نادر شاه افشار و تسخیر هندوستان _ 1

 

پس از استقرار نادر بر اریکه سلطنت ، با وجود گوشمالی مهاجمان خارجی  هنوز مردمان بسیاری از مناطق ایران شاهد طغیان و عصیان و سرکشی مدعیان تاج و تخت بود ند . از جمله این سرکشان یاغی می توان به حسین سلطان حاکم قندهار اشاره داشت . ( شعبانی ، رضا ؛ تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران در دوره های افشاریه و زندیه ؛ تهران : سمت ، چاپ چارم ، 1381، ص 39)نادر پس از تاجگذاری و فرونشاندن شورش یاغیان بختیاری (1148ق) زمان را برای تنبیه حاکم قندهار و بازگرداندن سرحدات شرقی کشور به مرزهای همیشگی مناسب یافت ، بنابراین در رجب سال (1189ق) با لشگری هشتاد هزارنفره رو به سوی قندهار نهاد و سرانجام پس از پانزده ماه محاصره با همت دلاوران بختیاری سپاه خویش ان شهررا به تصرف در اورد (همان ، ص40) و البته در همین  هنگام شهرهای بست ، صفا و تمام بلوچستان و مکران نیز به تصرف نیروهای او در امد ،  پسر او رضاقلی میرزا نیز شکستی سنگین بر ازبکان که به یاری حاکم قندهار امده بودند وارد ساخت . ( مرعشی صفوی ، میرزامحمدخلیل ؛ مجمع التواریخ ؛ تصحیح عباس اقبال اشتیانی ، تهران : سنایی ، 1328، ص 13-12)

 

سردیس نادرشاه

در ایام نبرد قندهار ، نادر سفیری را به هند گسیل داشت و از پادشاه هند خواست که برای حکام مناطق مرزی دستور ممانعت از ورود فراریان افغانی را صادرکند ،  لیکن محمد شاه گورکانی پادشاه هند درخواست نادر را بی پاسخ گذاشت .  در نتیجه برای نادر دستاویز لازم برای حمله به هند فراهم امد و او مصمم شد برای ارامش قطعی صفحات مرزی ایران و رسانیدن مرزهای مملکت به حدود تاریخی ان  اقدام نماید. ( تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران در دوره های افشاریه و زندیه ، ص 41)  

نادر در سال (1151ق) غزنین ، کابل ، جلال اباد را فتح نمود . دیگر پسر او نصرالله میرزا نیز پس از انکه بامیان و غور را مسخر خویش ساخت در جلال اباد به خدمت پدر رسید ، رضا قلی میرزا نیز که تا حدود بخارا پیش رفته بود در پنج فرسنگی جلال اباد به او پیوست والبته در همین محل بود که نادر نیابت سلطنت ایران و اختیار عزل و نصب حاکمان را در خلال غیبت خود به رضاقلی میرزا تفویض کرد . ( وزیر مرو ، محمد کاظم ؛ عالم ارای نادری ؛  با مقدمه میکلوخوماکلای ، جلد دوم ، مسکو : بی نا ، 1966-1960 م ، ص383-381)

 

نادرشاه افشار

نادر در رمضان سال(1151ق) ناصر خان حاکم پیشاور را که با بیست هزار سپاهی در تنگه خیبر راه را بر او بسته بود شکست داده و روانه لاهور گردید . نادر پس از فتح  لاهور به سوی دهلی به راه افتاد و چون اگاه شد که محمد شاه با سپاهیان خویش در کرنال اردو زده است بدان سو حرکت نمود . ( تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران در دوره های افشاریه و زندیه ، ص42 و کیشمیش اوف ؛ اردوکشی نادرشاه به هندوستان ؛ بی جا : بی نا ، بی تا ، ص 33)برابر با تاریخ ، شمار سپاهیان ایران در این نبرد حدود هشتاد هزارنفر و شمار لشگریان هندی درحدود سیصدهزار نفر بوده است . ( مقتدر ، غلامحسین ؛ نبردهای بزرگ نادرشاه ؛ تران : انجمن اثار ملی ، 1317 ، ص 226) از سوی دیگر اورده اند که در لشگرهند دوهزار فیل و نهصد توپ نیز وجود داشت ( همان ، ص43 و  تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران در دوره های افشاریه و زندیه ، ص 42)به این ترتیب نادر و لشگر ایران با دشمنی سرو کار داشتند که از حیث تعداد و قدرت اسلحه بسیار برتر بود ، اما شجاعت و تدبیر نادر و سردارانش و همچنین دلیری سپاهیان ایران نتیجه بخشید و پس از دو ساعت نبرد ، هندیان ناامیدانه فرار اختیار کردند. ( مالکم ، سرجان ؛ تاریخ ایران ؛ ترجمه میرزا حیرت ، جلد دوم ، بمبئی : بی نا ، 1876م ، ص28-27 )واین در حالی بود که تلفات بسیار به جای نهاده بودند. چنانکه میرزا مهدی خان استرابادی تلفات سپاه هند را بیش از سی هزار نفر دانسته است ( استرابادی ، میرزامهدی ؛ جهانگشای نادری ؛ تصحیح عبدالله انوار ، تهران  : انجمن اثارملی  ، 1341 ، ص 326) اما شایان توجه است  که تاریخ نگاران شمار مجروحان و کشتگان اردوی ایران را بین 500 تا 1500 نفر براورد کرده اند . (لکهارت ، لارنس ؛ نادرشاه ؛ ترجمه مشفق همدانی ، تهران : صفی علی شاه ، 1331 ، ص 184-183)پس از پایان کار، نادر که خود پهلو به پهلوی افراد در میدان کارزار نبرد نموده بود ( اردوکشی نادرشاه به هندوستان ، ص37) سجده شکر به جای اورد و به سرداران و سپاهیان پاداش داد . (  تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران در دوره های افشاریه و زندیه ، ص 43)

 

نبرد کرنال

پس از این شکست محمدشاه گورکانی پیشنهاد مذاکرات صلح داد و متعاقبا خود به خدمت نادر رسید و با گرفتن اطمینان بر دوام و بقای خود بر پادشاهی هند ، قوای ایران را به دهلی دعوت نمود . نادر پس از ورود به شهر در پانزدهم ذی قعده ( 1151ق) که با نوروز همزمان گشته بود جشنی بزرگ برپای داشت و دستور ضرب سکه که بران بیت ذیل نوشته شده باشد را صادر کرد :

     هست سلطان بر سلاطین جهان                شاه شاهان نادر صاحبقران

________________________

 

کتاب نامه :

1- استرابادی ، میرزامهدی ؛ جهانگشای نادری ؛ تصحیح عبدالله انوار ، تهران  : انجمن اثارملی  ، 1341

2- شعبانی ، رضا ؛ تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران در دوره های افشاریه و زندیه ؛ تهران : سمت ، چاپ چهارم ، 1381

3- کیشمیش اوف ؛ اردوکشی نادرشاه به هندوستان ؛ بی جا : بی نا ، بی تا

4- لکهارت ، لارنس ؛ نادرشاه ؛ ترجمه مشفق همدانی ، تهران : صفی علی شاه ، 1331

5- مالکم ، سرجان ؛ تاریخ ایران ؛ ترجمه میرزا حیرت ، جلد دوم ، بمبئی : بی نا ، 1876م

6- مرعشی صفوی ، میرزامحمدخلیل ؛ مجمع التواریخ ؛ تصحیح عباس اقبال اشتیانی ، تهران : سنایی ، 1328

7- مقتدر ، غلامحسین ؛ نبردهای بزرگ نادرشاه ؛ تران : انجمن اثار ملی ، 1317 

8- وزیر مرو ، محمد کاظم ؛ عالم ارای نادری ؛  با مقدمه میکلوخوماکلای ، جلد دوم ، مسکو : بی نا ، 1966-1960 م

______________________

« مردی حماسه افرین ، به هنگام خویش برخاست و یک تنه دنیایی را تکان داد اما به اندک روزی پس از او حماسه اش در یک تراژدی پایان یافت - : جاهلیت عرب که مرد حماسه افرین ان را خرد کرده بود در شکل خلافت اموی باز قوت گرفت و حماسه بزرگ اسلام را به یک فاجعه کشاند . بدین گونه ماجرای بامداد اسلام ترکیبی شد از یک حماسه و یک تراژدی . » ( شادروان دکتر عبدالحسین زرین کوب )

 

/ 31 نظر / 111 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سورنا گيلانی

جناب فرشيد ؛ با درود ؛ از دلاوران بختياری سپاه نادر به ضرورت روايت تاريخ سخن به میان امد . واگرنه کیست که منکر شود حضور دلاوران افشاری و ديگر خاندانهای ترک تبار را ؟ دوست گرامی ؛ در پاسخ به تشکيک شما ! بايد گفت که : محاصره قندهار ۱۵ ماه به طول انجاميد ( شوال ۱۱۴۹- ذی الحجه ۱۱۵۰) و سرانجام اين دلاورمردان بختياری لشگر شاه افشاری بودند که يکی از برجهای مهم ديوار قندهار را به تصرف خويش اوردند و پس از تصرف ديوار به توسط بختياريها دگر دستجات ارتش ايران به شهر وارد شدند . بنابراين بايد اذعان داشت که از مهمترين عوامل پيروزی پسر شمشير در نبرد قندهار دلاوران بختياری بودند . ( نگاه کنيد به تاريخ تحولات سياسی اجتماعی ايران در دوره های افشاريه و زنديه ؛ ص۴۰ و مرعشی صفوی ؛ ميرزا محمد خليل ؛ مجمع التواريخ ؛ تصحيح عباس اقبال اشتيانی ؛ تهران : سنايي ؛ ۱۳۲۸ ؛ ص ۱۳-۱۴ ) اما دوست گرامی پرسشی نيز من از شما داشتم . منبع شما برای بیان جمله ۸۰درصد ارتش نادر را افشارها و قشقاييها و اذريها تشکيل می دادند چيست ؟ باسپاس . پاينده باشيد .

سورنا گيلانی

سرور ارجمند و دوست گرامی جناب اذری وطن پرست ؛ با درود و تقدیم احترام ؛ اینکه فرهیخته ای چون شما این تارنگار را شایسته بازدید و نوشتارهای ان را سزاوار خواندن می داند خود موجب غرور و شادمانی است . از مهرتان سپاسگزارم . پاینده باشید .

atila

با سلام مجدد آقای گيلانی.از اينجا ميتوانيد به يک داستان محلی از افشارهای استان کرمان که به لهجه افشاری تعريف شده گوش دهيد.خيلی برايم جالب است که لهجه ی نادر شاه اينجوری بوده http://everytongue.com/recordings/afshar-ab.ram

Heaven Searcher

سلام... ممنون که اومدی و تولد وبلاگم رو تبريک گفتی .. ممنون از اظهار لطفت در مورد وبلاگم ... هميشه موفق باشی

فرید

سر شب قصد تاراج داشت// سحر گه نه تن سر نه سر تاج داشت//به یک گردش چرخ نیلوفری//نه نادر بجای ماند و نه نادری// بر روانش درود باد جناب گیلانی تارنمای سرزمین پارسیان بروز رسانی شده شاد زیوید مهر افزون

ahoora

تارنگار اهورا با نوشتاری درباره درگذشت اشوزرتشت به روزرسانی شد . ديدار شما دوست ارجمند از اين تارنگار باعث سرور اينجانب می‌باشد . باشد که اینجانب همیشه از پیام پر از لطف شما بهره مند گردم . ایدون باد ***جناب گيلاني از مطالب دقيق شما كه اين چنين كامل و با ذكر منبع و منابع بيان مي‌گردد بسيار استفاده برده و مي‌برم . راهتان مستدام باد .

فرید

دوست گرامی جناب بابايادگار عزيز من من هم با شما موافقم وهم مخالف نادر يک شخصيت دو بعدی در تاريخ داشته به مانند يک سکه يک روی ان صورت انسانی است که از عمق جامعه ستم ديده و رنج کشيده ايران بيرون می ايد و انچنان قاطعانه دست انيران را از اين سرزمين اهوارايی کوتاه ميکند که در تاريخ مايه فخر ايرانی ميشود شمشير او تا اينجا نقش اراده ملی را بازی ميکند و مانند درفش کاويانی شرف ملی است اما ان روی سکه سرداری است که خود را شاه ميخواند ستمگر ميشود در هند ان ميکند که همه ميدانيم و انچنان بر خاندان و ياران خويش جفا ميکند که ستم روا ميدارد که خونش ميريزند بهتر است در تاريخ از دو نادر نام ببريم يک سردار نادر افشار راد مرد ايران زمين و نادر شاه افشار ستم گر و .... شاد زيويد مهر افزون

JAMSHID

اميدوارم بتوانيد نغمه های شوم ضجاکان روزگار مانند پورپیرار که قصد نابودی ايران را دارند را خنثی کنيد

arya

درود بر شما ايران انديش ارجمند با ارزوی تندرستی و سربلندی برای همه پويندگان فرهنگ و تاريخ اين مرزو بوم

سورنا گيلانی

اريای گرامی ؛ به سبب مهرتان سپاسگزارم . شما نيز پاينده باشيد .