سرزمین تاریخ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی ) - ۱۳٩٠/٦/٢۱

این جستار که اندک زمانی پیشتر از سوی اینجانب نگارش یافته ، پیش از این در تاریخ 1389/9/14 در روزنامه ، جام جم ، منتشر شده است.

===============================

ایران به عنوان یکی از دیرینه­سال­ترین کشورهای دنیا واجد تاریخی دور و دراز و سرشار از فراز و نشیب بوده است. آنچه روشن است در مجموع این فراز و فرودهای تاریخی ، دوران معاصر ایران را می­توان به مانند نقطه­ی عطفی یافت که جنس اتفاقات رخ داده در اثنای آن ، خارج از شباهت­هایش با رویدادهای اعصار پیشین ، واجد تفاوت­های افزونی نیز است.

آنچه از مطالعه­ی اسناد تاریخی بدان می­توان دست یافت آن است که ورود و حلول مفاهیمی نوین چون مشروطیت ، مساوات ، ملیت ، آزادی و همچنین حضور مردمان عادی یا به اصطلاح قشر رعیت در عرصه­ی فعالیت­های سیاسی - اجتماعی و تحولات پرشتاب جامعه­ی جهانی و بازتاب آن دگردیسی­ها در امور ایران که گهگاه با دخالت استعمارگران در امور داخلی ایران و برخی اوقات با اشغال ایران به توسط ابرقدرتان جهانی نمود ویژه­ای می­یافت ، اسباب متفاوت بودن جنس رویدادهای تاریخ معاصر ایران را با وقایع روزگاران پیشین فراهم می­آورد .

میرزا کوچک خان جنگلی

در حقیقت ، بازبینی نقادانه­­ی این برهه از تاریخ ایران که مشحون است به حوادث و رخدادهایی چون جنگ­های ایران و روس ، جنبش تنباکو ، انقلاب مشروطیت ، ملی شدن صنعت نفت ، انقلاب اسلامی و ... تاریخ­پژوه را بدان نتیجه رهنمون می­سازد که تاریخ معاصر ایران واجد پویایی خاصی بوده است.

آنچه هویدا می­نماید ، پدیدار گشتن جنبش­های مردمی متعدد را باید از جمله مهمترین سرفصل­های تاریخ این عهد برشمرد و بی­گمان نظر به اهمیت بسیار چرایی و چگونگی سربرآوردن جنبش­هایی چنین که در طول تاریخ ایران کم­سابقه و شاید بهتر است گفته شود بی­سابقه بوده­اند توجه و عنایت افزونتری را می­طلبد.

نهضت جنگل یا قیام میرزاکوچک خان جنگلی و یارانش در گیلان از جمله مهمترین و تاثیرگذارترین این جنبش­ها است. شوربختانه ، این نهضت که در اردیبهشت ماه سال 1294 هـ.خ با رهبری میرزا در گیلان آغاز و در 11 آذر ماه سال 1300 هـ.خ با درگذشت او پایان پذیرفت ، به رغم مساعی ارزنده­ی برخی کاوشگران تاریخ و کوشش­های ارزشمند شماری از تاریخ­پژوهان نام­آور ، همچنان برای بسیاری از افراد علاقمند به میهن و تاریخ وطن و حتی بسیاری از دانشجویان رشته­ی تاریخ ناشناخته مانده است. به باور نگارنده ، همان­گونه که در مقدمه خویش بر کتاب ، مجموعه­ی روزنامه­های جنگل ، نیز آورده است ، این ناشناخته بودن ماهیت و چیستی نهضت جنگل ­تا بدان ­حد است که برخی می­پندارند رهبران نهضت جنگل در پی تجزیه­طلبی و در اندیشه­ی استقلال گیلان بوده­اند ، شماری دیگر بر آن باورند که میرزا­کوچک­خان و یارانش سودای برپایی جمهوری سوسیالیستی در ایران به سر داشته­اند ، عده ای نیز گمان می­دارند که جنگلیان در دامان بلشویک های تازه­پیروز روسیه پرورش یافته بودند و البته شماری نیز جنبش جنگل را حرکتی ملی - اسلامی برشمرده­اند که با الهام از اصول آیین اسلام در جهت استقلال ایران و برپایی حکومتی مبتنی بر اسلام گام برداشته اند.

مجموعه ی روزنامه های جنگل

در واقع ، راقم این سطور بر آن ایده است که چند و چون نهضت جنگل حتی برای بسیاری از جستجوگران تاریخ نیز ناشناخته و پر از ابهام است و کاربرد نگاه­های ایدئولوژیک ، نگرش­های خاص سیاسی- اجتماعی  و نظریه­پردازی­های همراه با چاشنی تعصب و احساس موجب شده است دوستداران تاریخ خود را با انبوهی از نظریات گوناگون و مخالف هم درباره میرزاکوچک­خان و یارانش مواجه ببینند.

براساس آنچه علم تاریخ نوین گوشزد می­کند برای شناخت بهتر ماهیت هر رخداد تاریخی ، گردآوری و پردازش داده­های تاریخی باید به دور از مکنونات قلبی و عاری از هرگونه پیش­داوری و به عبارت دیگر با یاری جستن از روح فلسفه­ی تاریخ انجام شود. ناگفته پیدا است برای درک درست مرام و مشی نهضت جنگل نیز رعایت این اصل کلی بایسته است ، مع­الوصف ، این اصل شرط لازم است و شرط کافی برای شناخت اندیشه و هدف جنگلیان ، بهره جستن مدبرانه از اصلی­ترین و مهم­ترین منابع شناخت افکار سردمداران جنگل یعنی مقاله­های مندرج در ارگان رسمی نهضت جنگل ، روزنامه­ی جنگل[1]، بیانیه­های نهضت جنگل و مکاتبات میرزاکوچک­خان و دیگر سران آن است.

از آنچه گفته آمد غایت هدف نگارنده در این جستار مشخص شد و آن تبیین درست و  تحلیل منطقی اندیشه ، مرام و آرمان برپادارندگان نهضت جنگل است. در راستای نیل بدین هدف ، نگارنده تلاش خواهد نمود درستی یا نادرستی هریک از آرای متضاد یادشده را بررسی نماید و سر آخر با جمع­بندی نهایی تحلیل خویش را بیان دارد.

چنان­­که پیشتر نیز بیان شد شماری اذعان داشته­اند که رهبران نهضت جنگل در پی تجزیه و درتفکر استقلال گیلان بوده­اند. استدلال این گروه تنها بدان سبب است که جنگلیان حرکت خود را از گیلان آغاز و حکومت جمهوری خویش  را هم در گیلان بنیان نهاده­اند. اما این دعوی به سه جهت خود را ابتر و ساده­انگارانه می­نمایاند:

الف: جنگلیان از همان نخستین روزی که جمهوری شورایی را در گیلان بنیان نهادند هدف خود را ایجاد جمهوری شورایی در سراسر ایران برشمردند و اعلام کردند که اصول عدل و برابری را می­خواهند در سرتاسر ایران بگسترانند و از عموم ملت ایران خواستند برای نجات ایرانی از ظلم هر ظالم به انقلاب جنگل بپیوندند. این مهم از بیانیه­ای که جنگلیان در 14 شوال 1338 هـ . ق . برابر با 10 تیر 1299 هـ . خ . در روزنامه­ی جنگل منتشر ساختند به سادگی برمی­آید.

ب: این دسته از مورخان این نکته را به خزان فراموشی سپرده­اند که جنگلیان پس از اعلام تشکیل جمهوری موقت شورایی در گیلان در اندیشه فتح تهران بودند. گفتنی است مقدمات این کار از سوی آنان کاملا فراهم آمده بود و نیروهای جنگل از منجیل نیز گذشته و در آستانه ورود به قزوین بودند و اگر خیانت شوروی­ها و دخالت نیروهای اشغالگر انگلیسی نبود به­سان روزگار مشروطه که نیروهای گیلانی تهران را تصرف کردند و استبداد محمدعلی­شاهی را پایان بخشیدند ، دگربار به سادگی تهران را فتح می­کردند و این­بار حیات دولت قاجاری را خاتمه می­بخشیدند.

ج: نگاهی به مکاتبات میرزا نشان می­دهد که تا چه اندازه این باور نادرست است. به عنوان نمونه میرزا در بخشی از نامه­اش به رتشتین ، سفیر دولت شوروی در ایران ، با قاطعیت تمام چنین نگاشت:

« ... مقصود من و یارانم حفظ استقلال مملکت و اصلاح و تقویت مرکز است. تجزیه­ی گیلان ... را خیانت صریح دانسته و می­دانم. »

امضای میرزا کوچک خان

همانطور که پیش از این نیز تقریر شد بخشی از تاریخ­پژوهان بر آن عقیده هستند که میرزا و یارانش در پی برپایی جمهوری سوسیالیستی در ایران بودند. حقیقت آن است که این نکته تا اندازه­ای درست است و جنگلیان در برهه­ای از زمان تصمیم به برپایی جمهوری سوویتی در سراسر ایران گرفتند و حتی جنبش خود را انقلاب سرخ ایران نام نهادند ، با این وجود ، چند نکته را باید کاملا در نظر داشت:

الف: جمهوری شورایی مدنظر میرزا و یارانش با آن جمهوری­های کمونیستی که در شوروی یا در دوران پس از جنگ دوم جهانی در اروپای شرقی پدیدار شد تفاوت ماهوی داشت ، زیرا میرزا برخلاف افرادی چون مارکس ، انگلس ، لنین ، استالین و دیگر سردمداران کمونیسم نه تنها مذهب را افیون توده­ها برنمی­شمرد ، بلکه بدان اعتقاد ویژه داشت و با هرگونه اقدام بر علیه دین و مذهب مخالف بود. علاوه بر این کمونیسم دیدگاهی جهان­وطنی را تبلیغ می­نماید و در آن هرگونه ملی­گرایی نفی می­شود ، این در حالی است که میرزا به ایران عشق می­ورزید و این مهم نه تنها از مکاتبات عدیده و عملکردش به آسانی برمی­آید ، بلکه از مجالس شاهنامه­خوانی که در درون جنگل درجهت ارتقای حس ملیت­خواهی جنگلیان برگزار می­شد نیز مستفاد می­شود. در واقع اگر این­گونه نبود و میرزا در اعتقاد مذهبی خویش راسخ نبود و عشق به میهن در او وجود نداشت هیچ­گاه در سرلوحه بیشتر شمارگان روزنامه­ی جنگل (دست­کم 35 شماره از 39 شماره­ی منتشره) نگاشته نمی­شد این روزنامه « نگاهبان حقوق ایرانیان و منور افکار اسلامیان است .»

ب: هرچند در درون نهضت جنگل افرادی با تفکر کمونیستی حضور به هم رسانده بودند ، اما میرزاکوچک­خان هرگز دنبال برپایی کمونیسم نبود ، بلکه او تنها بخش مساوات­طلبی و عدالت­محوری مدعایی سوسیالیست­ها را پذیرفته بود و پذیرش این اصول از سوی میرزا با توجه به شعارهای زیبایی که سردمداران شوروی سرمی­دادند و با عنایت به آن که ماهیت واقعی کمونیسم شوروی در آن روزگار هنوز روشن نشده بود چندان شگفت نمی­نماید.

ج: پدیدارشدن اختلاف شدید و بروز درگیری با طرفداران کمونیسم (آن هم در فاصله­ی زمانی اندک) در درون جنبش و جدایی نهایی دسته­ی کمونیست از نهضت جنگل و کشته شدن حیدرخان عمواوغلی ، از سردمداران اصلی چپ­گرایان نهضت جنگل و موسس حزب کمونیست ایران به توسط جنگلیان ، خود نشان از آن است که نه میرزا به دنبال برپایی حکومت کمونیستی بوده است و نه جنگلیان چنین آرمانی به سر پرورانده بودند.

دیگر دعوی نابه­جا درباره­ی جنگلیان آن است که میرزا و جنگلیان دست­پرورده­­ی بلشویک­های تازه­پیروز شوروی بوده­اند. طرفداران این عقیده دعوی خویش را به جهت روابط میرزاکوچک­خان با رهبران شوروی و اعلام جمهوری شورایی از سوی جنگلیان مستدل داشته­اند. خارج از اختلاف ماهوی افکار میرزا با تفکرات سردمداران شوروی که در سطور پیشین یاد شد و همچنین جدا از آن­که در نهضت جنگل طیف­های مختلف فکری حضور داشتند دلایلی دیگر در دست است که میرزا و یارانش به بلشویک­ها و کمونیست­های روسی وابسته نبودند ، بلکه در برهه­ای از زمان به جهت برخی شعارها و دعاوی زیبا و انسانی آنان و همچنین فروپاشیده شدن امپریالیسم تزاری روس به توسط آنان (زیرا ایرانیان خاطره­ی اجحاف­های دولت تزاری را هیچگاه از خاطر نزدوده بودند.) اعتمادی اشتباه بدان­ها نمودند و با ساده­اندیشی از آنان که خود را حامی مستضعفان جهان می­نامیدند انتظار یاری یافتند. درضمن این نکته را نباید از نظر دور داشت که چون دولتمردان شوروی در رقابت با دیگر قدرت­های استعماری به­ویژه انگلستان بودند ، تلاش می­نمودند از قدرت انقلابی ملل تحت استعمار شرق درجهت فشار بر آن­ها بهره برگیرند و این سیاست اسباب نزدیکی گاه و بی­گاه آنان را با انقلابیون سرزمین­های مختلف و از جمله نهضت جنگل ایران فراهم می­آورد. اما همانگونه که پروفسور شاهپور رواسانی در کتاب ، نهضت میرزاکوچک­خان جنگلی و اولین جمهوری شورایی در ایران ، اشاره داشته است شوروی سرانجام از نهضت­های انقلابی جهان و از جمله نهضت جنگل فاصله گرفت و همزیستی مسالمت­آمیز با قدرت­های استعماری و سازگاری با دول سرمایه­داری را ترجیح داد.

در تایید بیشتر این مدعا می­توان به مکاتبات میرزا با سران شوروی اشاره داشت که در بیشتر مواقع انتقادی بوده و عدم همخوانی گفتار و کردار روس­ها در آن­ها نکوهیده شده است. آنچه از مطالعه­ی این نامه­ها برمی­آید آن است که میرزا حتی اطاعت کورکورانه از روس­ها را نمی­تابید ، چه رسد که آلت فعل و دست­پرورده­ی آنان باشد. در بخشی از نامه­ای که میرزا به لنین نگاشته بود چنین آمده است:

«پروپاگاندهای اشتراکی در ایران عملا تاثیر سوء می­بخشند ، زیرا پروپاگاندچی­ها از شناسایی تمایلات ملت ایران عاجزند. ... ملت ایران حاضر نیست برنامه و روش بلشویزم را قبول کند. »

نامه­ی میرزاکوچک­خان به مدیوانی ، نماینده­ی دولت شوری در گیلان ، نیز بر درستی گفتار فوق گواهی می­دهد:

« ... اگر این اقدامات شما دوام پیدا کند ناچاریم به هر وسیله باشد به تمام احرار و سوسیالیست­های دنیا حالی کنیم که وعده­های شما همه­اش پوچ و عاری از صحت و صداقتند. به نام سوسیالیسم اعمالی را مرتکب شده­اید که لایق قشون مستبد نیکلا و قشون سرمایه­داری انگلیس است. »

مجموع مقالاتی که در روزنامه­ی جنگل نگاشته شده نیز اثبات­کننده­ی آن است که میرزا و یارانش به­ هیچ وجه من­الوجوه دست­پرورده­ی بلشویک­های شوروی نبوده­اند. من باب مثال مقاله­ی مفصلی با عنوان ، قول را فعل لازم است ، در نخستین شماره­ی ، روزنامه­ی جنگل ، منتشر شد ، مطالعه­ی این مطلب به سادگی عیان می­سازد که تهمت وابستگی جنگلیان به شوروی چه اندازه ناروا و گزاف بوده است.

همانطور که در سرآغاز سخن نیز گفته شد ، شماری از پژوهشگران جنبش جنگل را حرکتی ملی - اسلامی برشمرده­اند که با الهام از اصول آیین اسلام در جهت استقلال ایران و برپایی حکومتی مبتنی بر اسلام گام برداشته­اند.

سر بریده میرزا کوچک خان جنگلی

آنچه روشن است ، در درستی این دعوی که در برپایی جنبش جنگل عقاید مذهبی و علایق ملی نیز تاثیر فراوان داشته  و این مهم که میرزا فردی کاملا باورمند به اعتقادات اسلامی و واجد علایق مذهبی بوده است تردیدی وارد نیست. در صدق این مدعا که میرزا و یارانش از اصول دین اسلام نیز الهام گرفتند شکی نیست ، اما این مدعا که او در جهت برپایی حکومتی اسلامی گام برداشته بود درست نمی­نماید. زیرا در ایران به رغم آن­که گهگاه اندیشه­های پان­اسلامی از سوی افرادی چون سیدجمال­الدین اسدآبادی مطرح ­شد ، تنها پس از درپیش گرفته شدن روند سکولاریتی لجام­گسیخته در سیاست از سوی پهلوی­ها بود که برخی خواص و از جمله بسیاری از روحانیت را بدان اندیشه واداشت که ایجاد حکومت اسلامی ضروری است و سرانجام نیز با تئوریزه شدن بحث جمهوری اسلامی از سوی امام خمینی در سال 1357 بدین اندیشه جامه­ی عمل پوشانیده شد.

درحقیقت ، می­توان گفت میرزا فردی مبادی آداب مذهبی بود و حتی در بسیاری موارد به اجرای حدود شرعی می­پرداخت (مانند حد زدن یکی از یارانش که به شرب خمر پرداخته بود) ، اما هیچگاه دنبال ایجاد حکومتی اسلامی هم نبود زیرا هنوز ضرورت تاریخی آن احساس نشده بود.

این مهم از آنجا نیز مستفاد می­شود که میرزا و جنگلیان به رغم آن­که خود را نگاهبان و منور فکر اسلامیان می­پنداشتند و به زعم آن­که در بیانیه­ها ، مقاله­ها و عملکرد خویش اسلام را از نظر دور نمی­داشتند هیچگاه سخن از حکومت اسلامی به میان نیاوردند.

به هرحال به عنوان پایانی بر این کوتاه­سخن می­توان گفت اندیشه میرزا آمیخته­ای از تفکرات مذهبی و علایق ملی بود. بر تفکرات او عدالت­­خواهی و مساوات جویی مکتب سوسیالیسم نیز تاثیر نهاد ، اما جنبه­های ضد مذهبی ، ضد ملی و حتی اقتصادی این مکتب را به هیچ انگاشت. او با این طرز تفکر به رغم آن­که یارای کامل آن نیافت مکتبی اجتماعی و مدون پایه­گذاری کند تلاش نمود جنگلی­ها را به طریقی هدایت کند که همواره پشتیبان استقلال ایران ، حامی آزادی و رفاه مردم ایران و مخالف هرگونه استعمار و استبداد باشند. دریک جمله ، آرمان اصلی میرزا و یارانش استقلال و آبادی ایران و آزادی مردم آن بود.


[1] . نیازمند یادکرد است ، نگارنده 36 شماره از مجموع 39 شماره­ی منتشره­ی روزنامه­ی جنگل را در قالب یک کتاب گردآوری نموده است. نگاه کنید به : نعمتی لیمائی ، امیر ، مجموعه­ی روزنامه­های جنگل ( نشریه­ی نهضت جنگل ) ، مشهد: امیدمهر ، 1389

=======================================

معرفی کتاب مجموعه ی روزنامه های جنگل ( نشریه نهضت جنگل )

سفارش کتاب « مجموعه ی روزنامه های جنگل »

معرفی کتاب « مجموعه ی روزنامه های جنگل » در روزنامه جام جم

 

امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی )
امیر نعمتی لیمائی، دکترای تاریخ ایران بعد از اسلام
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :