سرزمین تاریخ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی ) - ۱۳٩٤/۱٢/٢

عباس اقبال آشتیانی که در سال 1276 هـ . خ چشم به جهان برگشود و در 21 بهمن ماه 1334 دیده بر جهان فروبست ، نویسنده­ ای برجسته بود که در تصحیح متون ادبی و نگارش تاریخ به شیوه ­ نوین و تطابق بخشیدن آن با روح فلسفه­  تاریخ تلاش بسیار پیشه کرد. او در زمره ­ نخستین ایرانیانی بود که ضرورت نگرش علمی و فلسفی به تاریخ را دریافت و تا پایان عمر نه چندان طولانی اما پربار خویش، در این طریق گام برداشت. این مهم سبب شد تا نه ­تنها جایگاه علمی او در تاریخ فرهنگ ایران واجد فراز و رفعتی والا باشد، بلکه در تاریخ­نگاری نوین نیز در شمار پیشگامان و هم ­ردیف با افرادی چون علامه محمد قزوینی و حسن پیرنیا و... قلمداد گردد.

عباس اقبال آشتیانی

این استاد برجسته­ ادبیات پارسی و مورخ توانا که دانش­ آموخته­ی مدرسه­ دارالفنون بود، در سال 1304 از دانشگاه سوربن، مدرک لیسانس ادبیات را اخذ نمود. در سال 1314 یارای آن یافت تا به اخذ درجه­ دکترای زبان و ادبیات پارسی از دانشگاه تهران مفتخرشود. وی که از سال 1313 یعنی از نخستین روزهای بنیان نهاده شدن دانشگاه تهران در کنار بزرگان و نام ­آورانی چون بدیع­ الزمان فروزانفر ، ملک ­الشعرای بهار، محمود حسابی و ... عهده ­دار امر تعلیم و تدریس دانشجویان بود، در سال 1317 هموند و عضو فرهنگستان ایران شد. او زین ­پس در کنار تدریس بیش از پیش متوجه کتابت شد و از این رهگذر نه تنها بنیانگذار نشریه­ وزین، یادگار، شد ، بلکه مقاله ­ها و کتاب های بسیاری نگاشت و یا آن­که ترجمه و یا تصحیح نمود.

عباس اقبال، در شهریور ماه 1323، نخستین شماره­ مجله­ یادگار را منتشر ساخت. او در شماره­ آغازین مجله، اندیشه و آرمان خویش از انتشار یادگار را چنین برشمرد: « طبع و نشر آثار پیشینیان، معرفی میراث فرهنگی و هنری ایرانیان، شناساندن وضعیت کنونی ایران، معرفی فرهنگ مردم و آداب و عادات بومی ایران و معرفی نسخه­ های خطی از جمله اهداف انتشار این نشریه است ».

این مجله که تا سال 1328 به حیات خویش ادامه داد، در نوع خود بی ­نظیر بود و مشتمل بر مقاله ­ها و نوشتارهایی در تمامی زمینه­ های علوم انسانی به­ ویژه تاریخ و ادبیات پارسی می­ شد. چهره­ های علمی برجسته­ ای چون رشید یاسمی، سعید نفیسی، قاسم غنی و محمد قزوینی از جمله افرادی بودند که تتبعات علمی خویش را در یادگار منتشر می­ساختند. شگفت­ انگیز است ، مقاله­ هایی که در یادگار انتشار یافتند به رغم گذشت بیش از شش دهه از نشرشان همچنان اعتبار پژوهشی بسیار دارند.

مجله یادگار

عباس اقبال بر آن باور بود که « تا ایرانی معتاد به مطالعه­ کتاب نشود و کتاب درست به قدر وافر در دسترس نداشته باشد از بسیاری دردهای مهلک نخواهد رست ». درواقع ، رسوخ اعتقادی چنین در ذهن اقبال بود که باعث می­شد اولین و مهم­ترین وظیفه­دولتی دوراندیش را « تهیه­ کتاب خواندنی برای مردم » بپندارد و در پی عقیده­ ای این­گونه بود که انجمن  نشر آثار ایران را  بنیان نهاد تا به نشر متون کهن پارسی اقدام گردد.

چنان­که پیشتر نیز گفته آمد، عباس اقبال مقاله­ ها و کتاب­ های بسیاری نگاشت یا ترجمه کرد. او  البته پاره ­ای از کتاب­ های کلاسیک ادب پارسی و عربی را نیز تصحیح نمود. توجه وی به جمع‌ آوری و تصحیح نسخه‌ های خطی کمیاب و گران‌ بهای تاریخ ایران به راستی شایان ستایش است. درضمن حواشی‌ و تعلیقاتی‌ که‌ بر این‌ نسخه‌ های‌ خطی‌ نوشته‌ است نشان از ژرفای دانش تاریخی‌ و آگاهی افزون ادبی وی‌ ‌ دارد.

با توجه به اقدامات اقبال با یقین کامل می ­توان گفت او، در عرصه­ فرهنگ از سویی علاقه­ خود را به زبان و ادب پارسی کاملا مسلم داشت و از دیگر سوی انتقال علوم و دانش نوین به ایران را مهم برشمرد و در راستای این هدف تلاش نمود.

نزدیک به سیصد مقاله از این محقق توانمند معاصر به یادگار مانده است. در اهمیت این مقالات همان بس که شمار زیادی از پژوهشگران برجسته عباس اقبال آشتیانی را بنیانگذار مقاله ­نویسی به معنای فنی آن در ایران برشمرده ­اند.

از اقبال آشتیانی که پژوهشگری پرکار، مورخی نکته ­سنج و ادیبی آگاه به مقتضای زمان بود شمار فراوانی کتاب نیز به جای مانده است. همانگونه که پیشتر نیز یاد گردید، عباس اقبال در شمار نخستین و معدود پژوهشگرانی است که شیوه­ جدید تحقیق علمی را در تاریخ­ نویسی و تصحیح متون به کار گرفت. آثار او گستره ­ای فراخ را دربرمی­ گیرد. زبان­شناسی، سبک ­شناسی، تاریخ، علوم دینی و جغرافیا برخی از شاخه ­های علوم هستند که وی توانمندی خود را در آن به اثبات رسانید. وی در زمینه های شعر ، ادب و مباحث هنری، هم قدرت ذهن و قلم توانای خود را به‌خوبی نشان داد. به تعبیر دیگر، از برجستگی‌ های شخصیت اقبال تنوع حوزه‌ های تحقیق و طبع او است.

تاریخ مغول

بایسته و شایسته­ یادکرد است، چیره‌دستی و موشکافی عالمانه­ اقبال آشتیانی همواره با درست‌نویسی ، ساده‌نویسی ، استواری و دلنشینی نگارش همراه ­بود.از جمله آثاری که توسط این پژوهشگر نامدار نگارش یافته ­اند می­ توان به موارد ذیل اشاره داشت:

شرح حال ابن ­مقفع، خاندان نوبختی، تاریخ مفصل ایران از استیلای مغول تا اعلان مشروطیت، تاریخ اکتشافات جغرافیایی و تاریخ علم جغرافیا، تاریخ ایران بعد از اسلام، مطالعاتی درباره­ بحرین و جزایر و سواحل خلیج فارس، وزارت در عهد سلاطین بزرگ سلجوقی، تاریخ مغول و میرزاتقی ­خان امیرکبیر.

خاندان نوبختی

کتاب­ های ذیل نیز از جمله آثاری هستند که اقبال به ترجمه­ آن­ها به پارسی دست یازید:

طبقات سلاطین اسلام - استانلی لین­پول ، سه سال در دربار ایران - خاطرات دکتر فوریه ، یاداشت­ های ژنرال تره­زل و ماموریت در ایران -  ژنرال گاردن.

مجموعه کتب کلاسیک و کهن ایران که اقبال به تصحیح و انتشار آن­ها پرداخت نیز پرشمارند. عناوین برخی از مهمترین آن­ها به شرح ذیل است:

ذیل بر سیرالعباد سنائی غزنوی اثر حکیم اوحدالدین طبیب رازی، تجارب­ السلف هندوشاه نخجوانی، مجمع ­التواریخ اثر میرزا محمدخلیل مرعشی صفوی ، شاهنامه­فردوسی (با همکاری سعید نفیسی )، لغت فرس اسدی طوسی، شرح قصیده­ عینیه ابن­ سینا، کلیات عبید زاکانی، تاریخ نو جهانگیرمیرزا، حدائق ­السحر فی دقائق­ الشعر رشیدالدین وطواط، دیوان امیر معزی، انیس ­العشاق شرف ­الدین رام ، سیاست­نامه­خواجه نظام­ الملک طوسی، تاریخ طبرستان ابن­ اسفندیار، سمط ­العلی للحضره ­العلیا ناصرالدین منشی کرمانی، فضایل ­الانام من رسائل حجت­ الاسلام (مکاتیب پارسی امام محمد غزالی )، طبقات ­الشعرا فی مدح الخلفا و الوزرای ابن­ معتز، شدالزار فی حط  الوزار عن زوار­المزار جنید شیرازی (همراه با محمد قزوینی )، المضاف الی بدایع ­الزمان فی وقایع کرمان افضل ­الدین کرمانی، بیا ن­الادیان ابوالمعالی محمد بن عبیدالله، عتبه­الکتبه منتجب ­الدین بدیع اتابک جوینی (همراه با محمد قزوینی) و تبصره ­العوام فی معرفه مقالات الانام محمد بن حسین رازی.

به عنوان پایانی بر این کوتاه ­جستار و به منزله­ برآیند سخن همانگونه که دکتر محمد دبیرسیاقی، استاد برجسته­ ادبیات پارسی نیز اذعان داشته است، می ­توان گفت: اقبال از بزرگترین، عمیق‌ترین و جامع‌ترین پژوهندگان معاصر ایران است که هر یک از آثار متعدد و گوناگونش الگوی تحقیق و نگارش اصیل است و البته به تعبیر ادب­ پژوه نامدار، مجتبی مینوی، اقبال اگر چه به تدریس تاریخ و جغرافیا  اشتغال داشت ، اما شیوه­اصلی او آموختن درس زندگی بود.

امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی )
امیر نعمتی لیمائی، دکترای تاریخ ایران بعد از اسلام
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :