سرزمین تاریخ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی ) - ۱۳۸٤/٢/۱٩

خدمات ایران و ایرانیان به اسلام و مسلمانان را میتوان در دو حوزه جداگانه مورد بحث وبررسی قرار داد . اول در حوزه ای که تمدن کهن ایرانی به یاری تمدن جوان اسلام می آید و دوم حوزه ای که مردمان ایران اسلامی و ایرانیان اغلب مسلمان شاهکارهای خود را در راه خدمت به اسلام در آن حوزه به وجود آوردند که ناگفته پیداست خود به چندین زیرحوزه قابلیت تقسیم دارد . زیر حوزه هایی نظیر نشر وتبلیغ و دعوت ملتهای دیگر ، سربازی و نظامی ، ذوق و صنعت وهنر ، علم و فرهنگ .

لیکن در این مقال سعی بر اینست تا به بررسی و بازبینی زیرحوزه علم و فرهنگ و خدمات ایرانیان دراین زمینه پرداخته شود و دانشمندان و علمای نامدار ایرانی معرفی گردند . اما با عطف به اینکه تاریخ تمدن اسلام گستره زمانی یکهزار و چهارصدساله ای را در بر می گیرد قاعدتا بازگویی نقش علمای ایرانی از ابتدای شکل گیری این تمدن تا عصر حاضر در این چند صفحه میسر و ممکن نمی باشد و در باب این موضوع میتوان چندین جلد کتاب نگاشت . لذا ، این گستره زمانی را محدود ساخته و تلاش می شود فقط نامی ترین ایرانیان اندیشمند و دانشمندی که در فاصله زمانی صدر اسلام تا پایان قرن چهارم هجری همت و تلاش خود را مصروف نشر علم کرده اند معرفی شده و عملکرد وفعالیتهایشان مورد بازبینی قرار گیرد .

الف : دانشمندان کوشا در ترجمه و نقل علوم :

در حوزه علوم غیر مذهبی ، ترجمه و نقل آثار علمی نگارش یافته به زبانهای پهلوی و سریانی و یونانی و هندی و... نخستین امری بود که مورد توجه مسلمانان قرار گرفت ، به عبارتی دانشمندان قرون دوم و سوم وچهارم هجری نهضتی به نام نهضت ترجمه برپای کردند و  البته بسیاری از ایرانیان در این نهضت نقش پیشرو و پیشوا را بر عهده گرفتند ، چنانکه بنا بر نظر دکتر ذبیح الله صفا هیچ قومی به اندازه اقوام ایرانی و سریانی در ترجمه فعال نبوده است .

«در واقع تقدم در ترجمه همه این کتب با دو قوم ایرانی و سریانی است و از مابقی اقوام اگر اقدامی دراین باب شده باشد چندان نیست که به چشم آید و با زحمات این دو قوم سنجیده شود .»(تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی ؛ ج۱ ؛ ص۵۱)

از بزگترین و نامدارترین مترجمان ایرانی که هریک دست کم به یکی از زبانهای سریانی ، یونانی ، پهلوی و  هندی آشنا بودند و نقل کتب علمی را به زبان عربی وجهه همت خود قرار دادند میتوان به ناماوران ذیل اشاره نمود :

1- جورجیس بن بختیشوع گندیشاپوری که از عیسویان نسطوری بود (همان ؛ ص۵۲)ویعلاوه برترجمه بعضی کتب پزشکی از زبان سریانی به عربی ، کتابهایی نیز به سریانی در باب طبابت نوشته است که معروفترین آنها و در عین حال مهمترین آنها کتاب «« الکناش »» می باشد . ( اموزش و دانش در ایران ؛ ص۹۵)قاضی صاعد اندلسی نیز در کتاب خویش از او و پدرش سخن به میان آورده است .(التعریف بطبقات الامم ؛ ص۱۹۱)

۲- روزبه پسر داذویه ملقب به ابن مقفع که به سال یکصد و چهل‌و دو هجری مقتول گردید(اموزش و دانش در ایران ؛ ص۹۵) نویسنده و مترجم بزرگ قرن دوم هجری است و اصل و نسبش از شهر جور فارسمی باشد و همانند پدر تا چند سال پیش از اواخر حیات به آیین زرتشتی و یا علی الظاهر به دین مانی بود (تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی ؛ ج۱ ؛ ص۵۶)ابن مقفع کتابهای بسیاری را به عربی ترجمه نموده است از معروفترین و شناخته شده ترین این کتب می توان به ترجمه کتاب «کلیله و دمنه »»ازسانسکریت به پهلوی و از پهلوی به عربی نام برد که بنا به گفته قاضی صاعد اندلسی این کتاب«شریف الغرض ، جلیل المنفعه » است .(التعریف بطبقات الامم ؛ ص۱۵۷)

 

بردن کتاب کلیله و دمنه به نزد انوشیروان

 

۳- نوبخت اهوازی که خود را از نژاد گیو پسر گودرز می دانست . بنابر مشهور به ترجمه کتبی از پهلوی به عربی در علم نجوم مبادرت نموده بود ( تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی ؛ ج۱ ؛ ص ۱۵۸)

۴- ابوسهل خرشاذماه که پسر نوبخت بود ( اموزش و دانش در ایران ؛ ص۹۵)از جمله کتبی که او ترجمه نموده است می توان کتابهای ذیل را نام برد : « النهمطان » در موالید ، « الفأل النحوی » ، « الموالید » ، « تحویل سنی الموالید » و « التشبیه و المثل » . ( تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی ؛ ج۱ ؛ ص۹۵)

۵- عمر بن فرخان طبری که در عهد خلافت مأمون به خدمت او درآمد و تعدادی از کتب ریاضی را به امر مأمون به عربی ترجمه نمود . ( اموزش و دانش در ایران ؛ ص۹۵)

۶- ربن طبری که بنا بر اقوال مشهور از یهودیان طبرستان بوده است ، لیکن محمد بن جریر طبری مورخ ومفسر نامی او را نصرانی می نامد . وی کتابهایی را با موضوع حکمت از یونانی و سریانی به عربی نقل نمود . ( تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی ؛ ج۱ ؛ ص۶۰)

۷- ابو ذکریا یوحنا بن ماسویه که از اطباء مشهور و نامی گندیشاپور بود و در اواخر قرن دوم و اوایل قرن سوم هجری به مناسبت گماشته شدن به ریاست بیت الحکمه از سوی مأمون عباسی شهرت بسیار   یافت . تعدادی از ترجمه های او در ذیل می آید :« الکمال و التمام » ، « رفع الضرر الاغذیه » ، «الاسهال» ، «علاج الصداع» ، «السدر و الدوار» ، «محنته الطبیب» ، «المره السودا» و «الحمیات المشجر » . ( همان ؛ ص۶۱)قاضی صاعد اندلسی کتابهای «الجذام» ، «الفصد» و «الحجامه» را هم از جمله آثار او معرفی می نماید . ( التعریف بطبقات الامم ؛ ص۱۹۱)

۸- محمد بن ابراهیم فزاری که معاصر منصور عباسی بوده است . از نخستین کسانی بود که در تمدن اسلامی از کتب ریاضی هندی استفاده کرد و آنها را به زبان عربی ترجمه نمود .(اموزش و دانش در ایران ؛ ص۹۵) وی همچنین قسمتی از مجموعه « سیدهانتا » را که در باب نجوم است از هندی به عربی درآورد ( تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی ؛ ج۱ ؛ ص۶۳)

۹- عیسی بن چهاربخت که از عیسویان گندیشاپور و از پزشکان و دارو شناسان مشهور قرن سوم هجری بوده است .(همان ؛ ص۸۲) از جمله ترجمه های وی ترجمه بعضی از رسایل جالینوس می باشد .(اموزش و دانش در ایران ؛ ص۹۶)

۱۰- موسی بن خالد الترجمان که ترجمه قسمتی از «« سته عشر »» جالینوس را انجام داد ، حنین بن اسحاق و اسحاق بن حنین . ( همان ؛ص۹۶)

در ضمن بایسته است یادآوری شود که علاوه بر این مترجمان می توان به افراد و نامداران دیگری نیز که در امر ترجمه فعال بودند اشاره نمود ، لیکن به دلیل اینکه عمده اشتهارشان به سبب ترجمه نمی باشد و نامور بودنشان بیشتر به علت تبحر آنان در فن و یا دانش دیگری بوده است ازآنان در این بخش گذر کرده و در بخشهای آینده به آنان پرداخته می شود و فقط به عنوان نمونه ای از این دسته مترجمان به ابوریحان بیرونی اشاره می گردد .

ب: دانشمندان کوشا در پزشکی و داروسازی :

از نخستین معلمان و مؤلفان دانش پزشکی، جورجیس بن بختیشوع و یوحنا بن ماسویه بودند اما در واقع تا اوایل قرن سوم هجری کار عمده ای که مستقیماً به وسیله ایرانیان صورت گرفته باشد مشهود نبود و زین پس بود بود که نخستین پزشکان بزرگ ایرانی ظهور کردند . (همان ؛ ص۹۹)

برخی از این طبیبان پرآوازه و نامی را می توان به شرح زیر نام برد :

1- ابوالحسن علی بن ربن طبری که استاد دانشمند نامی ایران زمین ، زکریای رازی نیز بوده است(التعریف بطبقات الامم ؛ ص۲۳۴) تألیفات متعددی در باب طب و درمان دارد ، اما مهمترین آنها در واقع کتاب «فردوس الحکمه» است که در واقع اولین کتاب جامع طبی  است که در تمدن اسلامی و به زبان عربی تألیف گردید.(همان ؛ص۹۹)

 

سردیس ربن طبری/ مازندران/ آمل

۲- محمد بن ذکریای رازی که پزشک و فیلسوف بزرگ و نامی ایران است . وی کتب بسیاری را در علم طب نوشته است به مانند «« الحاوی »» که جامعترین و کاملترین اطلاعات علم طب را تا آن عهد در برداشت ، «طب المنصوری».(اموزش و دانش در ایران ؛ ص۹۹) چنانکه از تاریخ بر می اید وی اداره بیمارستان ری و همچنین بیمارستان بغداد را برعهده داشت . (التعریف بطبقات الامم ؛ ص۲۲۲)

۳- علی بن عباس مجوسی اهوازی که طبیب امیر عضدالدوله دیلمی بود و کتابی مشهور به نام «کمال الصناعه» از او به یادگار مانده است . (همان ؛ ص۱۰۰)

۴- شیخ الرییس ابو علی سینا که باید اورا  بزرگترین پزشک قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری برشمرد. از او رسالات وکتب متعددی در زمینه طب باقی مانده است که مهمترین آنها «القانون فی الطب» است ، تنها رساله ای که او به زبان پارسی نگاشته و از گزند ایام جسته و به ما به یادگار رسیده است رساله ای است تحت عنوان « رساله نبضیه » که در مورد رگشناسی است .(همان ؛ص۱۰۱)

۵- ابوبکر اخوینی بخاری که کتابی به نام « هدایه المتعلمین فی الطب » را به زبان پارسی تألیف نمود .(اموزش و دانش در ایران ؛ ص۱۰۱)

۶-  شاپور بن سهل گندیشاپوری که کتابی مشهور در باب دارو شناسی به نام «الاقراباذنین» به زبان عربی نوشته است ( همان ؛ ص۱۰۴)

۷- ابوریحان بیرونی که علاوه برطب و داروسازی دربسیاری از علوم و فنون دگر نیز استاد بود و بسیاری از کتب را از زبانهای دیگر به زبان عربی ترجمه نموده است . او تألیفات متعدد در باب علوم مختلف داشته ، چنانکه کتابی در مورد داروشناسی به نام «« الصیدنه »» نوشته است . ( همان ؛ ص۱۰۴)

۸- ابو الخیر خمار که یهودی مذهب بود ( تاریخ ده هزارساله ایران ؛ ج۳ ؛ ص۱۳۴) و ابو علی سینا از او به نیکی بسیار یاد کرده است . ( خدمات متقابل اسلام و ایران ؛ ص ۴۸۷)پزشکی مشهور بود که مدتی نیز در دربار خوارزمشاهیان آل مأمون اقامت داشت ( همان ؛ ص۱۳۴)

۹-ابوسهل عیسی بن یحیی مسیحی که بوعلی سینا مدتی در محضر او به تحصیل پرداخت (تاریخ ده هزارساله ایران ؛ ج۳ ؛ ص۱۳۱) و در اوایل قرن پنچم هجری فوت نموده است ( تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی ؛ج۱؛ ص۲۸۷)

 

تمبر یادبود ابوسهل مسیحی/ اسپانیا

ج: دانشمندان کوشا در ادبیات عرب :

خدمات ایرانیان به زبان عربی تا بدان اندازه بوده که با یقین کامل می توان اذعان نمود خدمات ایرانیان به زبان عربی بیش از خود اعراب بوده است . علت این امر را می توان چنین گفت که ایرانیان دقیقا به مانند مسلمانان دیگر ، زبان عربی را زبانی مختص قوم عرب نمی دانستند و آنرا زبان قرآن و زبان بین المللی اسلامی می پنداشتند بنابراین بدور از تعصب و با علاقه ای فوق العاده به فراگیری و ضبط و تدوین قواعد این زبان پرداختند . درجهت اثبات صدق گفتار به نام و اقدامات برخی از ایرانیان فعال در این زمینه اشاره می گردد .

1- یونس بن حبیب که متوفی به سال یکصد و هشتاد و سه هجری است ، بنا به گفته ابن ندیم ایرانی الاصل بوده و تألیفاتی چند در این باب داشته است به مانند « معانی القرآن الکریم »‌(الفهرست ؛ ص۶۹)

۲- ابو عبیده معمر بن المثنی که بازهم به تصریح ابن ندیم ایرانی بوده و در سال دویست و ده هجری وفات یافته است ( الفهرست ؛ ص۷۵ و خدمات متقابل اسلام و ایران ؛ ص۴۵۵)

۳- سیبویه که از اهالی ولایت فارس بود و کتابی معروف در نحو نگاشته است به نام « الکتاب » . (التعریف بطبقات الامم ؛ ص۱۸۳ )

 

تندیس سیبویه/ موزه تاریخ فارس/ شیراز

۴- ابوعلی فارسی که اهل فسای فارس و معاصر با دوران حکمرانی دیالمه بود . در اهمیت مقام او و سیبویه همین بس که ادبای عرب بر این باورند  که نحو از فارس بوسیله سیبویه آغاز گشت و در فارس با رفتن ابوعلی فارسی پایان پذیرفت . ( خدمات متقابل اسلام و ایران ؛ ص۴۵۷)

۵- عبدالقادر جرجانی که بیشترین شهرت او در فن بلاغت است . از وی کتابهای نفیسی در دست است که ارزش خود را تاکنون نیز حفظ کرده اند . کتابهایی از قبیل « اسرار البلاغه » و « دلائل الاعجاز» .( همان ؛ ص۴۵۷)

از دگر ادبای ایرانی متخصص در ادبیات عرب ابوحاتم سجستانی ، ابن سکیت اهوازی ، ابن قتیبه دینوری که صاحب کتابهای «« ادب الکتاب »» و «« المعارف »» است ، حسن بن عبدالله بن مرزبان سیرافی شیرازی ، ابوبکر خوارزمی طبرستانی الاصل ، ابن خالدیه همدانی(همان ؛ ص۴۵۷) و ابوحنیفه دینوری (التعریف بطبقات الامم ؛ ص۲۰۷) را می توان نام برد .

منابع و ماخذ :

1- ابن ندیم ، محمد بن اسحاق ؛ الفهرست ؛ ترجمه محمد رضا تجدد ، تهران : بی نام ، 1346

2- اندلسی ، قاضی صاعد ؛ التعریف بطبقات الامم ؛ به تصحیح غلامرضا جمشید نژاد اول ، تهران : هجرت ، 1376

3- رضایی ، عبدالعظیم ؛ تاریخ ده هزارساله ایران ؛ تهران : اقبال ، چاپ دوازدهم ، جلد سوم ، 1379

4- صفا ، ذبیح الله ؛ آموزش و دانش در ایران ؛ تهران : نوین ، 1363

5- صفا ، ذبیح الله ؛ تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی ؛ تهران : دانشگاه تهران ، چاپ سوم ، جلد اول ، 1346

6- مطهری ، مرتضی ؛ خدمات متقابل اسلام و ایران ؛ قم : دفتر انتشارات اسلامی ، چاپ هشتم ، 1362

______________________________________

« من در تهیه این یادداشتها ، که جرات نمی کنم ان را تاریخ بخوانم جز ان که صحنه ای چند از تاریخ گذشته را از روزنه وجدان و عواطف خویش و از پشت شیشه های تاریک یا رنگارنگ اسناد و منابع موجود تصویر کنم کاری نکرده ام . »« شادروان دکتر عبدالحسین زرین کوب»

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

به مناسبت ۲۵ اردیبهشت روز بزرگداشت فردوسی / فردسی از تولد تا جاودانگی

 

امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی )
امیر نعمتی لیمائی، دکترای تاریخ ایران بعد از اسلام
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :