیر، مکارم­ الاخلاق، مآثرالملوک، دستورالوزراء و ... آن را ستوده­اند، بلکه شمار افزونی از پژوهندگان معاصر نیز در تعریف و تمجید آن به نکات بسیاری اشاره داشته­ اند. پژوهشگر نامی کشور ترکیه، آگاه سری لوند، آن را اثری متعلق به همه زمان­ ها دانسته است.  نویسنده پاکستانی، صغری بانو شگفته و تاریخ­پژوه روس، پترسکو سیروف دعوی کرده­ اند که امیرعلیشیر در آن تمامی مشاهدات، تجربیات و ملاحظات شخصی خود را به ثبت رسانده است. امینه عبدالرحمن و جین یو پنگ، دو دانشور چینی، آن را کتابی پنداشته ­اند که از لا به لای سطور آن می­ توان دیدگاه عقیدتی - فلسفی امیرعلیشیر را نسبت به مسائل اجتماعی دریافت. به باور متین آکاس، دیگر پژوهشگر ترک نیز امیرعلیشیر در نگارش محبوب ­القلوب به صورت مستقیم به مردم نظر داشته و از این روی در آن به بررسی کامل شخصیت­ انسان ­ها و خصایص طبقات اجتماعی پرداخته است. نگارنده نیز چنانکه در کتاب، بررسی زندگی سیاسی و واکاوی کارنامه علمی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی امیرعلیشیر نوایی، متذکر شده بر آن عقیده است که کاربرد تعابیر این چنینی درباره محبوب ­القلوب به هیچوجه از واقعیت به دور نیست و به راستی که این اثر امیرعلیشیر شایسته ستایش افزوناست.  

محبوب القلوب امیرعلیشیر نوایی 

     محبوب ­القلوب، که با حمد پروردگار و نعت پیامبر اسلام(ص) آغاز شده و با یک خاتمه پایان پذیرفته، دربرگیرنده سه باب مختلف است. نخستین باب در رابطه با احوال، افعال و اخلاق خلاق و مشتمل بر چهار فصل است. امیرعلیشیر هر یک از فصول مختلف این باب را به طبقه اجتماعی خاصی اختصاص داده و ویژگی ­ها و صفات پادشاهان عادل، سلاطین ستمکار، وزرا، شیخ ­الاسلام ­ها، قضات، مفتیان، مدرسان، اطباء، شاعران، نویسندگان، هنرمندان، درویشان، شکارچیان، مطربان و ... را ذکر داشته است. باب دوم محبوب­ القلوب به افعال و خصائل ذمیه مرتبط است و ده فصل را دربر دارد. در این فصول امیرعلیشیر درباره مفاهیم توبه، زهد، توکل، قناعت، صبر، تواضع، ذکر، توجه، رضا و عشق سخن گفته است. واپسین باب کتاب نیز سه فصل را شامل می­شود و در ارتباط با فوائد متفرقه، تنبیهات و نصایح است.

     صفحه ای از کتاب محبوب القلوب امیرعلیشیر نوایی

     آنچه از مطالعه محبوب ­القلوب برمی­آید آن است که امیرعلیشیر ضمن توصیف افکار عالیه بشری با دیدی انتقادی جامعه را رصد­کرده و تلاش ­داشته است همراه با یادکرد محاسن هریک از طبقات اجتماعی، معایب آنان را نیز از نظر دور ندارد. به عنوان مثال، او به هنگام معرفی قضات ضمن برشمردن ویژگی ­هایی که یک قاضی  باید دارا باشد بر برخی از آنان که رشوه­ خواری پیشه می ­نمایند، تاخته و از آنان خواسته است از انجام این کار ناپسند بپرهیزند. وی زمانی که از صنف بازرگانان سخن می ­گوید نیز از ارزان ­خریدن ­ها و گرانفروشی های شماری از آنان شکایت کرده و نپرداختن زکات از سوی آنان را مذموم دانسته است. باورهای امیرعلیشیر در هنگام سخن گفتن از مدرسان نیز چندان مترقی جلوه می­ کند که آگاهی از برخی از آن­ ها حتی امروزه نیز  برای هر آن کس که سودای تدریس به سر داشته باشد، ضروری است. به باور وی هدف مدرس نباید منصب و مقام باشد، مدرس در موضوعی که آگاهی نداشته باشد نباید اقدام به تدریس نماید، باید از خودنمایی و خودستایی دوری گزیند، از کبر و غرورورزی بپرهیزد، از ناپاکی گریزان باشد و خود را به هیچوجه عالم و حلال مجهولات مختلف نداند.

     کتاب امیرعلیشیر نوایی

     گفتنی است در محبوب ­القلوب، لطایف و حکایات عبرت ­آمیز بسیاری درباره افراد نامدار و پرآوازه­ای چون جامی، بایزید بسطامی، خواجه عبدالله انصاری، حلاج، سعدی، حافظ و ... ذکر شده و بدین روی می ­توان آن را همچون پندنامه­ هایی پنداشت که در تاریخ ادب ایران به کرات از سوی بزرگان فرهنگ نگارش یافته­اند. به گمان، عاری از زیب نخواهد بود اگر برای پایان بخشیدن به این جستار کوتاه برخی از گفته­ های حکیمانه امیرعلیشیر در واپسین بخش محبوب ­القلوب گفته آید:

اگر خواهی که از زبردستان تو را زیانی نیاید به زیردستان نیکی کن.

عطا و بخشش با رویی گشاده اصل سخاوت و جوانمردی است.

قناعت سرمایه است و شرف و عزت، پیرایه و زیور.

آن کس که راست را با دروغ می ­آمیزد دّر ثمین را نجس می­ سازد.

از دشمن دانا می ­توان سود جست، ولی از دوست نادان امکان زیان فزونتر است.

نویسنده: امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی ) - ۱۳٩٤/۱۱/٧

ابوعلی حسین بن عبدالله بن سینا نامور به ابوعلی سینا، ابن سینا و پورسینا، که سال 359 هجری قمری دیده برجهان گشود و سال 416 هجری چشم از جهان فروبست، از جمله بزرگ ترین، نامدارترین و پرآوازه ترین دانشمندان ایران و اسلام در گستره ای زمانی به وسعت و فراخنای تمام تاریخ است.

    عمده دلیل اشتهار فراگیر ابن سینا که اندیشمندان فرنگی از وی با عنوان Avicenna نام می برند، اندیشه های گرانسنگ و نوشته های پرارزش او درباره فلسفه و پزشکی است. با وجود این، بررسی و واکاوی آثار ابن سینا و همچنین منابع به یادگار مانده از دوران کهن به روشنی هویدا می کند وی جامع تمام علوم روزگار خویش بوده و در دانش هایی چون ریاضیات، نجوم، موسیقی، ادبیات و... نیز در شمار سرآمدان و نخبگان روزگار خویش بوده است.
    موضوعی که در اینجا مدنظر نگارنده است، بررسی جنبه ای از تفکر ابن سیناست که تاکنون کمتر به آن پرداخته شده است. یعنی عرفان و تصوف از دیدگاه ابوعلی سینا.
    خوانش دقیق آثار ابن سینا بویژه کتاب اشارات و تنبیهات، بیانگر آن است که وی با مفاهیم عرفان آشنایی تام داشته و این نکته چندان در نگاشته های او هویداست که امروزه برخی پژوهشگران وی را به گونه ای عرفان منتسب سازند و حتی صوفی پیرو اندیشه وحدت وجود یاد کنند.

ابوعلی سینا، پیونددهنده عقل و قلب

    برابر با تاریخ، ابن سینا هیچ گاه در گذر عمر به سیر و سلوک عرفانی نپرداخت و راه و روش متصوفه را نیز هرگز در پیش نگرفت. درحقیقت، آنچه اسباب رسوخ چنین اندیشه ای در ذهن برخی محققان را فراهم آورده، آن است که پورسینادر آثار پرشمار خود نه تنها عرفان را ستوده، بلکه تبیین مسائلی چون شهود و کرامت های منتسب به عارفان و اولیا را از دیدگاه عقلی ممکن پنداشته و از این روی حتی در برخی رسایل خود به توجیه فلسفی آنها پرداخته است.
    عرفان از منظر ابن سینا تا به آن اندازه پرارج است که با صراحت تمام عارفان را می ستاید: «اینان حجاب تن را دریده اند و از آن رها شده و به عالم قدس پیوسته اند. آنان را جنبه ای است پنهان و جنبه ای است آشکار و آنان که آن جنبه ها را نشناسند منکر آن شوند و آنان که به آن آگاه باشند بزرگش دارند... عارف خدا را می جوید، اما نه برای چیزی جز خدا و هیچ چیز را بر شناخت آن نمی گزیند، او را تنها برای او می پرستد، زیرا او شایسته پرستش است و عبادت خود شریف ترین رابطه اوست با خدا و آن نه برای رغبت به چیزی است یا برای بیم از چیزی... به راز خداوندی در امر تقدیر و سرنوشت آگاه است... نفس او بزرگ تر از آن است که هیچ ذلت بشری او را منزعج [=پریشان] سازد و کینه و حقد در یاد وی نماند و چرا چنین نباشد، در حالی که خاطر او مشغول به خداوند است.»
    پورسینا در کتاب اشارات و تنبیهات خویش اقرار می دارد: «آن که از متاع دنیوی و طیبات این جهانی اعراض کند، زاهد است. آن که بر عبادات از نماز و روزه مواظبت دارد، عابد است و آن که اندیشه و فکرش متوجه قدس جبروت است تا نور حق در درونش بتابد عارف است.» به دیگر سخن، ابوعلی سینا زهد و عرفان یا عبادت و عرفان را دارای قابلیت تلفیق با یکدیگر می داند. او در تکاپوی آن است طریق نیل به سعادت که همان شادکامی روحانی، تعالی معنوی و پیوستن به عالم علوی است را به مردم بنمایاند. به باور او، عرفان بهترین مسیر و چونان شاهراهی است که دسترسی انسان به سعادت جاودانی را آسان می سازد. مع الوصف این نکته را نباید از خاطر زدود که برای نیل به سعادت و وصول به عالم حق، شوق، وجد و حال مفید و لازم است، اما بسنده و کافی نیست. تعلم هم باید در کار باشد تا نفس استعداد تام برای اتصال به عقل فعال را بیابد. یگانگی عاقل و معقول نیز محال است، مگر در موردی که نفس استعداد و قابلیت وصول به حق را حاصل کند.
    درواقع می توان گفت برای ابن سینا طریق سیر و سلوک مشخص وآشکار است. به عقیده وی برای پیمودن این راه سالک از آغاز تا انجام باید با تعلم و تعقل همراه شود.
    به عنوان برآیند سخن می توان گفت عرفان در قاموس ابن سینا همان تکمیل کارکرد فلسفه است. هرچند عرفان و فلسفه روشی کاملامتمایز وجدا از یکدیگر را دنبال می کنند و یکی از اشراق آنی در قالب علم حضوری سخن می گوید و آن دیگری شناخت حقایق معنوی را از قبل براهین عقلی دنبال می کند، اما در واپسین مرحله شناخت حقیقت، همزمان عمل می کنند. به همین جهت پورسینا را می توان از جمله نخستین کسانی در تاریخ ایران و اسلام دانست که کمر همت در پیمودن مسیر تلفیق عرفان و فلسفه بربستند. مسیری که ابن سینا از جمله آغازکنندگان آن بود و افرادی چون ملاصدرا آن را در سده های آتی به سرانجام رساندند.
امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی )
امیر نعمتی لیمائی، دکترای تاریخ ایران بعد از اسلام
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :