سرزمین تاریخ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی ) - ۱۳٩٤/۱۱/٧

ابوعلی حسین بن عبدالله بن سینا نامور به ابوعلی سینا، ابن سینا و پورسینا، که سال 359 هجری قمری دیده برجهان گشود و سال 416 هجری چشم از جهان فروبست، از جمله بزرگ ترین، نامدارترین و پرآوازه ترین دانشمندان ایران و اسلام در گستره ای زمانی به وسعت و فراخنای تمام تاریخ است.

    عمده دلیل اشتهار فراگیر ابن سینا که اندیشمندان فرنگی از وی با عنوان Avicenna نام می برند، اندیشه های گرانسنگ و نوشته های پرارزش او درباره فلسفه و پزشکی است. با وجود این، بررسی و واکاوی آثار ابن سینا و همچنین منابع به یادگار مانده از دوران کهن به روشنی هویدا می کند وی جامع تمام علوم روزگار خویش بوده و در دانش هایی چون ریاضیات، نجوم، موسیقی، ادبیات و... نیز در شمار سرآمدان و نخبگان روزگار خویش بوده است.
    موضوعی که در اینجا مدنظر نگارنده است، بررسی جنبه ای از تفکر ابن سیناست که تاکنون کمتر به آن پرداخته شده است. یعنی عرفان و تصوف از دیدگاه ابوعلی سینا.
    خوانش دقیق آثار ابن سینا بویژه کتاب اشارات و تنبیهات، بیانگر آن است که وی با مفاهیم عرفان آشنایی تام داشته و این نکته چندان در نگاشته های او هویداست که امروزه برخی پژوهشگران وی را به گونه ای عرفان منتسب سازند و حتی صوفی پیرو اندیشه وحدت وجود یاد کنند.

ابوعلی سینا، پیونددهنده عقل و قلب

    برابر با تاریخ، ابن سینا هیچ گاه در گذر عمر به سیر و سلوک عرفانی نپرداخت و راه و روش متصوفه را نیز هرگز در پیش نگرفت. درحقیقت، آنچه اسباب رسوخ چنین اندیشه ای در ذهن برخی محققان را فراهم آورده، آن است که پورسینادر آثار پرشمار خود نه تنها عرفان را ستوده، بلکه تبیین مسائلی چون شهود و کرامت های منتسب به عارفان و اولیا را از دیدگاه عقلی ممکن پنداشته و از این روی حتی در برخی رسایل خود به توجیه فلسفی آنها پرداخته است.
    عرفان از منظر ابن سینا تا به آن اندازه پرارج است که با صراحت تمام عارفان را می ستاید: «اینان حجاب تن را دریده اند و از آن رها شده و به عالم قدس پیوسته اند. آنان را جنبه ای است پنهان و جنبه ای است آشکار و آنان که آن جنبه ها را نشناسند منکر آن شوند و آنان که به آن آگاه باشند بزرگش دارند... عارف خدا را می جوید، اما نه برای چیزی جز خدا و هیچ چیز را بر شناخت آن نمی گزیند، او را تنها برای او می پرستد، زیرا او شایسته پرستش است و عبادت خود شریف ترین رابطه اوست با خدا و آن نه برای رغبت به چیزی است یا برای بیم از چیزی... به راز خداوندی در امر تقدیر و سرنوشت آگاه است... نفس او بزرگ تر از آن است که هیچ ذلت بشری او را منزعج [=پریشان] سازد و کینه و حقد در یاد وی نماند و چرا چنین نباشد، در حالی که خاطر او مشغول به خداوند است.»
    پورسینا در کتاب اشارات و تنبیهات خویش اقرار می دارد: «آن که از متاع دنیوی و طیبات این جهانی اعراض کند، زاهد است. آن که بر عبادات از نماز و روزه مواظبت دارد، عابد است و آن که اندیشه و فکرش متوجه قدس جبروت است تا نور حق در درونش بتابد عارف است.» به دیگر سخن، ابوعلی سینا زهد و عرفان یا عبادت و عرفان را دارای قابلیت تلفیق با یکدیگر می داند. او در تکاپوی آن است طریق نیل به سعادت که همان شادکامی روحانی، تعالی معنوی و پیوستن به عالم علوی است را به مردم بنمایاند. به باور او، عرفان بهترین مسیر و چونان شاهراهی است که دسترسی انسان به سعادت جاودانی را آسان می سازد. مع الوصف این نکته را نباید از خاطر زدود که برای نیل به سعادت و وصول به عالم حق، شوق، وجد و حال مفید و لازم است، اما بسنده و کافی نیست. تعلم هم باید در کار باشد تا نفس استعداد تام برای اتصال به عقل فعال را بیابد. یگانگی عاقل و معقول نیز محال است، مگر در موردی که نفس استعداد و قابلیت وصول به حق را حاصل کند.
    درواقع می توان گفت برای ابن سینا طریق سیر و سلوک مشخص وآشکار است. به عقیده وی برای پیمودن این راه سالک از آغاز تا انجام باید با تعلم و تعقل همراه شود.
    به عنوان برآیند سخن می توان گفت عرفان در قاموس ابن سینا همان تکمیل کارکرد فلسفه است. هرچند عرفان و فلسفه روشی کاملامتمایز وجدا از یکدیگر را دنبال می کنند و یکی از اشراق آنی در قالب علم حضوری سخن می گوید و آن دیگری شناخت حقایق معنوی را از قبل براهین عقلی دنبال می کند، اما در واپسین مرحله شناخت حقیقت، همزمان عمل می کنند. به همین جهت پورسینا را می توان از جمله نخستین کسانی در تاریخ ایران و اسلام دانست که کمر همت در پیمودن مسیر تلفیق عرفان و فلسفه بربستند. مسیری که ابن سینا از جمله آغازکنندگان آن بود و افرادی چون ملاصدرا آن را در سده های آتی به سرانجام رساندند.
امیر نعمتی لیمائی ( سورنا گیلانی )
امیر نعمتی لیمائی، دکترای تاریخ ایران بعد از اسلام
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :