سرزمین تاریخ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی ) - ۱۳۸٦/۳/٤

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یاد و خاطره دلاوران پیروز خرمشهر گرامی باد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این نوشتار ترجمه و برگردانی است از مقاله ای با عنوان ؛ Cyrous the Great  ؛ نگاشته شده توسط باستان شناس پراوازه و ایران شناس نامدار ؛ پرفسـور ریچارد نلسون فرای ؛ که متن اصلی ان از تارنمـای ارزشمنـد ؛ اذرگشنسپ ؛ برگرفته شده است .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کوروش بزرگ

نقش برجسته کوروش بزرگ در پاسارگاد

 

زاده شده در ۵۹۰-۵۸۰ پیش از میلاد در ماد یا پارس ( ایران کنونی )

مرگ ۵۲۹ پیش از میلاد در آسیا

کوروش بزرگ ؛ پیرزومندی که  امپراتوری هخامنشی ؛ که در پارس و خاورنزدیک از دریای اژه تا به سوی شرق و رود ایندوس متمرکز بود را بنیان نهاد . از او یادشده است در کتاب ؛ زندگینامه کورش نخستین ؛ که به توسط  گزنفون ؛ سرباز و نویسنده یونانی ؛ نگارش یافته است . در کوروش نامه او پادشاهی ارمانی و باگذشت است که از سوی مردمانش در امپراتوری پارس ؛ پدر ؛ خوانده می شد . در تورات نیز همچون یک رهایی بخش است برای یهودیانی که در بابل اسیر بودند .

زندگی نامه و داستان زندگی :

کوروش میان سالهای ۵۹۰-۵۸۰ پیش از میلاد در ماد و یا شاید در پارس ؛ استان فارس امروزی ایران ؛ زاده شد . معنی و مفهوم نام او امروزه مورد گفتگو است ؛ زیرا مشخص نشده که ایا ان نامی شخصی بوده است و یا عنوانی شاهانه که به او داده شده بود . غیر مهم نیست که پس از امپراتوری هخامنشی این نام در منابع مرتبط با ایران پدیدار نگشت ؛ این موضوع می تواند بدان اشاره کند که نام کورورش معنایی ویژه و استثنایی داشته است .

بیشتر دانشمندان ؛ با این وجود ؛ بر این باورند که کوروش بزرگ دست کم دومین پادشاه با همین نام در پارس بوده است . یک نوشته به خط میخی اکدی - یک زبان میان رودانی ( عراق کنونی ) در روزگار پیش از مسیحیت - تصریح می کند که او بود :

« پسر کمبوجیه ؛ شاه بزرگ ؛ شاه انشان ؛ نوه کوروش ؛ شاه بزرگ ؛ شاه انشان ؛ نواده چیش پش ؛ شاه بزرگ ؛ شاه انشان ؛ از خاندانی که همواره پادشاهی می کردند » 

در این مورد ؛ ان نوشته روشن می کند که کوروش از سلسله ای دراز از امرای فرمانروا برخاسته است .

مهمترین منبع برای شناخت زندگانی او ؛ کتاب تاریخنگار یونانی ؛ هرودوت ؛ است . زندگینامه ای ارمانگرایانه که می توان ترجیحا ان را یک رساله تاریخی پنداشت نیز به وسیله ؛ گزنفون ؛ برای تعالی اندیشه یونانی در مورد فرمانروای ایده ال نگاشته شده است . به هر ترتیب ؛ ان ؛ احترام بسیار زیادی را نشان می دهد که برای کوروش نه تنها مردمانش ؛ پارسیان ؛ بلکه یونانیان و دیگران  قائل می شدند . هرودوت بیان داشته که پارسیان کورورش را پدر خطاب می کردند ؛ این در حالی است که پادشاهان اتی هخامنشی بدین اندازه مورد ستایش نبودند . داستان دوران کودکی کوروش همان سان که هرودوت شرح داده در کتاب گزنفون نیز تکرار شده است . شاید ؛ زندگینامه کوروش خوانده می شد در ان هنگام که اشکارا به عنوان یک الگو و باور قومی ؛ تقریبا با ویژگی یک ابرانسان بنیانگذار سلسله ؛ مورد تقلید قرار می گرفت . انچه روشن است ؛ باورهایی مشابه در مورد بانیان سلسله های دیگر نیز در سرتاسر تاریخ ایران وجود دارد . گزارش زندگی استیاگ ؛ پادشاه مادها و پارسها می رساند که دختر او  با فرمانروای دست نشانده اش در پارس ؛ شاهزاده ای که کمبوجیه نام داشت ؛ ازدواج کرده بود . درپی این ازدواج کوروش به دنیا امد . استیاگ در خواب دیده بود که کودکی رشد خواهد کرد و او را سرنگون خواهد ساخت . بنابراین دستور داد کورورش به قتل رسانده شود . با این وجود ؛ رییس مشاورانش درعوض بچه را به یک چوپان سپرد تا بپروراند . هنگامیکه کوروش ده ساله شد به سبب ویژگیهای برجسته اش نزد استیاگ شناخته شد . با وجود کابوس بد او متقاعد شد اجازه دهد کوروش زنده بماند . کوروش هنگامیکه به بزرگسالی رسید در پارس بر علیه فرمانروا و پدربزرگ مادریش شورید ؛ استیاگ به سوی شورشی پیشروی کرد ؛ اما ارتش او را تنها گذاشت و تسلیم کورورش شد در ۵۵۰ پیش از میلاد .

پس از به ارث بردن امپراتوری ماد ؛ کوروش ؛ پیش از گستراندن قلمروی خویش به سوی غرب ؛ قدرت خود را بر روی قبایل ایرانی فلات ایران برقرار داشت . کرزوس ؛ پادشاه لیدی در اسیای صغیر ( اناتولی ) هنگامیکه از سقوط استیاگ اگاه شد قلمروی خویش را به سوی ماد گسترش داد و کوروش به عنوان وارث پادشاهی ماد به سوی لیدی پیشروی نمود . سارد ؛ پایتخت لیدی ؛ در ۵۴۷ یا ۵۴۶ پیش از میلاد فتح شد. کرزوس نیز یا کشته شد و یا انکه با خودسوزی خودش را کشت ؛ هرچند براساس گزارش منابع دیگر او اسیر کوروش شد و کوروش با او مدارا و محبت پیشه ساخت . ایونی های ساکن سرزمین های یونانی کناره دریای اژه ؛ که تابع پادشاه لیدی بودند این سان به کوروش گرایش یافتند و بیشترشان صلح جویانه تسلیم شدند . شورشهای چندگانه دیگرسرزمینهای یونانی نیز با دشواری فرونشانده شد . گام بعدی کوروش پیشروی به سوی بابل بود ؛ جاییکه نارضایتی مردم از ؛ پادشاه نبونید ؛ دستاویز لازم برای تاختن بدان سرزمین های پست و کم ارتفاع را فراهم اورد .  فتح بابل ؛ دگربار برای مدتی کاهنان مردوک ؛ خدای ملی ناحیه بزرگ بابل ؛ که به وسیله نبونید ازرده شده بودند را احیا کرد . در اکتبر ۵۳۹ پیش از میلاد بود که این بزرگترین شهر دنیای کهن به توسط پارسها تصرف گشت .                                              

تصویری نمادین از ورود کوروش بزرگ به شهر بابل

در تورات ( به عنوان نمونه عزرا ؛۱ :۴-۱ ) کوروش به سبب ازاد ساختن اسیران یهودی بابل و اجازه بازگشت شان به سرزمین ابا و اجدادی نیک نام است . کوروش ؛ همچنین ؛ با بابلیان و دیگران نیز سازگاری نشان داد و مدارا کرد . او از مردمان بومی به وسیله پشتیبانی از سنتهای بومی و حتی قربانی کردن برای خدایان محلی دلجویی نمود . فتح بابل نه تنها میان رودان را به دست کوروش سپرد بلکه سوریه و فلسطین که هرکدامشان پیشتر به وسیله بابلیان تسخیر شده بودند را نیز به او داد . فرمانروای کیلیکیه در اسیای صغیر هنگامیکه کوروش رو به سوی کرزوس داشت با او هم پیمان گشت ؛ به همین سبب کیلیکیه یک موقعیت ویژه در امپراتوری کوروش یافت . بدین سان او به وسیله دیپلوماسی و سپاهیانش بزرگترین امپراتوری شناخته شده تا ان روزگار را بنیان نهاد .

به نظر کوروش رسید که چند پایتخت داشته باشد . یکی از انها شهر اکباتان ؛ همدان امروزی ؛ پایتخت پیشین مادها ؛ بود و ان دیگری پایتختی نو برای امپراتوری بود ؛ پاسارگاد در پارس ؛ گفته شده است که کوروش در انجا در نبرد با استیاگ پیروز شد . ویرانه های کنونی ؛ ستایش بازدیدکننده را برمی انگیزد. کورورش همچنین بابل را به عنوان پایتختی زمستانی قرار داد .

کوروش ؛ ضرورت نبود شوونیسم پارسی را بی درنگ از مردمان شکست خورده  آموخت  . او نه تنها از مادها دلجویی کرد ؛ بلکه ؛ انها را با پارسها در گونه ای از پادشاهی دوگانه پارسی و مادی یکسان برشمرد . کوروش سنن پادشاهی را از مادها وام گرفت . یک مادی گویا بسان یک ؛ وزیر ارشد ؛ مشاور پادشاه هخامنشی شده بود . بعدها در نقش برجسته های پرسپولیس ؛ یک پایتخت پادشاهی هخامنشی از زمان داریوش ؛ فردی مادی اغلب به همراه پادشاه بزرگ نشان داده شد . ایلامیان ؛ دیگراهالی بومی پارس ؛ نیز  در بسیاری رکارها معلمان پارسیان بودند . به عنوان نمونه : پارسیان جامه ایلامی پوشیدند و موضوعات ایلامی نیز به توسط خود انان بر روی نقش برجسته های سنگی پرسپولیس برده شد . در انجا به نظر می رسد نواوری اندکی در حکومت و مقررات صورت گرفته باشد ؛ اما به بیانی دقیق تر باید گفت اشتیاقی وافر برای به عاریت گرفتن ؛ ترکیب کردن یا یک توانایی سازگار کردن بود که در امپراتوری هخامنشی به توسط کوروش به کار گرفته شد  ؛ که بی گمان او رهبری هوشمند و نابغه نه تنها در ایجاد یک امپراتوری بزرگ بلکه در سازمان بخشیدن به فرهنگ و تمدن هخامنشی بود .

اشنایی ما با زندگانی کوروش اندک است . او دو پسر داشت ؛ یکی از ان دو ؛ کمبوجیه ؛ جانشین او شد . ان دیگری ؛ بردیا(سمردیس یونانیان ) ؛ گویی به توسط کمبوجیه پس از انکه شاه شد به صورت مخفیانه کشته شد . کوروش دست کم یک دختر نیز داشت به نام ؛ اتوسا ؛ که ( با برادرش کمبوجیه ازدواج کرد ) ؛ ممکن است دو دختر دیگر نیز داشت باشد اما انچه روشن است انان نقشی در تاریخ بازی نکردند .

کوروش همچنین ؛ هنگامی که  بر استیاگ پیروز شد ؛ متصرفات مادی ایران شرقی را نیز به ارث برد ؛ اما او به تقریب با جنگاوری پادشاهیش را در ان نواحی برقرار و یکپارچه کرده بود . پس از فتح بابل ؛ او دوباره به سوی شرق رفت ؛ هرودوت  مبارزه های او بر علیه چادرنشینانی که در شرق دریای کاسپین (مازندران) زندگی می کردند را شرح داده است . براساس گزارش تاریخنگار یونانی ؛ او در وهله نخست در نبرد با فرمانروای بیابانگردانی که ماساژت نامیده می شدند و یک زن بود پیروز شد و پسر او را نیز اسیر ساخت . پسر دستگیر شده در اسارت خودکشی نمود ؛ مادر او سوگند خورد که انتقام گیرد و کوروش را شکست دهد و به قتل رساند . داستان هرودوت شاید جعل و یا از نظر اصالت مورد تردید باشد ؛ اما فتوحات کوروش در اسیای میانه به احتمال زیاد داری اعتبار و ارزش است ؛ زیرا شهری در دورترین نقطه سغد که یونانیان ان را شهر کوروش می نامیدند گستردگی نهایی فتوحات خاوری او را نمایان می سازد .

میراث کوروش  :

ان نشانی بر شایستگی بنیانگذار امپراتوری هخامنشی است که بعد مرگش گسترده تر هم شد و بیش از دو سده ماندگاری یافت . اما کوروش تنها یک فاتح و سرپرست بزرگ نبود ؛ او عظمتی خیره کننده مشابه انچه رومولوس در روم و موسی در میان بنی اسراییل به جای نهادند در یاد و خاطر مردمان پارسی به جای نهاد . داستان قهرمانانه نبردهای او در دیگر نقاط دنیای کهن ؛ در بسیاری از داستانهای مشروح قهرمانان و فاتحان ؛ مورد تقلید قرار گرفت . طرز زندگی کودکی کورورش که به یک شبان سپرده شد تا پرورانده شود یاداور داستان موسی و سبد بوریایی در مصر است . برانداختن پدربزرگ خودکامه اش نیز در دیگر اسطوره ها و افسانه های تاریخی بازگو شد . مورد تردید نیست که حماسه کوروش نخست از میان پارسها برامد و انگاه به توسط یونانیان شناخته شد . احساس و گرایشهای محترمانه و شگفت امیز او در میان پارسیان به یونانیان انتقال یافت ؛ و اینکه گرنفون کوروش را به عنوان الگوی فرمانروایی برای بیان اموزه هایش به یونانیان هم میهنش برگزید یک حادثه نبود .

خلاصه انکه ؛ تصویر کوروش در درازنای تاریخ بسان یک ابرمرد که یک امپراتوری را بنیان نهاد به جا مانده است . او نمونه ویژگیهای برتری شد که از یک فرمانروا در تاریخ باستانی انتظار می رفت ؛ و او سیمایی از یک فاتح که مدارا گر ؛ بخشنده و درعین حال شجاع و بی پروا بود هویدا ساخت . شخصیتش همانگونه که به وسیله یونانیان دیده شد بر انها و همچنین اسکندر نیز تاثیر نهاد . در سال ۱۹۷۱ ایران دو هزار و پانصدمین سالروز بنیان پادشاهی به وسیله کوروش را جشن گرفت .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

« تاریخ منبعی است که انسان نه تنها از ان معرفت و شناخت حاصل می کند بلکه حیات خود را نیز از ان به دست می اورد . » ـ « کارل یاسپرس »

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی )
امیر نعمتی لیمائی، دکترای تاریخ ایران بعد از اسلام
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :