سرزمین تاریخ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی ) - ۱۳۸٤/۱٢/٢۸

فرا رسیدن نوروز فرخنده باد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی را بی گمان باید از جمله سرامدان و برجستگان تاریخ ایران دانست . وی که به روزگار فرمانروایی غمبار ایلخانان مغول می زیست با نبوغ و مهارت خود در دانش پزشکی توانست به دربار سلطان مغول ؛ اباقاخان ؛ راه یابد . هوشمندی وی سبب گردید تا  در روزگار گیخاتو و ارغون نیز مورد ارج و احترام باشد ؛ بدانگونه که علاوه بر طبابت رسیدگی به برخی  امور دیوانی را نیز بر عهده گرفت . اما اوج اقتدار او از ان زمان اغاز گشت که غازان ؛ ایلخان خردمند مغول ؛ متوجه شایستگی افزون او شد و او را به وزارت خویش برگزید .

 جامع التواریخ/ پرآوازه ترین اثر خواجه رشیدالدین

با به وزارت برگزیده شدن این فرد فرهیخته که مرد سیاست ؛ مدیریت ؛ امور دینی ؛ فلسفه ؛ طب ؛ تاریخ ؛ تالیف و انشا بود و به زبانهای پارسی ؛ عربی ؛ ترکی ؛ مغولی و عبری اشنایی داشت (مفتاح ؛ الهامه ؛ « بررسی شخصیت و اثار رشیدالدین فضل الله همدانی » ؛ مجموعه مقالات اولین سمینار تاریخی هجوم مغول به ایران و پیامدهای ان ؛ ج۲ ؛ ص۱۱۵۳) اقدامات بسیار ارزشمندی در جهت اعتلای فرهنگ و تمدن این سرزمین که در پی اوضاع نابه سامان روزگار رو به افول نهاده بود انجام گرفت . انچه روشن است ؛ انچه که امروزه از سوی تاریخنگاران اصلاحات غازانی نام گرفته است به یاری دور اندیشی و تیزبینی خاص این وارث مواریث باستانی صورت پذیرفت .

از جمله عملکردهای درخشان او می توان به بنیان نهادن مجتمع اموزشی ربع رشیدی در نزدیکی تبریز اشاره داشت (تاریخ مغول ؛ ص۴۹۰). بایسته است یاد گردد که این بزرگترین و عظیم ترین مرکز اموزشی عهد ایلخانان از نظر علمی و مدیریتی با دانشگاه ها و مراکز علمی کهن چون گندی شاپور و نظامیه بغداد همپایه و حتی برتر بوده است . از دیگر سوی ؛ واحدهای گوناگون علمی ـ اموزشی ربع رشیدی متنوع بوده و تشکیلات اداری ؛ پژوهشی و اموزشی ان چنان ساماندهی شده بود که با اخرین نمونه های مراکز علمی و پژوهشی و اموزش دنیای کنونی قابل قیاس است .  خواجه رشیدالدین فضل الله بیشترین هم و غم خود را در جهت پیاده کردن اهداف علمی ـ اموزشی این مجتمع به کار برد و برای نیل به این اهداف اماکنی چون مدرسه ؛ بیمارستان ؛ خانقاه ؛ خوابگاه ؛ مسجد ؛ کتابخانه ؛ دارالایتام و ... در ان بنیان نهاد .(وقفنامه ربع رشیدی ؛ص۵۹-۵۷)

تمبر یادبود /وقف نامه ربع رشیدی/ از مشهورترین وقف نامه های تاریخ ایران و اسلام

سراسر مکاتبات رشدی خواجه رشیدالدین مشحون است به انکه او در امر جهانداری و سیاست ورزی نظری صائب داشت . این وزیر خردمند از سویی تلاش می نمود طبق برنامه ای منظم اندیشمندان برجسته را در ربع رشیدی فراز اورد و از سوی دیگر از وجود انها نهایت استفاده را برای تربیت کادرهای علمی عمل اورد او به همین سبب شمار بسیاری از دارایی های خود را برای اداره این کانون علمی وقف کرد . خود او در یکی از مکتوباتش برخی از وقفیات متعلق به این مجموعه را چنین برشمرده است :

« گله های گوسفند که در روم و بغداد و دیاربکر و شیراز و تبریز و اصفهان و مازندران و خراسان و لرستان و دیگر ممالک به کدخدایان احشام سپرده ام پانصد گله است ؛ هر گله پانصد راس وقف کرده ام بر ربع رشیدی که روغن و پشم و کشک و نتاج انها سال به سال صرف خیرات و مبرات کنند و ... دیگر بیست هزار قطعه مرغ که به دست دهاقین و رعایای قراء مواضع تبریز و سلطانیه و همدان سپرده ام وقف کرده ام بر دارالشفاء ربع رشیدی ...» ( مکاتبات رشیدی ؛ ص۲۳۶-۲۳۵)

این فقط بخشی از ثروت اختصاص یافته به ربع رشیدی بود چرا که میزان اوقاف ان بسیار افزونتر از انچه گفته شد بوده است ؛ اما چون به گفته خود خواجه « اگر مفصل مجموع اثاثات ربع رشیدی را بنویسیم موجب ملال و کلال باشد » ( همان ؛ ص۲۳۷) از این کار صرفنظر می گردد . تنها یاداوری می گردد که در مجموعه ای که چهارصد دانشمند ؛ فقیه ؛ محدق و دست کم شش هزار طالب علم روزگار می گذراندند باید چنین هزینه افزونی صرف می گشت تا اینان بتوانند « از سر رفاهیت خاطر به افادت و استقامت مشغول گردند . » ( همان ؛ ص۲۳۸)

انچه بیش از همه شایان توجه می باشد تشکیلات و اداره امور این کانون بزرگ علم و فرهنگ است که به راستی از هر جهت حیرت زا و شگفت اور است ؛ گویی که بر اساس اخرین شیوه های امروزی و مفاهیم اصولی دانشگاههای کنونی استوار شده بود ( رهنما ؛ مجید ؛« رشیدالدین و ربع رشیدی » ؛ مجموعه خطابه های تحقیقی درباره خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی ؛ ص۱۱۴) تا حدی که حتی دستمزد بیمه و حقوق بازنشستگی کارکنان از سوی خواجه منظور شده بود . ( بررسی روش اداری و اموزشی ربع رشیدی ؛ ص۱۴۲)

ویرانه های ربع رشیدی/ نخستین شهر دانشگاهی دنیا

در ربع رشیدی که در زمان رفعت و فرازش ؛ دانش از رشد و ژیشرفتی قابل توجه برخوردار شد کتابخانه ای شصت هزار جلدی وجود داشت که کتابهایش به زبانهای زنده ان روزگار نگارش یافته و از سرزمینهایی گوناگون چون ایران ؛ توران ؛ مصر ؛ مغرب ؛ روم ؛ چین و هند جمع اوری شده بود . «‌ مکاتبات رشیدی ؛ ص۲۳۷) خواجه رشیدالدین برای گرداوردن این همه کتاب به تشویق و تحریص علمای زمان برای تحقیق و انتشار اثار می پرداخت . شگفت انجا است که این تشویق و ترغیب به نوعی مسابقه کتاب نویسی در میان اندیشمندانی از اقصی نقاط دنیا تبدیل شده بود و البته خواجه در ازای دریافت هر کتاب هدایایی که می توان ان را ؛ حق التحریر ؛ نامید برای نگارنده کتاب می فرستاد ؛ حتی اگر ان نویسنده در ممالکی دوردست چون اندلس ؛ مراکش یا تونس می زیست . ( بررسی روش اداری و اموزشی ربع رشیدی ؛ ص۱۲۹)

خواجه رشیدالدین که خود پزشکی زبردست و کاردان بود نسبت بدین علم توجه بسیار می نمود چنانکه بیمارستانهای بسیار بنا نهاد و در تمام دوران وزارت خود غازان و جانشینش اولجایتو را به احداث بناهای خیریه ای چون بیمارستان توشیق و ترغیب کرد . ( مکاتبات رشیدی ؛ صص۳۲۱-۳۱۹) از نشانه های همت والا و گرایش و علاقه افزون وی به این علم می توان به حضور حدود پنجاه پزشک در بیمارستان و مدرسه پزشکی مجتمع اموزشی ربع رشیدی اشاره کرد که هریک از انان دست کم مسئول اموزش دو دانشجوی پزشکی بودند . ( تاریخ دامپزشکی و پزشکی ایران ؛ ج۲ ؛ ص۳۷۳) شایان توجه است این پنجاه پزشک زبردست و ماهر از سرزمینهای مختلف چون هند ؛ چین ؛ مصر و شام تنها به سبب شنیدن اوازه حمایتهای افزون خواجه رشیدالدین رو به سوی او نهاده بودند . ( مکاتبات رشیدی ؛ ص۳۲۱-۳۱۹)  

خواجه رشیدالدین فضل الله در نگارش متون علمی نیز بسیار کوشا بود چنانکه اثار بسیاری از خود در تاریخ و تفسیر دین ؛ علم کلام ؛ فلاحت و زراعت و ... به یادگار نهاد ؛ اما بی گمان معرفترین و ارزشمندترین اثر او کتابی است که درباره تاریخ تحت عنوان ؛ جامع التواریخ ؛ نگاشت . انچه روشن است این کتاب را می توان کاملترین منبع جهت شناخت اقوام ترک و مغول برشمرد ؛ زیرا بخشی از کتاب که در ان از تاریخ قبایل چادرنشین ترک و مغول و سازمان اجتماعی و شیوه زندگی و موازین حقوقی و روایات و افسانه های انها بحث می شود چنان کامل و دقیق است که همتای ان را در هیچ یک از منابع تاریخی مربوط به ان دوران حتی منابع چینی و مغولی نمی توان یافت . ( شناسایی منابع و ماخذ تاریخ ایران ؛ ص۱۶۵-۱۶۴) از دیگرسوی ؛ جامعیت این کتاب بدان حد بوده که تاریخ پژوهانی چون ؛ ساندرز ؛ ان را نخستین تاریخ اصیل جهانی پنداشته ( تاریخ فتوحات مغول ؛ ص۱۷۷) و محققانی همانند ؛ مورگان ؛ اهمیت تاریختگاری عصر مغول را مرهون و مدیون وجود ان دانسته اند. ( مغولها ؛ ص۹) برخی تاریخنگاران همچون ؛ زرین کوب ؛ پای از این فراتر نهاده و از جامع التواریخ به عنوان جسورانه ترین و عظیم ترین طرح در تاریخنویس مسلمانان و نیای فراموش شده تواریخ امروز کمبریچ یاد کرده اند. ( تاریخ در ترازو ؛ ص۷۴) انچه روشن است این کتاب که بی شباهت به یک دائره المعارف تاریخی نیست ( شناسایی منابع و ماخذ تاریخ ایران ؛ ص۱۶۵) مهمترین و ارزشمندترین کتابی می باشد که می شود از ان برای جستجو در زوایای تاریک و ناشناخته عهد فرمانروایی مغولان به ویژه روزگار غازانی بهره برگرفت .

خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی ؛ این نمونه تدبیر ؛ عقلانیت و دانش ایرانی که « وزارت اصف و بوذرجمهر با وزارت و تدبیر او خوار و حقیر بود » ( تاریخ گزیده ؛ ص۶۱۲) سرانجام به روزگار قدرتمداری ابوسعید بهادرخان ؛ اخرین ایلخان مقتدر ؛  بر اثر دسیسه چینی های درباریان و به « سعی جمعی صاحب اغراض » ( منتخب التواریخ معینی ؛ ص۲۴۲) از جمله رقیبی چون ؛ تاج الدین علیشاه جیلانی ؛ کشته شد ( تاریخ گزیده ؛ ص۶۱۳) در برخی منابع امده است که خواجه به هنگامیکه مرگ خویش را نزدیک دید ابیات ذیل را سرود و خدمت ابوسعید فرستاد :

سالها خاطر مرا زنشاط / هیچ پروای قیل و قال نبود

ماه طبعم غم کسوف نداشت / روز عیش مرا زوال نبود

چرخ می خواست تا کند ضرری / لیکنش زهره مجال نبود

اخرالامر هرچه خواست بکرد / بطریقی که در خیال نبود ( اثار الوزراء ؛ ص۲۸۶)

با کشته شدن خواجه ؛ شوربختانه ؛ یادگار ارزشمند و ارزنده او ؛ ربع رشیدی ؛ نیز سرنوشتی بهتر از نابودی نیافت ( روضه الصفا ؛ ج۲ ؛ ص۹۶۱) و سیر قهقهرایی یافتن دانش و دانش اموزی دگربار شدتی دوچندان پیدا کرد .

کتاب نامه :

۱- اقبال اشتیانی ؛ عباس ؛ تاریخ مغول ؛ چاپ هفتم ؛ تهران : امیرکبیر ؛ ۱۳۷۹

۲- بروشکی ؛ محمد مهدی ؛ بررسی روش اداری و اموزشی ربع رشیدی ؛ مشهد : استان قدس رضوی ؛ ۱۳۶۵

۳- بیات ؛ عزیزالله ؛ شناسایی منابع و ماخذ تاریخ ایران ؛ چاپ دوم ؛ تهران : امیرکبیر ؛ ۱۳۸۳

۴- تاج بخش ؛ حسن ؛ تاریخ دامپزشکی و پزشکی ایران ؛ جلد دوم ؛ تهران : سازمان دامپزشکی کشور و دانشگاه تهران ؛ ۱۳۷۵

۵- رشیدالدین فضل الله الوزیر ؛ ابن عمادالدوله ؛ مکاتبات رشیدی ؛ گرداوری محمد ابرقوهی ؛ تصحیح محمد شفیع ؛ پاکستان : کلیه پنجاب ؛ ۱۳۴۶

۶- رشیدالدین فضل الله همدانی ؛ ابن عمادالوله ؛ وقفنامه ربع رشیدی ؛ تهران : انجمن اثار ملی ؛ ۱۳۵۰

۷- زرین کوب ؛ عبدالحسین ؛ تاریخ در ترازو ؛ درباره تاریخ نگری و تاریخ نگاری ؛ چاپ هشتم ؛ تهران : امیرکبیر ؛ ۱۳۸۳

۸- ساندرز ؛ ج ؛ ج ؛ تاریخ فتوحات مغول ؛ ترجمه ابوالقاسم حالت ؛ تهران : امیرکبیر ؛ ۱۳۶۳

۹- عقیلی ؛ سیف الدین حاجی بن نظام ؛ اثارالوزرا ؛ به تصححیح و تعلیق میرجلال الدین حسینی ارموی ؛ چاپ دوم ؛ تهران : اطلاعات ؛ ۱۳۶۴

۱۰- مستوفی ؛ حمدالله ؛ تاریخ گزیده ؛ به اهتمام عبدالحسین نوایی ؛ چاپ چهارم ؛ تهران : ۱۳۸۱

۱۱- مورگان ؛ دیوید ؛ مغولها ؛ ترجمه عباس مخبر ؛ تهران : نشر مرکز ؛ ۱۳۷۱

۱۲- میرخواند بلخی ؛ محمد بن خاوند شاه ؛ روضه الصفا ؛ تهذیب و تلخیص عباس زریاب ؛ چاپ دوم ؛ جلد دوم ؛ تهران : انتشارات علمی ؛ ۱۳۷۵

۱۳- نطنزی ؛ معین الدین ؛ منتخب التواریخ معینی ؛ به تصحیح ژان اوبن ؛ تهران : خیام ؛ بی تا

۱۴- ................... ؛ مجموعه خطابه های تحقیقی درباره خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی ؛ تهران : دانشگاه تهران ؛ ۱۳۵۰

========================

« انسان چون نمی تواند انچه را که مقتضای حکمت و خرد است به کار بندد ؛ انچه را به کار می بندد و بدان عمل می کند موافق حکمت و بر مقتضای حقیقت و صواب جلوه می دهد » ـ « مونتنی»

========================

امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی )
امیر نعمتی لیمائی، دکترای تاریخ ایران بعد از اسلام
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :