سرزمین تاریخ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی ) - ۱۳۸٦/٤/۱٠

آنچه از تاریخ نوشته ها بر می اید تاریخ نبردها و اوردهای مشرق زمین و مغرب زمین که تا به امروز نیز به گونه ای ادامه یافته است به روزگاران باستان بازمی گردد ؛ روزگاری اوای چکاچک شمشیرهای پارسیان هخامنشی به عنوان برجستگان سرزمینهای خاوری کره خاکی در برخورد با شمشیرهای یونانیان ؛ نمایندگان سرزمینهای باختری ؛ در جهان طنین انداز شد و در روزگاری دیگر خدنگ پهلوانی دلاوران نامدار پارتی در نبرد با لژیون های پیاده نظام رومی شهره افاق گشت . این روند هماوردجوییهای مردمان دو سوی گیتی و فراز و نشیب هایشان در این رویارویی ها براساس آنچه اسناد تاریخی به دست می دهد به روزگار ساسانیان نیز ادامه یافت . اردشیربابکان ؛ بنیانگذار شاهنشاهی ساسانی ؛ هنوز چندگاهی از به تخت نشتنش سپری نگشته بود که به دست و پنجه نرم کردن با رومیان پرداخت . با این وجود ؛ انچه از برخی اسناد تاریخی برمی اید گواه آن است که اردشیر در پی ستاندن شهر هتره ( الحضر ) پادشاهی را فرونهاد ؛ از جهانگیری و جهانداری دست کشید و تاج کیانی را به فرزند خویش ؛ شاپور ؛ سپرد .(۱)آنچه به عنوان میراث ؛ این بنیانگذار نامدار و توانمند شاهنشاهی ساسانی برای فرزند و جانشین خود برجای نهاد یک امپراتوری نوبنیاد بود که از سرآغاز شکل گیری دولتهای کوشان و روم را در دوسوی شرق و غرب  نگران و هراسان ساخته بود .و « این احوال طبعا از کسی که می خواست بر خلاف پدر ؛ شاهنشاه ایران و انیران ؛ خوانده شود مخصوصا درگیری با مسائل خارجی را طلب می کرد .»(۲) و البته انچه تاریخ بازگو می کند ان است که شاپور در برخورد با چنین دشواریهایی پیروز و سرفراز بیرون امد و « کارهای به نام و فتوحات فراوان کرد . »(۳)

تصویری از شاپور یکم

شاپور که برابر با اسناد تاریخی در نبردهای سنگین پدر همراه و همیار بود و تجربه بسیار از این اوردها اموخته بود نخستین بار که طعم شیرین پیروزی را در رویارویی با سپاهیان توانمند روم چشید بدان هنگام بود که امپراتور گوردیانوس با سپاهیانی فزون از شمار به سودای فتح تیسفون ؛ تختگاه دیرین شاهان ایران ؛ رو به سوی میان رودان ( بین النهرین ) نهاد . در این جنگ که به سال ۲۴۳ میلادی در ناحیه ای به نام ؛ میسیک ( مشیکهه )؛ بر کرانه رود فرات رخ داد رومیان شکستی سهمگین پذیرا شدند و امپراتور گوردیانوس نیز سرنوشتی بهتر از مرگ نیافت .(۴)

یادکرد این نکته بایسته است که تاریخ پژوهان و تاریخ نگاران درمورد چگونگی کشته شدن گوردیانوس از باوری یکسان برخوردار نیستند . برخی چون پرویز رجبی ؛ نگارنده کتاب هزاره های گمشده ؛ بر ان باورند که گوردیانوس در جنگ کشته نشد بلکه در پی شورشی که در میان سپاهیانش به سرکردگی فیلیپ نامی رخ داد به اغوش مرگ شتافت .(۵)شماری دیگر چون تورج دریایی ؛ نویسنده کتاب شاهنشاهی ساسانی ؛ نیز بر ان ایده اند که امپراتور روم به هنگام نبرد و به توسط ایرانیان کشته شد .( ۶) و البته بعضی نیز بسان ریجارد نلسون فرای ؛ ایران شناس پراوازه ؛ نتوانستند دریابند که کدامیک از این دو را باید درست بپندارند و نگاشتند « امپراتور یا در جنگ کشته شد یا به دست مردانش به قتل رسید . » (۷) از جمله دلایل این سردرگمی پژوهشگران را شاید باید در سخنان خود شاپور جست که در کتیبه ای که بر کعبه زرتشت نگاشته چگونگی مرگ گوردیانوس را روشن نساخته و در ان تنها اشاره داشته است که گوردیانوس کشته شد .

« وقتی که ما به سلطنت مستقر شدیم ؛ قیصر گوردیانوس ؛ از مردمان روم و گوت و ژرمن نیرویی گرد اورد و برای مقابله با ایران به اسورستان ( سوریه ) امد . در مرز اسورستان در مشیکهه نبردی بزرگ روی داد . قیصر گوردیانوس کشته شد و نیروی رومی تباه شد . »(۸)

به هر ترتیب ؛ انچه روشن است ؛ شکست رومیان و مرگ گوردیانوس چه به توسط سپاهیان ایران کشته شده باشد و چه به وسیله شورشیان جام مرگ نوشیده باشد بی گمان پیروزی بزرگی برای ایرانیان به شمار می امده است .

تندیس شاپور/ غار شاپور/ بیشاپور - کازرون

در پی مرگ گوردیانوس ؛ فیلیپ نامور به فیلیپ عرب که پیشتر از او یاد شد امپراتور و فرمانروای روم گشت (۹) و البته او ناگزیر شد با شاهنشاه ایران پیمانی برقرار دارد که براساس ان سرزمین های بسیار و مقدار کلان و فزونی سکه زر ( پانصد هزار دینار ) به عنوان غرامت جنگ به ایران واگذار نمود .(۱۰) این نکته ای است که شاپور خود نیز در کتیبه کعبه زرتشت بدان اشاره داشته است :

« رومی ها فیلیپ را قیصر کردند و انگاه قیصر فیلیپ نزد ما امد و پانصدهزار دینار جهت فدیه حیات یاران خویش بداد و باجگزار ما گشت و ما مشیکهه را به این سبب پیروزشاپور نام نهادیم .» (۱۱)

نیازمند یادکرد است که برپایه باور پژوهشگرانی چون پرویز رجبی که چندان دور از ذهن نیز نمی نماید انچه سبب شد فیلیپ با شتابی افزون به صلحی ناخواسته با شاپور دست یازد رسیدن هرچه زودتر به مسند قدرت بوده است .(۱۲) با این وجود شاید اگاهی از ناتوانی سپاهیان روم و توانمندی افزون لشگریان ایران و پیش بینی شکستی سهمگین تر برای رومیان نیز فیلیپ را در نیل به چنین تصمیمی استوارتر ساخته بود .

بیشتر تاریخنگاران اذعان دارند که احتمالا به هنگام عقد پیمان از ارمنستان که از دیرباز مورد مناقشه و محل اختلاف دو ابرقدرت روزگار باستان بود نیز سخن به میان امد و فیلیپ متعهد شد که به ارامنه بر ضد شاپور کمک و یاری نرساند .(۱۳) کریستین سن ؛ نگارنده شاهکاری چون ؛ ایران در زمان ساسانیان ؛ با یقین کامل مدعی است که بر اساس این پیمان قیصر ؛ ارمنستان ؛ را به ایران واگذار ساخت . (۱۴) انچه موجب می شود بتوان بر درست بودن باور تاریخ پژوهانی چون کریستین سن گواه داد یکی ان است که در ان هنگام پادشاهانی اشکانی تبار که دشمنان سرسخت ساسانیان بودند بر ارمنستان فرمان می راندند . و دیگر انکه شاپور در بخشی دیگر از کتیبه اش سخن از پیمان شکنی قیصر در مورد ارمنستان به میان می اورد :

« قیصر باری دیگر دروغ گفت و در مورد ارمنستان دروغ گفت و من به امپراتوری روم تاختم .»(۱۵)

انچه از روایت ؛ اواگری ؛ مورخ کلیسایی نیز می توان دریافت ان است که فیلیپ متعهد به عدم مداخله در امور ارمنستان شده بود . افزون بر این ظاهرا فیلیپ نگهداری ارمنستان را برای روم بیش از ان مایه دردسر و گرفتاری می پنداشت که برای دفاع و پشتیبانی از ان برضد شاپور به پاخیزد .(۱۶)

به هر ترتیب ؛ فیلیپ چه در مورد ارمنستان تعهد داده و چه در این باره از متعهد شدن گریز پیشه ساخته باشد ؛ شاپور به بهانه پیمان شکنی امپراتور روم به قلمروی قیصر تاختن اغاز نمود . شایسته است یاد شود  بیشتر تاریخنگاران به استثنای نگارنده ؛ هزاره های گمشده ؛ که بدون یادکرد برهانی شاپور را پیمان شکن خوانده است(۱۷) عدم وفای به عهد قیصر را دستاویز شاپور در یورش به متصرفات اسیایی روم برشمرده اند . این در حالی است که پرویز رجبی ؛ نویسنده ؛ هزاره های گمشده ؛ خود بدان هنگام که سخن از قرارداد صلح شاپور و فیلیپ به میان می اورد اذعان می نماید که « از نخست پیدا بود شرایط صلح به مذاق روم خوش نیامده است و فیلیپ عرب ناچار از شکستن پیمان خواهد شد .»(۱۸) و البته پرویز رجبی گویا این نکته را از یاد برده است که به هنگام حمله شاپور دیگر فیلیپ بر اورنگ شاهی رومیان تکیه نزده بلکه ؛ گالوس ؛ تاج امپراتوری روم را به سر نهاده بود و گویا همین گالوس بوده که عهدشکنی پیشه ساخته و نه تنها در امور ارمنستان دخالت ورزیده بلکه از پرداخت باقیمانده غرامت فیلیپ نیز دریغ نموده بود .(۱۹)

شاپور در مسیر یورش خویش که تا چندسال پس از گالوس نیز ادامه یافت ؛ در وهله نخست ؛ شصت هزار رومی را در ؛ باربالیسوس ؛ شکست داد (۲۰) و انگاه بیش از ۳۷ شهر سوریه و کاپادوکیه را به تصرف خویش در اورد و یا ویران کرد که از ان جمله شهرهای دورااورپوس ؛ حلب ؛ حمات و انطاکیه بودند که اهمیت فزونی داشتند . انچه از بررسی اسناد تاریخی به دست می اید ان است که ؛ گالوس ؛ را به سبب دشواریهای بسیار و به ویژه مسایل داخلی روم چندان فرصت و توانی برای رویارویی با شاپور نبود ؛ اما ؛ چند سالی پس از گالوس ؛ امپراتور سالخورده روم ؛ والریانوس ؛ لزوم مبارزه با شاپور را دریافت و با لشگریانش رو به سوی شاپور نهاد (۲۱) در حالیکه شهریار ایران زمین سرگرم محاصره شهرهای حران و الرها بود . درباره تاریخ نبرد که در نزدیکی الرها رخ داد میان تاریخنگاران اختلاف است ؛ به گونه ای که ریچارد نلسون فرای ؛ ایران شناس پراوازه ؛ تاریخی معین را برای ان بیان نداشته و  تنها ان را روی داده به یکی از سالهای ۲۵۸ ؛ ۲۵۹ و ۲۶۰ میلادی برشمرده است .(۲۲) با این وجود بیشتر تاریخنگاران سال ۲۶۰ را به عنوان تاریخ نبرد درست تر پنداشته اند (۲۳) انچه روشن است نبرد در هر سالی که رخ داده باشد نتیجه ای جز شکستی سهمگین و دردناک برای رومیان درپی نداشت ؛ امپراتور والریانوس به همراه بیشتر همراهان خویش گرفتار و دربند ایرانیان شد . به جز سربازان ؛ شمار فراوانی صاحب منصبان ؛ سناتورها و سرداران رومی نیز در زمره اسیران بودند .(۲۴)

 

پیروزیهای چشمگیر و بزرگ شاپور که ناگفته پیدا است در دنیای متمدن ان روزگار انعکاسی بسیار بزرگ و پژواکی گسترده یافته بود (۲۵) موجب شد شهریار ایران زان پس خود را ؛ شاهنشاه ایران و انیران ؛ بنامد که بی گمان نامی برازنده او بوده است .

انچه روشن است شاپور را باید به راستی کابوس امپراتوران روم نامید ؛ زیرا پیش از او ؛ همانگونه که تورج دریایی ؛ نویسنده کتاب شاهنشاهی ساسانی ؛ نیز بیان داشته است کس یارای ان نیافته بود « یک امپراتور روم را بکشد ؛ از دیگری باج ستاند و سومی را اسیر و زندانی کند .» (۲۶) با این وجود ؛ شاید بهتر باشد در تکمیل سخنان تورج دریایی گفته شود پیش از شاپور کسی نتوانسته بود یک امپراتور روم را بکشد ؛ دومین امپراتور را با توانمندی افزون خویش از رویارویی هراسان سازد ؛ از دیگری باج ستاند و چهارمین را اسیر و زندانی سازد .

وارد ساختن شکستهای پیاپی بر چند امپراتور روم سبب شد شاپور چنان از این پیروزی های ایزدی خویش خرسند شود که در چند نقطه از ایران زمین و از جمله در نقش رستم خاطره انها را به شکرانه عنایت ایزدان بر سنگهای بی زبان صخره ها به یادگار نقش کند .

سنگ نگاره پیروزی شاپور یکم بر امپراطوران روم/ نقش رستم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱- روضه الصفا ؛ ج۱ ؛ ص ۱۶۵و  تاریخ مردم ایران ؛ ج ۱ ؛ ص ۴۲۶

۲- تاریخ مردم ایران ؛ ج ۱ ؛ ص ۴۲۶

۳-روضه الصفا ؛ ج۱ ؛ ص ۱۶۵

۴- شاهنشاهی ساسانی ؛ ص ۱۹

۵- هزاره های گمشده ؛ ج۵ ؛ ص ۷۷

۶- شاهنشاهی ساسانی ؛ ص ۱۹

۷- تاریخ ایران ( پژوهش دانشگاه کمبریچ ) ؛ ج ۳ ؛ ق ۱ ؛ ص۲۲۶

۸- برگرفته از تاریخ مردم ایران ؛ ج ۱ ؛ ص ۴۲۷

۹- تاریخ ده هزار ساله ایران ؛ ج۲ ؛ ص ۲۵

۱۰- شاهنشاهی ساسانی ؛ ص ۱۹

۱۱- برگرفته از تاریخ مردم ایران ؛ ج ۱ ؛ ص ۴۲۷

۱۲- هزاره های گمشده ؛ ج۵ ؛ ص ۷۷

۱۳- تاریخ ایران ( پژوهش دانشگاه کمبریچ ) ؛ ج ۳ ؛ ق ۱ ؛ ص۲۲۶

۱۴- ایران در زمان ساسانیان ؛ ص ۱۶۰

۱۵- برگرفته از تاریخ ایران ( پژوهش دانشگاه کمبریچ ) ؛ ج ۳ ؛ ق ۱ ؛ ص۲۲۶ . اینکه شاپور می گوید قیصر دروغ گفت ؛ بسیار همانند سخن داریوش در سنگ نبشته بیستون است که می گوید پیرو راستی و دشمن دروغ است و دشمنانش دروغ می گویند . برای اگاهی بیشتر نگاه کنید به : شاهنشاهی ساسانی ؛ ص ۲۰

۱۶- برگرفته از تاریخ مردم ایران ؛ ج ۱ ؛ ص ۵۶۷

۱۷- هزاره های گمشده ؛ ج۵ ؛ ص ۷۸

۱۸- همان ؛ ص۷۷

۱۹- تاریخ مردم ایران ؛ ج ۱ ؛ ص ۴۲۹

۲۰- تاریخ ایران ( پژوهش دانشگاه کمبریچ ) ؛ ج ۳ ؛ ق ۱ ؛ ص۲۲۶ و تاریخ مردم ایران ؛ ج ۱ ؛ ص ۴۲۹

۲۱- تاریخ مردم ایران ؛ ج ۱ ؛ ص ۴۲۹

۲۲- تاریخ ایران ( پژوهش دانشگاه کمبریچ ) ؛ ج ۳ ؛ ق ۱ ؛ ص۲۲۶

۲۳- نگاه کنید به : شاهنشاهی ساسانی ؛ ص ۲۰ ؛ هزاره های گمشده ؛ ج۵ ؛ ص ۷۸ ؛ تاریخ مردم ایران ؛ ج ۱ ؛ ص ۴۳۰ ؛  ایران در زمان ساسانیان ؛ ص ۱۶۱

۲۴- تاریخ مردم ایران ؛ ج ۱ ؛ ص ۴۳۰  و هزاره های گمشده ؛ ج۵ ؛ ص ۷۸ 

۲۵- هزاره های گمشده ؛ ج۵ ؛ ص ۷۸ 

۲۶- شاهنشاهی ساسانی ؛ ص ۲۲

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

کتاب نامه :

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

 

 

۱ـ دریایی ؛ تورج  ـ ( شاهنشاهی ساسانی ) ـ ترجمه مرتضی ثاقب فر ؛ تهران : ققنوس ؛ ۱۳۸۳

۲- رجبی ؛ پرویز ـ ( هزاره های گمشده ) ـ جلد پنجم ؛ تهران : توس ؛۱۳۸۲

۳- رضایی ؛ عبدالعظیم ـ ( تاریخ ده هزارساله ایران ) ـ جلد دوم ؛ تهران : اقبال ؛ چاپ دوازدهم ؛ ۱۳۷۹

۴- زرین کوب ؛ عبدالحسین ـ ( تاریخ مردم ایران ) ـ جلد یکم ؛ تهران : امیرکبیر ؛ چاپ نهم ؛ ۱۳۸۴

۵- کریستین سن ؛ ارتور ـ‌ ( ایران در زمان ساسانیان ) ـ ترجمه رشید یاسمی ؛ تهران : صدای معاصر ؛ ۱۳۷۸

۶- میرخواند بلخی ؛ محمد بن خاوندشاه ـ ( روضه الصفا ) - جلد یکم ( شش جلد در دو مجلد ) ؛ تهذیب و تلخیص عباس زریاب ؛ تهران : انتشارات علمی ؛ چاپ دوم ؛ ۱۳۷۵

۷- ................. ـ ( تاریخ ایران ؛ پژوهش دانشگاه کمبریچ ) ـ ترجمه حسن انوشه ؛ جلد سوم ؛ بخش یکم ؛ تهران : امیرکبیر ؛ چاپ چهارم ؛ ۱۳۸۳

 

 

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

« هیچ دانش دیگر بیش از تاریخ از کار اهل تفنن لطمه ندیده است » ـ « گئورگ وایتس »

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی )
امیر نعمتی لیمائی، دکترای تاریخ ایران بعد از اسلام
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :