سرزمین تاریخ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی ) - ۱۳۸٥/۸/۱۸

جنانکه گفته شد کتابهای تاریخی بسیاری توسط مسلمانان نگاشته شد . به تعبیر دکتر زرین کوب ؛ هیچ قومی قبل از شروع عصرجدید در این رشته به پای مسلمانان نرسیده بود . محمد بن جریر طبری از جمله کسانی بود که در این مورد کوشش بسیار پیشه ساخت . وی که برخی از پژوهشگران او را هرودوت مسلمانان نامیده اند کار تاریخنگاری را البته با روش خاص خود که بعدها سرمشق و متد اکثریت مورخان شد اغاز نمود . او مانند بیشتر مورخان اسلام تمام رویدادهای جهان را مخلوق اراده و مشیت خداوند می دانست و تحقق این مشیت را هدف و معنی واقعی تمام تاریخ برمی شمرد . البته این نوع نگرش در ادیان و جوامع دیگر نیز به روشنی دیده می شود . نیازمند یادکرد است عمده تاریخنگاران غربی ؛ چه تاریخنگاران پیش از دوران مسیحیت و چه تاریخنگاران عصر کلیسا نیز رویدادهای گیتی را تحقق مشیت خداوندی می دانستند . به عنوان نمونه ؛ هرودوت ؛ تاریخنگار نامی یونان باستان تمام رخدادها را افریده خواست خداوندان می دانست . اگوستن ( قرن پنج میلادی ) نیز در رساله مشهور خود ؛ شهر خدا ؛ جریان تاریخ را به منزله نوعی کشمکش بین دو عامل عمده ملکوت زمینی و ملکوت اسمانی توصیف می کرد و البته در این میان غلبه نهایی از ان ملکوت اسمانی است . شگفت انجا است که این اعتقاد به تحقق عنایت و مشیت ربانی در تاریخ حتی در سده هفده میلادی نیز دیده می شد ؛ چنانکه ؛ بوسوئه ؛ هم مانند طبری حوادث را بر اصل مشیت تعبیر می کرد . به باور بوسوئه اگر خداوند امپراتوری اسیا را به بابلیان داد بدان سبب بود که یهود را عقوبت کند ؛ اگر کوروش را به فرمانروایی نشاند برای ان بود که انتقام یهودیان را بازستاند و اگر رومیان را برانگیخت باز برای تنبیه یهود بود . این روند در اروپا تا زمان ظهور ؛ ژان باتیست ویکو ( ۱۶۶۸-۱۷۷۴ میلادی ) و نگارش کتاب ؛ اصول یک علم جدید ؛ که به تعبیری بنیان فلسفه تاریخ غرب بر پایه ان شکل گرفت ادامه یافت . البته در حوزه تاریخنگاری اسلامی قرنها زودتر از اروپا یعنی در قرن چهارده میلادی ؛ ابن خلدون ؛ که در کار خود بیشتر بیشتر اغازگر بود تا دنباله رو ؛ در پرتو تعقل و استدلال کوشید تا حوادث تاریخ را را به وسیله علل طبیعی تبیین کند . درحقیقت ؛ شیوه ای که ابن خلدون در تحقیق فلسفه تاریخ و اسباب و علل ظهور تمدن و توحش پیش گرفت در اروپا هم تقریبا تا پیش از ظهور ویکو نظیر نیافت .

به هرترتیب ؛ طبری که کتاب تاریخ الرسل و الملوک او مهمترین و مشهورترین مجموعه مفصل تاریخ عمومی است نیز بسان بسیاری دیگر از متفکران ان عهد تاریخ را در زمره علوم عقلی نمی دانست . وی چونان معتزله به دنبال عقل گرایی نبود اما انچه روشن است اشعری هم نبود ؛ بلکه عالمی مذهبی ؛ حکیمی الهی ؛ اهل منطق و همچنین مفسر قران بود و شناخت گذشته را تنها در نقل اخبار مخبران ؛ راویان و گزارشگران بدون استنباط و استنتاج عقلی می دید و تلاش می کرد با روشهایی حدیث گرایانه اخبار گذشتگان را به رشته تحریر دراورد . این نکته از انجا برمی اید که او داستان هر رخداد را به طریق روات ان تا روای نخستین یاد کرده است . او در بررسی کلیه مصادر و منابع به ویژه تاریخ اسلام سخت اهتمام ورزیده و از همه روایتهای تاریخی بدون انکه یکی را بر دیگری ترجیح دهد یاد کرده است . درحقیقت طبری کمال امانت و صداقت را از خود نشان داد و با بیان چندگانگی منابع بر اعتبار و ارزش اثر خود افزود . از دیگرسوی ؛ تاریخی که توسط او نگاشته شد ترکیبی است از تاریخ وقایع ؛ تراجم احوال ؛ حدیث ؛ تفسیر ؛ ادب ؛ سیره ؛ مغازی و فتوح که به شکل روایی با سلسله اسناد ان ذکر شده است . هم از این روی است که بعضی محققان هدف طبری از تالیف این کتاب را تکمیل تفسیری که بر قران با عنوان ؛ جامع البیان ؛ نگاشت ذکر کرده اند .

با تمام این احوال باید گفت که بسیاری از پژوهشگران بر طبری خرده گرفته و شیوه کار او را شایسته مورخی نکته سنج و اگاه ندانسته اند . این دسته از محققان بیشترین اشکال و ایراد را نیز به بخش پیش از اسلام کتاب او وارد دانسته اند ؛ زیرا راویان ان بخش را مورد نقد و بررسی رجال شناسی قرار نداده و اخبار بی پایه و افسانه در ان به نسبت افزون است . اما طبری خود پاسخ چنین اشکالی را داده و یاداور گشته که برای حفظ امانت انچه را شنیده یا خوانده عینا بیان نموده و داوری درباره ان را برعهده خواننده نهاده است :

« خواننده این کتاب بداند که استناد ما به انچه در این کتاب اورده ایم به روایت و اسنادی است که از دیگران به توالی به ما رسیده و من نیز خود از انان روایت می کنم یا سند روایت را به ایشان می رسانم ؛ نه انکه دراوردن مطالب تاریخی استنباط عقلی شده باشد . اگر شنوندگان اخبار این کتاب به برخی داستانها برخوردند که عقل وجود انها را انکار کند نباید بر من خرده گیرند . زیرا ما انها را چنانکه شنیده ایم در کتاب خود اورده ایم . »

انچه روشن است اگر طبری خود به پیرایش و گزینش این روایتها اقدام می کرد امروزه از انبوهی گزارشهای گوناگون و گاه متناقض که حاکی از دیدگاهها و اخبار رایج میان گروههای سیاسی و فرق مذهبی و مکاتب تاریخ است کمترین اگاهی نیز وجود نداشت ؛ درنتیجه داوری درباره درستی یا نادرستی اخبار دشوار و شاید ناممکن می گشت .

پژوهشگران و محققان ایرادی دیگر نیز بر کار طبری وارد می دانند چرا که او در بسیاری مواقع از راویان و مولفان بدون ذکر نام کتاب انان یاد کرده است ؛ درحالیکه بسیاری از مورخان پیشین چندین کتاب نوشته بودند ؛ در نتیجه نمی توان دریافت سندیت او به کدام کتاب است . با تمام این اوصاف ؛ عموم پژوهندگان کار او را ارزشمند و سزاوار ستایش خوانده اند . به عنوان نمونه ؛ نولدکه ؛ درمورد وی چنین نوشته است :

« تاریخ او التقاط مطالب فراوانی است که با کوشش فراوانی فراهم امده است . مطالب منابعی که با یکدیگر اختلاف داشته اند ؛ در ان تهذیب نشده است ... اما همین وضع ارزش کار او را در نظر ما تا اندازه زیادی بالا برده است ؛ زیرا بدین ترتیب اخبار کهن ؛ مطمئن تر از ان به دست ما رسیده است که مورخ برای تعدیل ان رنج و کوشش به کار می برده است . »

به هرحال به عنوان پایانی بر این گفتار می توان به نظر ملک الشعرای بهار در این مورد اشاره داشت که نوشته است :

« اگر کسی طبری را تنها از گرده همین یک کتاب بشناسد اعتراف خواهد نمود که وی در عصر خود کاری معجزه اسا از پیش برده و او مورخی است که در عصر خود در روی زمین ثانی و همتا نداشته است ؛ زیرا ذره ای از اخبار و اطلاعات عصر خود را فروگذار نکرده است . »

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این نوشتار که چندی پیش از سوی اینجانب نگارش یافته و در دو بخش تقدیم شد پیش از این در روزنامه « سرمـایـه » در تاریخ ۲۹/۱۱/۸۴ با عنـوان « طبری و هرودوت ؛ تاریخ نگاری شرق و غرب» به چاپ رسیده است .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

« من چون این کار پیش گرفتم می خواهم که داد این تاریخ به تمامی بدهم و گرد زوایا و خبایا بگردم تا هیچ چیز از احوال پوشیده نماند ... که هیچ چیز نیست که به خواندن نیرزد که اخر هیچ حکایت از نکته ای که به کار اید خالی نباشد » « ابوالفضل بیهقی »

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی )
امیر نعمتی لیمائی، دکترای تاریخ ایران بعد از اسلام
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :