سرزمین تاریخ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی ) - ۱۳۸٩/۱٢/٦

 

این نوشتار که چندی پیش از سوی نگارنده نوشته شد ، پیشتر در تاریخ 21/7/1389 با عنوان ، قانون ذوالقرنین ، در روزنامه ی جام جم منتشر شده است.

==========================================

کورش بزرگ، موسس سلسله هخامنشی که با فتوحات پی‌درپی خویش توانست نخستین امپراتوری جهانی را بنیان نهد از جمله پرآواز‌ه‌ترین شخصیت‌های تاریخی ایران و جهان است.براساس آنچه اسناد تاریخی و باستان‌شناختی هویدا می‌سازند، اشتهار او تنها مدیون پیروزی‌های قاطعانه‌اش در آوردگاه‌های گوناگون یا بنیان نهادن حکومتی که تا آن روزگار چه از نظر وسعت قلمرو، چه از حیث تنوع اقوام و چه از جهت سیستم مدیریتی‌اش نظیر نداشت نبود، بلکه عمده اسباب شهرتش را مرهون کردار نیکویی است که در درازنای قدرتمداری خویش بر بخش وسیعی از جهان بروز داد.


به راستی مگر کورش چه کرده بود که گزنفون، مورخ و فیلسوف نام‌آور یونان باستان، او را در کتاب سیروپدی چونان فرمانروایی آرمانی و ایده‌آل برای تمامی جوامع می‌شناساند و اخلاق و رفتار وی را سرمشق تدبیر و الگوی ملک‌داری می‌پندارد؟ مگر کورش واجد چه صفاتی بوده که در عهدعتیق در کتاب عزرای نبی از او به عنوان مسیح خداوند یاد شده است؟ به چه سبب دیودور، تاریخ‌نگار مشهور روزگار باستان، کورش را از نظر کفایت حزم و سایر صفات نیکو سرآمد همگان خوانده است ؟ و البته مهم‌تر از همه کورش از چه ویژگی‌هایی برخوردار بوده که سبب شده بزرگانی چون علامه طباطبایی، پروفسور ابوالکلام، دانشمند سرشناس هندی و نویسنده کتاب کورش کبیر، دکتر محمدابراهیم باستانی‌پاریزی، استاد سرشناس تاریخ و دکتر فریدون بدره‌ای، مولف کتاب کورش کبیر در قرآن مجید و عهد عتیق، از او به عنوان ذوالقرنین یادشده در قرآن کریم یاد کنند؟


به باور نگارنده در راستای پاسخ به این پرسش‌ها باید به کندوکاو درمیان 2 دسته از اسناد پرداخت، نخست مدارک باستان‌شناختی مرتبط با آن عهد و دیگری اسناد تاریخی به جای مانده از آن روزگار.

از جمله مدارک باستان‌شناختی که می‌توان از آن بسیار بهره جست استوانه کورش یا همان نخستین منشور حقوق بشر است که کورش بزرگ در 13 اکتبر سال 539 پیش از میلاد پس از فتح بابل فرمان نگارش و ابلاغ آن را صادر کرد. آنچه روشن است متون حک شده بر این استوانه گلی واجد مضامین ذیل است:

مردم در رعایت آداب، رسوم و مذاهب خود آزادند، استقلال داخلی تمامی سرزمین‌های مفتوحه محترم است، خرید و فروش اسرای جنگی و اموال آنان اکیدا ممنوع است و در پایان نبرد اسرا باید به سرزمین‌هایشان بازگردانده شوند، هیچ‌یک از مردم بابل به اسارت گرفته نمی‌شوند و اموال هیچ‌کس مصادره نخواهد شد، سربازان فاتح حق بدرفتاری نخواهند داشت و اگر چنین چیزی رخ دهد برخورد خواهد شد و....

استوانه کورش

ناگفته پیداست صدور فرمان‌هایی چنین تا چه اندازه ارزشمند و مطابق با موازین اخلاقی بوده است. بایسته و شایسته است یاد شود برخوردی چنین محبت‌آمیز و انسانی از سوی سرداری غالب با اقوام مغلوب تا پیش از ظهور کورش هیچ‌گاه نمود نیافته بود. مقایسه‌ای حتی سطحی میان استوانه کورش با فتح‌نامه آشور بانی‌پال، پادشاه آشور ـ که تنها نزدیک به یک سده پیش از قدرت‌یابی کورش رو به سوی فلات ایران نهاد و دولت ایلام را مورد هجومی دهشتناک قرار داد ـ به روشنی جایگاه معنوی و اخلاقی والایی را که کورش بزرگ واجد آن بوده است، پدیدار می‌سازد.

«خاک شهر شوشان، ماداکتو و شهرهای دیگر را تماما به آشور کشیدم و در مدت یک ماه و یک روز کشور سرزمین ایلام را به تمامی عرض آن جاروب کردم. من این مملکت را از عبور حشم، گوسفند و نیز از نغمات موسیقی بی‌نصیب ساختم و به درندگان، مارها، جانوران کویر و غزال اجازه دادم که آن را فرو گیرند.»

اسناد تاریخی به‌جای مانده از آن روزگاران نیز هویدا می‌نمایند که کورش از نظر اخلاقی واجد مقامی بسیار برجسته‌تر از زمامداران پیشین و معاصر خود و حتی بیشتر فرمانروایان روزگاران آتی بوده و در اندیشه او انسانیت و آزادگی جایگاهی به مراتب بالا داشته است. به عنوان نمونه، گزنفون در کتاب خویش، بخش‌هایی از وصیت‌نامه کوروش را چنین آورده است:

«...حرمت قانون را بر خود واجب بشمارید و خصایل و سنن قدیمی را گرامی بدارید.... اگر اعمالتان پاک و منطبق با حق و عدالت باشد قدرت شما رونق خواهد یافت، ولی اگر ظلم و ستم روا دارید و در اجرای عدالت تسامح ورزید دیری نمی‌کشد که ارزش شما در نظر دیگران از بین خواهد رفت.... از تاریخ و سرگذشت‌های اخلاف خود پند بگیرید. تاریخ مکتب پند و عبرت است.... همیشه سرمشق خود را از بین مردمانی برگزینید که از راه عدالت و اتحاد پیروز و رستگار شده‌اند، از امثال آنان پیروی کنید و بکوشید تا نام نیک از خود به یادگار گذارید.... نیکی به دیگران در من خوشدلی و آسایشی فراهم می‌ساخت که از همه شادی‌های عالم لذت‌بخش‌تر است.»

به باور نگارنده مطالب یاد شده خود گویاتر از آن است که نیازمند توضیح باشد و اگر مفصل‌تر گفته‌اید شاید موجب ملال هم باشد.

مطالب عهد عتیق، کتاب مقدس یهود، هم بازگو کننده حقایقی درباره کورش بزرگ است و هم نشان‌دهنده آن که او براستی فردی شایان ستایش بوده است. اشعیای نبی به نقل از یهوه، خدای یهود، کورش را شبان پروردگار خوانده و او را کسی معرفی کرده که آزادی قوم بنی‌اسرائیل را خداوند به دست همت او سپرده است. برهمین اساس، کورش دستور بازسازی معبد اورشلیم را صادر کرد و براساس نوشته‌های عزرا با فرمان کورش بود که 42 هزار و 360 نفر یهودی، سوای غلامان و کنیزان آنها که 70‌هزار و 337 نفر و مغنیات و مغنیان که 200 نفر بودند، رهسپار موطن خویش شدند.

تاریخ‌نگاشته‌های به یادگار مانده از آن دوران، بخش‌هایی دیگر از نیک‌خصالی‌های کورش بزرگ را نیز به زیبایی انعکاس داده‌اند. مثلا، سالم ماندن پادشاه مغلوب پس از آن‌که اسیر می‌شد در تمامی ادوار تاریخی واقعه‌ای عجیب و دور از انتظار می‌بود. پادشاهان آشور، مصر، بابل و... به خود می‌بالیدند که زبان از کام پادشاه شکست‌خورده برکشیده‌اند. با افتخار بیان می‌‌کردند که پوست تن شاه زبون را زنده‌زنده کنده‌اند و با غرور فراوان اقرار می‌داشتند که با شکنجه‌های وحشتناک، شاهان رقیب را به قتل رسانده‌اند، اما منش کورش در این باب نیز واجد تفاوت‌هایی افزون با دیگران است.

در دولت کورش نه‌تنها پادشاهان اسیرشده کشته نمی‌شدند، بلکه در بیشتر مواقع در زمره خواص و ملتزمان مورد اعتماد وی درمی‌آمدند. کرزوس، پادشاه لیدی و تیگران، حکمران ارمنستان، فقط دو نمونه از سلاطینی هستند که پس از شکست احترام خاصی در دربار کورش یافتند.

آرامگاه کورش/ پاسارگاد

به هر ترتیب، برای پایانی بر این مختصر خالی از لطف نیست گفتار اشیل، ادیب و شاعر مشهور یونان باستان در نمایشنامه تراژدی پارسیان بیان شود:

«کورش یک فانی سعادتمند بود، به تبعه خود آرامش بخشید... زیرا دارای عقلی بود سرشار.»

===================================================

 

امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی )
امیر نعمتی لیمائی، دکترای تاریخ ایران بعد از اسلام
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :