سرزمین تاریخ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی ) - ۱۳۸٥/٩/٧

 

تاریخ آموزش و پرورش در روزگار فرمانروایی مغولان وتیموریان

تاریخ آموزش و پرورش در روزگار فرمانروایی مغولان و تیموریان

( با نگاهی ویژه به پیشینه فرهنگی ایران )

نویسنده : امیر نعمتی لیمایی

ناشر : امید مهر

تاریخ چاپ : آذر ۱۳۸۵

شمارگان صفحه  : ۲۷۲ صفحه

فهرست مطالب :

مقدمه :

بخش اول : تاریخ سیاسی مغولان و تیموریان در ایران

فصل۱ : تاریخ سیاسی مغولان

فصل ۲ : تاریخ سیاسی تیموریان

بخش دوم : پیشینه آموزش و پرورش در ایران

فصل۱ : آموزش و پرورش در ایران باستان

فصل ۲: آموزش و پرورش از ورود اسلام تا ورود مغولان

بخش سوم : مغولان و تیموریان و وضع فرهنگ و دانش در روزگارآنان

 فصل ۱: فرهنگ ؛ دانش ؛ آموزش در روزگار فرمانروایی مغولان

فصل ۲ : فرهنگ ؛ دانش ؛ آموزش در روزگار فرمانروایی تیموریان

بخش چهارم : مبانی آموزش و پرورش و حیات فکری در دوران مغول و تیموری

 فصل ۱: اصول و مبانی آموزش و پرورش در دوران مغول و تیموری

فصل ۲ : حیات فکری در دوران مغول و تیموری

بخش پنجم : مراکز آموزشی در روزگار فرمانروایی مغولان و تیموریان

فصل ۱: مساجد

فصل ۲: مجتمع های آموزشی و رصدخانه ها

فصل ۳: مکتب خانه ها و مدارس

فصل ۴:خانقاه ها ؛ کتابخانه ها ؛ بیمارستان ها

نتیجه :

پیوست ها :

منابع و ماخذ :

---------------------

قسمتی از مقدمه :

شناخت بارزه های اصلی تمدنی هر ملت برای مردمش ؛ درحقیقت یک نوع خودشناسی و آگاهی از ریشه های هستی و موجودیت هر فرد و شناسنامه ملی آن قوم است . ناگفته پیدا است این امر برای ما ایرانیان که وارث فرهنگی بسیار غنی و سرشار بوده ایم بایسته و ضروری است . بدین سبب ؛ در این دفتر تلاش گردید تا یکی از نمودهای اصلی تمدن یعنی وضع فرهنگ ؛ دانش و آموزش در یکی از مقاطع پرحادثه و حساس تاریخ ایران یعنی روزگار فرمانروایی مغولان و تیموریان مورد بازبینی قرار گیرد . به واقع ؛ توجه به اثرات واقعه هجوم چنگیز و تیمور و همچنین حکومت به تقریب طولانی مدت بازماندگان آن دو بر ایران زمین ؛ نگارنده را بر آن داشت تا دریابد تکلیف اوضاع تمدنی و فرهنگی که اندک زمانی پیشتر از تابناکی و درخشانی افزون برخوردار بود چه گشت ؟ آیا دانش و آموزش آن به کلی کنار نهاده شد و یا آنکه بسان روزگار پیشین به پیشرفت خود ادامه داد ؟ دستاوردهای علمی این روزگار با فرض ادامه روند آموزش و پرورش چه بوده است ؟ فرهیختگان و اندیشمندان ایرانی در این میان چه نقشی ایفا نمودند ؟ درحقیقت ؛ نگارنده تلاش نمود پس از گردآوری یادداشتهای متعدد از منابع و ماخذ گوناگون و به ویژه پژوهشهایی که در سالیان اخیر تدوین و منتشر شده اند عصر مغول و تیموری را از دریچه فرهنگ مورد بازبینی قرار داده و پاسخی درخور و مناسب برای پرسشهای فوق بیابد . 

قسمتی از بخش نخست :

ماتیو پاریس ؛ از مورخان سده سیزدهم میلادی ؛ در یادداشتهای خود درباره این قوم در ادعایی البته اغراق امیز چنین نوشته است :

« طایفه ای ملعون از نژاد اهریمن ؛ مسکن خود را رها کرده از معابر جبال قفقاز گذشته و مانند دوزخیان ملخ وار روی زمین را فرا گرفتند و دامنه خرابکاری خود را به شرق اروپا نیز کشاندند و همه جا را به صورت بیابان دراوردند و مردم را به خون و اتش کشیدند . چون بر شهرهای مسلمین دست یافتند ؛ شهرها را از بن برکنده ؛ جنگلها را از ریشه برانداختند ... از انجا که این طایفه چون حیوانی بودند که غول بر ایشان مزیت داشت به خونریزی و خونخواری ولعی تمام داشتند ؛ گوشت سگ و ادمی را می دریدند و می خوردند ؛ با لذت تمام خون حیوانات و حتی همنوعان خود را می نوشیدند و اگر خونی برای اشامیدن به دست نمی اوردند اب را گل الود کرده و می نوشیدند . »

قسمتی از بخش دوم :

اهمیت و اعتبار دانشگاه گندی شاپور که بیمارستان و همچنین کتابخانه ای با هزاران مجلد کتاب را نیز شامل می شد در عهد زمامداری خسرو انوشیروان فزونی یافت ؛ زیرا در سال ۵۲۹ میلادی ؛ امپراتور روم ؛ ژوستی نین ؛ مدارس آتنی را تعطیل و مدرسان فیلسوف آنها را پراکنده ساخت ؛ دست کم هفت تن از این فیلسوفان گریزان و فراری روزگار تعصبات کلیسایی بیزانس به ایران سفر نموده و در دربار انوشیروان مورد استقبال و احترام بسیار قرار گرفتند ... .

قسمتی از بخش سوم :

زرتشت بهرام ؛ شاعر بزرگ زرتشتی این روزگار ؛ در اشعار خویش بارها از وضع بسیار نامساعد زمان شکوه نموده که برای شناخت بهتر و افزونتر محیط سراسر فساد و تباهی این عهد راهنمایی ارزشند و سندی سودمند است :

 به وستا در نشان دادی تو مـا را          بـه پیش ایـد چنیـن روزی شمـــا را

کنـون ان روزگـار و وقت دور اسـت         جهان پر فتنه و اشوب و شور است

بدست نـاکســان افسوس ایـران          فتـــاده شـد خـراب و تـــار و ویـــران

تـو می بینـی همـه ایـام چونیـن          شده گیتی خراب و خلق غمگیــن

جهانی جمله پر هخر و نسا شد         همــه مردم ز راه دین جـــدا شـــــد

نساپـوش و نسـاخـوار و نساتـن         سر و پـاشـان نسا و هخــر و ریمـن

- - - - - - - - - - - - - - - - - -

بایسنقر که خود در اغلب فنون هنری زبردست و کاردان بود و نقاشی را نیک می دانست و خط ثلث را خوش می نوشت خدمات بسیاری درجهت گسترش و رشد دانش و فرهنگ انجام داد . وی قران بزرگی به خط خویش نوشت که اوراق ان هم اکنون زینت بخش موزه های جهان است . بایسنقر همچنین کتیبه ای به کاشی معرق و به خط ثلث نگاشت و بر ایوان مقصوره مسجد گوهرشاد مشهد نصب نمود ؛ اما بی گمان مهمترین کار او دستور جمع اوری شاهنامه فردوسی بود . در واقع ؛ شاهنامه گرداوری شده به روزگار او که مقدمه ای از خود وی نیز به هرماه دارد ماخذ اصلی نسخه های شاهنامه است .

قسمتی از بخش چهارم :

... نیازمند یادکرد است عقاید مردسالارانه تنها بسان باوری عمومی در میان مردمان عادی دیده نمی شد بلکه اندیشمندان و فرهیختگان نیز بدان اعتقاد تام می داشتند ؛ چنانکه حتی گوینده ناموری چون ؛ سعدی ؛ ملکه ذهنش از ایده های مردسالارانه تشکیل یافته بود . نماد بارز چنین طرز تفکری در ذهن او را می توان در ابیاتی چون ابیات یل که وی در وصف زنان سروده است جستجو کرد :

چـــو زن راه بازار گیــرد بـــزن      و گرنه تو در خانه بنشین چو زن

اگر زن ندارد سوی مرد گوش      سرا ویل کحلیش در مـــرد پوش

نگارنده بهارستان ؛ نورالدین عبدارحمن جامی ؛ نیز در این مورد هم اندیش و همگام با سعدی بوده است . وی حتی بانوان را ناقص العقل خوانده و اعتماد به انان را ناشایست و ناروا برشمرده است .

عقل زن ناقصست و دینش نیز     هرگز کامل اعتقاد مکن

گر بدست از وی اعتبـار مگیــر     ورنکو بر وی اعتماد مکن

این طرز تفکر و بدبینی مفرط نسبت به زنان سبب می گردید که آنان نتوانند رو به سوی آموزشگاه ها نهند ؛ درنتیجه از فواید و عواید سودمند تعلیم و تربیت به دور می ماندند . مشابه چنین اعتقاداتی را می توان در اندیشه های ؛ اوحدی اصفهانی ؛ نیز دید . وی که زان را بسان مار خوش و خط و خال می پنداشت از جمله کسانی بود که آموزش یافتن دختران را امری ناپسند و نادرست می پنداشت .

زن بــد را قلـــم بدست مـــده           دست خود را قلم کنی زان به

زانکه شوهر شود سیه جامه          به که خاتون کند سیــــه نامــه

 قسمتی از بخش پنجم :

در ربع رشیدی که در زمان رفعت و فرازش ؛ دانش از رشد و پیشرفتی قابل توجه برخـوردار شد کتابخانه ای شصت هزار جلدی وجود داشت که کتابهایش به زبانهای زنده ان روزگار نگارش یافته و از سرزمینهایی گوناگون چون ایران ؛ توران ؛ مصر مغرب ؛ روم ؛ چین و هند جمع اوری شده بود . خواجه رشیدالدین برای گرداوردن این همه کتاب به تشویق و تحریص علمای زمان برای تحقیق و انتشار اثار می پرداخت . شگفت انجا است که این تشویق و ترغیب به نوعی مسابقه کتاب نویسی در میان اندیشمندانی از اقصی نقاط دنیا تبدیل شده بود و البته خواجه در ازای دریافت هر کتاب هدایایی که می توان ان را ؛ حق التحریر ؛ نامید برای نگارنده کتاب می فرستاد ؛ حتی اگر نویسنده در ممالکی دوردست چون اندلس ؛ مراکش یا تونس می زیست .

قسمتی از نتیجه:

... این روزگار واجد دستاوردهای علمی بسیار بوده است ؛ دستاوردهایی چون اثار مکتوب بزرگان علم و ادب ؛ گسترش مناظره و مجادله کلامی در میان عقلگرایان ؛ رونق بازار شعر و ادب و ... با این وجود ؛ شاید بزرگترین رهاورد این روزگار برتری یافتن زبان پارسی بر زبان عربی پس از قرنهای متمادی تحت الشعاع قرار گرفتن باشد . درحقیقت با برافتادن خلافت عباسی به توسط مغولان دوران نگارش کتب علمی به زبان عربی به تقریب پایان پذیرفت و زبان پارسی جایگزین ان شد ... 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گل سرخ

ای گل سرخ

چشمان من از گلبرگ های تو سرخ تر است

قلب من از ریشه ی تو محتاج تر است

دستهای خالیم هوای او را کرده

او که یادش از برگ های تو سبزتر است

ای گل سرخ

ریشه ی من از سرزمینی است

که خاکش ؛ سالهاست مرده است

نگاهش ؛ سالهاست خفته است

من فریاد خواهم زد

بیدار می شود

ابش خواهم داد

زنده می شود

(( برخیز سرزمینم

... کمر شکسته

عصای تو می شوم

برخیز ))

« منی اسدی - MENA ASADI »

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی )
امیر نعمتی لیمائی، دکترای تاریخ ایران بعد از اسلام
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :