به مناسبت 5 اسفند - روز بزرگداشت خواجه نصیرالدین طوسی

بزرگترین دانشمند جامعی که پس از سپری گشتن دوران درخشان تمدن ایران اسلامی ظهور کرد و توانست همپای نامدارانی چون بوعلی سینا ، زکریای رازی ، ابوریحان بیرونی ، عمرخیام ، فردوسی توسی و ...  نام خویش را در تاریخ علم جاودانه سازد استاد البشر ، خواجه نصیرالدین محمد بن محمد بن حسن توسی ، است . وی که در سال 597 هجری در جهرود قم به دنیا آمد و بعدها به سبب زیستن در شهر توس لقب توسی یافت ( تاریخ مغول ، ص501) به عهد فرمانروایی غم برانگیز مغول مشعل فروزان علم و ادب ایران را در دست داشت . آنچه روشن است ، وی که در رام نمودن خوی ویرانگر و بدوی مهاجمان مغول برجسته ترین نقش را ایفا کرد یارای آن را یافت تا با درایت و خردمندی افزون خود فرهنگ ایرانی را با وجود دریافت آسیب و زخم فراوان ناشی از نادانی و جهل یورش آوران زنده نگه دارد . شاید از این حیث بتوان او را واجد جایگاهی همطراز با حکیم ابوالقاسم فردوسی برشمرد که زنده ماندن زبان پارسی پس از حمله ی اعراب تا اندازه ای مدیون هوشمندی او بوده است .

 تمبر یادبود هفتصدمین سالروز درگذشت خواجه نصیرالدین طوسی

خواجه نصیرالدین توسی به عنوان کسی که جامع تمام علوم روزگار خویش بود در شاخه های مختلف دانش میراث هایی ارزشمند و ارزنده از خود به یادگار نهاد . به عنوان نمونه ، او کسی بود که با ساختن رصدخانه ی مراغه پایه های ترویج ، گسترش و رشد نجوم را به عهد مغول بنیان نهاد . آنچه روشن است یکی از علل تلاش او در جهت کشف رازهای آسمان آن بود که برپایه ی باور وی دانش ستاره شناسی پس از علوم دینی برترین دانش به شمار می آمد . 

« چون بدیدم بر بسیط زمین   هـیــچ دانــشی زبــعـد دانــش دیــن

نیست از دانش نجومی بـه   کـاندرو گنــج و حکمــت است و فره » (نفیسی ، سعید ؛ « اشعار فارسی خواجه » ؛ یادنامه خواجه نصیرالدین توسی ، ص35)

 

اخلاق ناصری/ کتاب مشهور خواجه نصیرالدین طوسی

براساس مستندات تاریخی ، با تأسیس رصدخانه و آغاز فعالیت آن مراغه که شهری کوچک و کم رونق بود در زمره ی مهمترین شهرهای ایران و مرکزی برای فراز آمدن علما و ادبا شد . ( جواد مندوب ، مصطفی ؛ « اهتمام نصرالدین باحیاء الثقافه الاسلامیه ایام المغول » ؛ یادنامه خواجه نصیرالدین توسی ، ص99 )

به هر ترتیب ، مهمترین ثمره ی این رصدخانه که در آن کتابخانه ای مشتمل بر چهارصدهزار جلد کتاب وجود داشت و دانشمندان نامی و معروف از سرزمینهای گوناگون اسلامی و دست کم یک اندیشمند چینی به نام ، فائومون جی ، در آن گرد آمده بودند (تاریخ ایران کیمبریج ، ج5 ، ص634) تدوین زیج ایلخانی بود . این زیج توسط خواجه نصیرالدین توسی و با یاری دیگر دانشمندان نامی آن روزگار چون مؤیدالدین عروضی ، فخرالدین مراغی ، محی الدین اخلاطی و نجم الدین دبیران قزوینی تدوین گردید ( تاریخ گزیده ، ص590 ) و در آن به نکاتی اشاره شد که «  در دیگر زیجات متقدمان چون کوشیار ، فاخر ، علائی و شاهی و غیرها موجود نبود .» ( تاریخ وصاف ، ص52) البته خدمات حکیم نامدار توس در وادی ستاره شناسی تنها محدود به ساخت رصدخانه و تدوین زیج نبود ، چرا که او آثار بسیاری در این مورد و از جمله رساله ی ، بیست باب در معرفت اسطرلاب ، را نگاشت (کشف الظنون ، ج2 ، ص1985)

این اندیشمند برجسته و فرهیخته برای پیشرفت ریاضیات نیز تلاش بسیار پیشه ساخت و پیشوایی و پیشرویی این علم را چونان بسیاری دیگر از علوم بر عهده گرفت . در حقیقت ، وی استادی بود که به مقامی علمی ، برابر و همپایه با بزرگان ریاضی روزگاران پیشین ، دست یافته و توانسته بود زوال و نابودی این دانش را مانع گردد .( آموزش و دانش در ایران ، ص85 ) بزرگترین و ارزشمندترین کار وی در این زمینه نوشتن ، تحریرات ریاضی ، بود .( صفا ، ذبیح الله ؛ « تحریرات خواجه نصیرالدین توسی » ؛ یادنامة خواجه نصیرالدین توسی ، ص165-133  ) وی که مدتها برای به انجام رساندن این کار به جستجو و تحقیق پرداخته بود درجاهای مختلف تحریرات خود سخن از اصلاح اشتباه های پیشینیان نموده است . این تحریرات حکیم توسی ، از نظر شمول آرای ریاضی دانان یونانی و ایرانی _ اسلامی درباره ی مبادی مختلف تاریخ ریاضیات ، حل های هندسی و اشاره به کارهای گذشتگان در ریاضی ، از مهمترین کتابهای تاریخ ریاضیات اسلامی به شمار می روند . (قاسملو ، فرید ؛ « معرفی نسخه های خطی متوسطات موجود در کتابخانه های ایران » ؛ مجموعه مقالات سومین همایش تاریخ ریاضی ، ص121) بنا به باور نگارنده ی تاریخ ادبیات در ایران ، زحماتی که خواجه در اصلاح و نگارش آثار ریاضیدانان بزرگ دنیای پیش از خود کشید دانش ریاضی را برای دانش پژوهان عهد وی و کسانی که پس از او بدین دانش پرداختند آسان نمود .(  تاریخ ادبیات در ایران ، ج3 ، ب1 ،  ص270) خواجه نصیرالدین ، به غیر از تحریرات که بیشتر مشتمل بر بازنویسی و ویرایش آثار پیشنیان بود در مورد دانش ریاضی کتابهای پرشمار دیگری نیز نگاشت ، آثاری چون رساله در حساب و جبر و مقابله ، رساله ی رد بر مصادره اقلیدس در اصول هندسه ، کتاب الاستوانه ، جامع الحساب و کتاب الظفر در جبر و مقابله از این جمله اند .( همان ،ص271-270 )

در آسمان ادب پارسی نیز خواجه نصیرالدین توسی چونان ستارگان درخشان و تابناک است بدانگونه که کتاب اخلاق ناصری او یادگاری ارزنده از آثار منثور ادب پارسی عهد ایلخانی به شمار می آید . در حقیقت ، با وجود آنکه مقام علمی خواجه نصیرالدین بر جنبه ی نویسندگی او برتری دارد لیکن با توجه به آثار و سبک نگارش ، وی در میان نثرنویسان آن دوره دارای پایگاهی بلند و جایگاهی والا است . ( خطیبی ، حسین ؛ « نثر فارسی در قرن هفتم هجری و سبک آثار فارسی خواجه نصیرالدین » ؛ مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران ، شماره چهارم ، سال سوم ، 1355 ، ص21)

در علم کلام که تحقیق در اصول عقاید اسلامی و دفاع از آنها بدان مربوط است نیز خواجه نصیرالدین طوسی نقشی پررنگ ایفا نمود و با نگارش کتاب ، تجرید الکلام ، پایه گذارکلام شیعی در ایران بعد از حمله ی مغول شد . (تشیع و تصوف تا آغاز سده دوازدهم هجری ، ص92-91 )

نیازمند یادکرد است که از ویژگیهای عهد مغول کشش حکمت به جانب شرع به ویژه نوع شیعی آن است . نمود چنین کششی را می توان در آرای فلسفی خواجه نصیرالدین توسی شیعی مذهب دید که در کنار بابا افضل کاشانی از جمله بزرگترین فلاسفه ی عهد بود و تلاش بسیار برای پیشرفت این علم پیشه کرد . آنچه روشن است ، اگر تأییدات و مدافعات فلسفی محقق مشهور توس نبود اعتراضها و تشکیکها لطمه ی بزرگی به حییثت فلسفه می زد (کارنامه اسلام ، ص 120) کتاب ، شرح اشارات ، نمونه ای از این تاییدات و مدافعات فلسفی خواجه نصیرالدین به شمار می آید (تاریخ فلسفه در ایران و جهان اسلامی ، ص 446-440)

در علم منطق نیز همچون بسیاری دیگر از شاخه های علوم ، خواجه نصیرالدین توسی ، سردسته و پیشاهنگ بود . گواه درستی این گفتار را می توان نگارش کتاب ، اساس الاقتباس ، به توسط خواجه دانست . آنچه روشن است این کتاب که در نه مقاله نگارش یافته و هر مقاله ی آن خود به چند فن و هر فن به چند فصل تقسیم می شود بعد از کتاب ، شفای ابن سینا ، بزرگترین و مهمترین کتابی است که در علم منطق تألیف شده است . (همان ، ص439-438 ) محقق بزرگ توسی همچنین با ترجمه نمودن برخی کتابهای مرتبط با منطق به پارسی ، پایه ی نگارش این دانش را به زبان پارسی استحکام بخشید . (تاریخ ادبیات در ایران ، ج3 ، ب1 ، ص242)

این دانشمند بزرگ و نامی ایران زمین که به واسطه ی نفوذ فوق العاده بر هولاکو خان (فوات الوفیات ، ج2 ، ص149 ) بسیاری از اهل فرهنگ و ادب را از مرگ نجات بخشید سرانجام در سال 672 هجری جان به جان آفرین تسلیم ساخت در حالیکه انبوهی آثار ارزشمند برای همیشه و نامی نیک برای تاریخ به یادگار نهاده بود .

منابع و ماخذ

1- اقبال آشتیانی ، عباس ؛ تاریخ مغول ؛ چاپ هفتم ، تهران : امیرکبیر ، 1379

2- الشیبی ، کامل مصطفی ؛ تشیع و تصوف تا آغاز سده دوازدهم هجری ؛ ترجمه ی علیرضا ذکاوتی قراگوزلو ، چاپ دوم ، تهران : امیرکبیر ، 1374

3- حاجی خلیفه ، مصطفی بن عبدالله ؛ کشف الظنون ؛ جلد اول و دوم ، تهران : اسلامیه و جعفری تبریزی ، 1378ق

4- حلبی ، علی اصغر ؛ تاریخ فلسفه در ایران و جهان اسلامی ؛ تهران : اساطیر ، 1373

5- زرین کوب ، عبدالحسین ؛ کارنامه اسلام ؛ چاپ نهم ، تهران : امیرکبیر ، 1382

6- شیرازی، فضل الله بن عبدالله ؛ تاریخ وصاف الحضره در احوال سلاطین مغول ؛ تهران :کتابخانه ابن سینا و کتابخانه جعفری تبریزی ، 1338

7- صفا ، ذبیح الله ؛ آموزش و دانش در ایران ؛ تهران : نوین ، 1363

8- صفا ، ذبیح الله ؛ تاریخ ادبیات در ایران ؛  جلد سوم ، بخش یکم ، چاپ ششم ، تهران : فردوس ، 1368

9- کتبی ، ابن شاکر ؛ فوات الوفیات ؛ جلد دوم ، مصر : قاهره : بی نا ، بی تا

10- مستوفی ، حمدالله ؛ تاریخ گزیده ؛ به اهتمام عبدالحسین نوایی ، چاپ چهارم ، تهران : امیرکبیر ، 1381

11- ................. ؛ تاریخ ایران کیمبریچ ، گردآورنده جی . آ . بویل ، ترجمه ی حسن انوشه ، چاپ پنجم ، جلد پنجم ، تهران : امیرکبیر ، 1381

12- ............... ؛ مجموعه مقالات سومین همایش تاریخ ریاضی ، بندرعباس : دانشگاه هرمزگان ، 1378 ،

13- ................ ؛ یادنامه خواجه نصیرالدین توسی ؛ تهران : دانشگاه تهران ، 1336

14- مجله ی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران ، سال سوم ، شماره ی چهارم ، 1335

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

« در زندگی عادی بعضی ملاحظات جایز است . مرد شریف باید وطن و یاران خود را دوست بدارد و در کین و مهر آنان شریک باشد ، اما وقتی انسان عنوان مورخ دارد باید تمام اینگونه احساسات را فراموش کند . بسا که می بایست دشمنان را بستاید و یا برعکس دوستان را نکوهش کند و سرزنش »«پولی بیوس»

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

+ زبان دیرین مردم آذربایجان ـ دکتر منوچهر مرتضوی

 

  

/ 43 نظر / 75 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Heaven Searcher

سلام .... وقت رفتن من هم رسید ! همیشه موفق باشی

کلئوپاترا

سلام دوست عزیز فرا رسیدن بهار را به شما تبریک می گویم. سالی خوش در پیش رو داشته باشید. کلئوپاترا دختر فیلیپ

nazanin

با درود دوست گرامی تارنگار من به روز شد «بهين جشن نوروز مهين يادگار نياکان بر شما فرخنده باد»

nasser hajloo

درود بر شما جناب گيلانی . با استفاده از مطلب پوريم شما مطلبی در تارنمای خط ميخی نوشته شد از اينکه پيش از کسب اجازه مطلب را بروز کردم پوزش می خواهم اميدوارم بر من ببخشاييد قربان شما ناصر حاجلو

سورنا گيلانی

يار فرهيخته بابايادگار گرامی درود بر شما ، شوربختانه تاريخ بلعمی را هم اکنون در دسترس ندارم . تلاش می نمايم در نخستين فرصت پاسخ پرسشتان را در ان بيابم . متاسفانه در مورد جابر بن حيان نيز اگاهی چندانی ندارم .

سورنا گيلانی

دوست انديشمندم سرکار خانم نازنين درود بر شما . پيشنهادتان بسيار ارزنده است ، در حقيقت تاکنون بدان نينديشيده بودم . تلاش خواهم داشت زين پس خائنان به ميهن را نيز معرفی نمايم ، هرچند که يافتن خائنان در لابه لای اسناد تاريخی کاری به تقريب دشوار است .

سورنا گيلانی

دوست انديشمندم جناب اريانام سلام و درود بر شما . 1- در مورد جزيه با شما همرايم ، چنانکه از پيامم نيز چنين برمی امد . 2- در مورد فجايع اعراب من نيز با شما همداستانم و نوشتارهای پيشينم در اين باره برصدق گفتارم گواهی می دهد . حتی با توجه به فجايع گسترده انان بسيار دور از ذهن می نمايد که انان کتابها را نسوزانده باشند . اما بايد بپذيريم که دست کم تا به امروز هيچ مدرک محکمه پسندی که ثابت نمايد خليفه دوم حکم به نابودی کتاب ها داده باشد در دست نداريم . در ضمن دليل شما را در مورد عدم بدگويي مورخان سنی در مورد عمر را نمی پذيرم چرا که بسياری تاريخنگاران چون يعقوبی شيعه بوده و حتی بدين سبب تحت تعقيب دستگاه خلافت سنی قرار داشتند اما به فرمان خليفه دوم کمترين اشاره ای نداشته اند . 3- اين را نمی توان پذيرفت که بيشتر کتابهای پهلوی توسط پارسيان هند حفظ شده باشد چرا که کتابهای پهلوی نامبرده شده در الفهرست و التعريف بطبقات الامم بسيار زيادند ، از ديگر سوی عمده مهاجران زرتشتی ايرانی سالها و حتی سده ها پس از روزگار صدر اسلام به هند مهاجرت نمودند . 4- سخن از دانشگاه گندی شاپور به ميان اورده ايد و ان را نشانی از پيشرفت دان

فرشته مهر

بهار پشتِ پهار می دود و رايحه ايران چون آويزِ دست های گُلگونِ بهار با گذرِ هر بهار،به مشام می رسد و باز می دود...تا بيايی نَفَست را به عطرش، تازه کنی..باز می رود... این است من هر سال بهار را گم می کنم..و قدم هایم به قدم هایش نمی رسد... رایحه ایران هر سال می آید و میرود... و من هر بهار دلم هوای خانه و کوچه و خیابانِ ایران را می کند راستی چقدر زود می گذرد هر سال، اينجا...

داود

سلام ميخوام اين رو براتون تقديم کنم به ياد آرزوهايی که می برند سکوتی خواهم کرد سنگينتر از فرياد وقت کردی سری هم به ما بزن